رفتن به بالا

آیا دیانت شما عین سیاست شماست؟!

نامه رجايي فر به احمدي نژادما بنا داریم که مدعیان اصولگرایی را با اصول ومبانی شناخته شده نظام اسلامی محک بزنیم؛ نه این که با صرف ادعای اصولگرایی، مبانی و عقول خود را تعطیل کنیم. به نظر می رسد اگر چه ادبیات شما در لفظ و لحن سرشار از نشانه ها و معارف انقلاب و یادآور آرمانها و اهداف و فرهنگ شکوهمند استکبار ستیزی است، لکن در عمل و رفتار، مسیری را در پیش گرفته اید که در هر گام آن از مدعای خود دورتر می شوید؛ تا جایی که در برخی حوزه ها چنان حریمها و حرمتها را شکسته اید که در زمان ریاست اسلاف شما نظیر و سابقه ندارد!

به نام خدا

از روزهایی که امام امت(ره) به لطف الهی توفیق یافت که جامعه غربزده ایران را به سوی اسلام ناب محمدی(ص) هدایت کند و در جایگاه خط مقدم نهضت جهانی اسلام قرار دهد هنوز سی سال نگذشته است؛ سی سالی که هر روزش برای دلبستگان به انقلاب اسلامی و زمینه ساز انقلاب جهانی امام عصر (عج) از یک سو با ایثارگریها و افتخارات و از سوی دیگر با تب و تابهای جانسوز همراه بوده است که البته ذکر همه دستاوردها و پیروزیها و نیز مصیبت های مقاطع مختلف این سی سال در این مقال نمی گنجد؛ لکن جای آن است که به خود تذکر دهیم دینی که امام راحل(ره) به موجب احیای تفکر اصیل  دینی و قلوب مرده مسلمانان غفلت زده بر عهده ما نهاده است، فداییان انقلاب اسلامی را از سکوت و سازش با جریانهای انحرافی – از منافقین دارودسته رجوی تا منافقین در لباس اصلاح طلبی و حتی در جامه اصولگرایی- منع می کند. بر این اساس ما بنا داریم که مدعیان اصولگرایی را با اصول ومبانی شناخته شده نظام اسلامی محک بزنیم؛ نه این که با صرف ادعای اصولگرایی، مبانی و عقول خود را تعطیل کنیم و از عرصه عمل سیاسی خارج شویم و در حریم خصوصی خود به آغوش دنیای مذموم بخزیم.
آقای رییس جمهور!
لازم است یک بار هم بدون تعارف با شما صحبت کنیم؛ همان گونه که شما ادعا می کنید در حفظ مصالح نظام اسلامی با کسی تعارف ندارید. متاسفانه به نظر می رسد اگر چه ادبیات شما در لفظ و لحن سرشار از نشانه ها و معارف انقلاب و یادآور آرمانها و اهداف و فرهنگ شکوهمند استکبار ستیزی است، لکن در عمل و رفتار، مسیری را در پیش گرفته اید که در هر گام آن از مدعای خود دورتر می شوید؛ تا جایی که در برخی حوزه ها چنان حریمها و حرمتها را شکسته اید که در زمان ریاست اسلاف شما نظیر و سابقه ندارد! دولت نهم به پشتوانه حمایت مردمی که بیزار از اعمال و افکار غیرانقلابی و بعضا غیراسلامی دولتهای پس از جنگ بودند، در میدان مبارزه انتخاباتی پیروز شد و پا بر کرسی قدرت نهاد؛ ولی خیلی زود نشان داد که جز ادبیات انقلابی طوطی وار، در عرصه عمل راهی متفاوت از دولتهای قبل را در حوزه های اقتصاد و سیاست خارجی و فرهنگ و مسائل اجتماعی در پیش نگرفته است؛ مگر در عرصه بسیار خطیر دفاع از حق مسلم انرژی هسته ای که بی تردید محصول عنایت و هدایت مستقیم مقام معظم رهبری است و تفاوت دیگر این که اکثر نزدیکان و طرفداران دولت شما در مقایسه با دولت پیشین، ظرفیت کافی برای تحمل انتقادها -حتی از جانب دلسوزان شناخته شده اردوگاه اصولگرایی – را نداشتند که این هم با تبلیغات سازمان یافته، درست در نقطه مقابل وانمود شده و دولت نهم قربانی هجمات بی رحمانه منتقدین معرفی می شد!
آقای احمدی نژاد!
در بیشتر روزهای این سه سال که از یک سو شاهد عملکرد و رفتار دولت نهم و از سوی دیگر ادبیات انقلابی و آتشین شما بوده ام ، تناقض و تنافر این دو محور را در بسیاری از موارد عجیب و غیر قابل توجیه  و تفسیر یافته ام و برای ادعای بزرگ خود نمونه های متعددی دارم ؛ اما به ضرورت کوتاه کردن سخن به آخرین اقدام نسنجیده و ناپسند شما در معرفی شتابزده سه وزیر به مجلس شورای اسلامی در هفته گذشته می پردازم. عبور همراه با سکوت و به معنای تایید شما از مساله مهم احتمال عدم صحت مدرک تحصیلی وزیر پیشنهادی کشور، نه فقط صداقت آن فرد، بلکه ادعای شما مبنی بر حفظ امانت گوهر گرانبهای اعتماد مردم متدین و انقلابی را به زیر سوال برد و موجب آن شد که متاسفانه خود شما مصداق فرمایش مقام معظم رهبری واقع شوید که فرمودند هر کس مردم را نسبت به دولت بی اعتماد کند به دشمن کمک کرده است! به واقع اگر شما بنا نداشتید که از چنین ابهامی تعمدا گذشت کنید، می توانستید یا خود در صدد توضیح برآیید و یا از وزیر پیشنهادی بخواهید که ادعا و یا افترای مخالفین را با سند و مدرک پاسخ گوید؛ اما به جای این کار باز با مشتی الفاظ به ظاهر در کسوت ادبیات انقلابی و اصولگرایی، صحنه را آراستید و این اتفاق  یکی از شواهد مهم دال بر این ادعاست که بر خلاف این که همیشه گفته اید که با کسی تعارف ندارم و از ارزشها و آرمانها کوتاه نمی آیم و گوش متخلفین را  می پیچانم(!) به سادگی و با سکوت آگاهانه از کنار چنین افتضاحی گذشتید و بعد هم در جلسه معارفه وزیر مذکور، با تلاش عالمانه و عامدانه و از پیش قصد شده که در عرف حقوقی معنا دار است، با هدف  تغییر صورت مساله و قبل از انجام تحقیقات کافی و لازم ، او را از اتهامات بری کردید؛ که : "برای خدمت نیازی به این کاغذ پاره ها نیست "(!)
آیا مناقشه بر سر نیاز یا عدم نیاز به مدرک دکترا برای اشغال صندلی وزارت بود که با سعی در انحراف اذهان، مقام مقدس ریاست جمهوری اسلامی را به مباشرت  در جرم دروغ و جعل آلودید؟ یا سوال اصلی این بود که" آیا برای تصدی مقام مهم وزارت کشور که مسوولیت امنیت روزمره مردم، حفظ حقوق اجتماعی و آزادیهای فردی مردم و رعایت امانت و صیانت از آرای مردم را در انتخابات آتی به عهده دارد ، داشتن صداقت و امانت و دوری از دروغ و خیانت شرط است یا خیر؟" وآیا می توان گوهر اعتماد ملت را تقدیم کسی کرد که در مهار پست ترین تمایلات جاه طلبانه خود شکست خورده است؟ آیا دفاع از مجرمین و سوء استفاده کنندگان از منصب و قدرت یک فضیلت اخلاقی است؟ آیا نظام حقوقی و قضایی ما از اقدام مشابه یک کارمند ساده با ندیده گرفتن شاهین  ترازوی فرشته عدالت می گذرد و یا چنین شانی مختص قدرتمندان و اهالی طبقه جدید اشراف برخاسته از دامان رانتهای دولتی و دستگاه
  قضایی فشل و ویرانه تر از پیش است؟ اگر در اندیشه سیاسی شما – آن طور که در وبلاگ خود ادعا کرده اید – حقیقت مداری بر سیاست مداری غلبه دارد، پس چگونه توانستید این طور با معانی و الفاظ "خدمت و …." بازی انقلابی کنید و نتیجه ای وارونه و غیر انقلابی بگیرید؟ این است مصداق عملی تعارف نداشتن بر سر ارزشها و اصول و آرمانها و ادعای پیروی از افکار و آرای حضرت امام و مقام معظم رهبری ؟!
آقای رییس شورای امنیت ملی!
متاسفانه روحیه اعتماد به نفس بیش از حد جناب عالی به بعضی از نزدیکان مورد وثوق شما هم سرایت کرده است و نه تنها از موضع سخنگویی دولت به قوای دیگر مملکت تعرض می شود، بلکه برخی دیگر پا را از گلیم خویش بس فراتر نهاده و در حالی که هنوز برادری خود را به نظام اسلامی ثابت نکرده اند ، میدان دار حوزه های حیاتی و عناصر هویتی گفتمان انقلاب اسلامی شده اند و با اظهارات غیر عقلانی و غیر مسوولانه خود، در پی شکستن آخرین (!) تابوی حوزه سیاست خارجی کشور می باشند و با سخنان جاهلانه خود سبب انبساط خاطر صهیونیستها و دشمنان امت اسلامی و قطع امید مدافعان ملت فلسطین از احتمال بروز خطای لفظی شده اند. ملت امریکا را نه از برترین ملتهای جهان بلکه برترین ملت جهان می دانند و جای تاسف است که چنین بی مایگانی که با الفبای سیاست الهی امام راحل بیگانه اند به عنوان "اسلام شناس" مورد تایید و حمایت و احیانا مراجعه(؟!) شما قرار دارند و من به راستی نمی فهمم که چرا اتخاذ چنین مواضع و بیان چنین اظهارات گستاخانه ای اگر از جانب امثال مهاجرانی و عبدی و محمدرضا خاتمی صورت می گرفت ذنب اکبر ولایغفر بود اما به صرف ادعای اصولگرایی در دولت نهم، همه باید مهر تایید و سکوت بر آن بزنند و اگر امروز ما در این باره سکوت کنیم در فردای احتمالی صدارت اصلاح طلبان چگونه وجدانا اجازه فریاد خواهیم داست؟! بدون تعارف باید بگویم چنانچه شما هیچ طرح و برنامه ای برای مهار کردن زبان و امیال ناشناخته و اهداف مشکوک این فرد ندارید، باید بپذیرید که با لبریز شدن کاسه صبر انقلابیون غیرتمند و مدافع حریم مقدسات نظام اسلامی، آنها خود به تادیب و تنبیه او اهتمام کنند.
استاد شریف دانشگاه علم و صنعت!
دیر یا زود دوران ریاست شما بر این جمهوری مقدس به پایان خواهد رسید و به اتاق کوچک خود در دانشگاه باز خواهید گشت؛ اتاقی که با تمام کوچکی از منزل آخرت بسیار بزرکتر است! بی تعارف می گویم برای کسانی که دیانت و حق و حقیقت را فوق مناسبات سیاست و قدرت قرار می دهند و وجدان دینی خود را برای حاکمیت احکام و تعالیم اسلام ، در عالم سیاست به خدمت می گیرند، در شرایط حاضر شایسته ترین تصمیم، توبه به درگاه الهی، عذرخواهی از بی توجهی به حسن اعتماد و اقبال مردم و برخورد مناسب با خاطیان وبی تدبیران و مهمتر از آن  محاکمه خود در محضر اصول اسلامی است و انتظار می رود نه تنها آن شخص جاعل و فریبکار را به جرم سوءاستفاده از قدرت و مراتب اعتماد نظام اسلامی به وی و قصد فریب افکار عمومی و نمایندگان مردم و کسب مدارج و مکاسب حرام در مناصب قبلی مجازات نمایید؛ بلکه لازم است با عدول از رذیله غرور و خودشیفتگی که به بی توجهی مطلق و ایراد اتهامات واهی به منتقدین دلسوز منجر شده است، خود را نیز تنبیه کنید و در غیر این صورت – بدون تعارف-  بپذیرید که دیانت شما عین سیاست شماست و نه سیاست شما عین دیانت رسول الله (ص) و امیرالمومنین (ع)و امام عصر(عج) که بی صبرانه در انتظار قدوم مبارکش هستید!
برادر محترم!
به عنوان یک کمترین از ملت فداکار ایران که توفیق داشته ام در عرصه حمایت از آرمانها و اهداف انقلاب، رؤسای جمهور پیشین را به نقد و سؤال کشیده و مطالبات جریان حزب الله را متذکر شوم، به شما هشدار می دهم که دو مورد ذکر شده در این ادعا نامه علیه جناب عالی، نخستین رسواییهای سیاسی در این سطح در طول حیات طیبه جمهوری اسلامی ایران است که به لحاظ ربطی که  هر دو مورد با آن سوی مرزها یافته، هم اکنون واکنش نظام اسلامی را در کانون توجهات بین المللی قرار داده است؛ مضافا این که قلبهای پاک بسیاری از فرزندان عاشق و فدایی انقلاب اسلامی را به درد آورده؛ عقول آنان را متحیر ساخته و قدرت تحلیل در فهم رفتار سیاسی شما در کنار گفتار انقلابیتان را از آنها سلب و امکان دفاع از بخش مهمی از عملکرد دولت نهم را زایل کرده است. به نظر می رسد چنانچه موضع اصیل، ضروری  و بر حقی را در این دو مورد اتخاذ نکنید، باید اطمینان داشته باشید که هرگز بازیها و ابزارهای سیاسی پدر خوانده های مدعی جریان اصولگرایی  نخواهد توانست اعتماد گسترده مردم را برای انتخاب شما جلب نماید.
بدون تعارف امیدوارم  این نقد و توصیه مشفقانه  از گنجایش تحمل جناب عالی فراتر نرفته و چراغی را در خانه دوستی با منتقدین درون گفتمانی برافروزد. در صورت تحقق این آرزو و تداوم فضا و آزادی لازم در خصوص امر خطیر مذاکره با شیطان بزرگ و امکان برقراری رابطه پس از سی سال مقاومت شجاعانه به قیمت برقراری یک خط مستقیم هوایی به آمریکا و مباحثه مهم از سرگیری رابطه سیاسی با دولت سرکوبگر و ضداسلامی رژیم نامبارک در مصر و آثار نامطلوب سیاسی- اجتماعی طرح تحول اقتصادی بر گرده محرومین و مستضعفین جامعه و قلب واقعیت های اجرای این طرح و….با شما گفتنی بسیار داریم ؛ اگر البته شنیدن را برتابید.
                                                                                            
فروز رجایی فر

لازم بذكر است رجايي فر از دانشجويان پيرو خط امام و تسخيركنندگان سفارت آمريكا در تهران بوده است. وي هم اكنون دبير ستاد پاسداشت شهداي جهان اسلام مي‌باشد.