رفتن به بالا

مروری بر مسولیت و سازندگی علی صفایی

علی صفایی با مشاهده خوب بر روشهای تربیتی نقصان ها و مشکلات روشهای تربیتی را نیز به خوبی رصد کرده واین است که با ارایه  جریان تربیت و روشهای بحث شده در این کتاب نشان میدهد که چشمانش با دیده بصیرت انسان و مربیان  انسان را نقد کرده و به خوبی بر گلوگاه های خطر خیز مسیر  تربیت انگشت میگذارد.

یقینا  صحبت در باره علی صفایی و نقد وی به این سادگی میسرنیست  آن هم  کسی که خود سرشار از علم و آگاهی است و به تنهایی خود در مسیر تربیت زود پی برد و با توجه به عشقی که سرتاسر وجودش را پر کرده بود و مسیر طولانی  زندگی حقیقی و سرمایه های آن را به خوبی دیده ودر این راه به تولدسالم و قوی بعد از مرگ کاملا ایمان پیدا کرده و در این راه که نه با پای سر بل با تمام وجود خویش در این مسیر استعدادها  خویش را  در راه سرمایه شدن هزینه میکند و همه اینها سبب شده که شخصیت خاصی بگیرد صحبت در باره وی به این سهولت امکان پذیر نیست.اما سعی میکنم به قلم ناچیز خود آنچه را به ذهن این حقیر میرسذ به تقریر بیاورم .

علی صفایی به خوبی تربیت را شناخته و به اهمیت آن پی برده  و این است که با شناخت استعدادها و درک این نیاز به مسئولیت میرسد.و زمینه ارایه مطالب تربیتی خود را تنها و تنها دین میداند.و در این بین بین علوم مسلمین و علم اسلامی تفاوت قائل است به خوبی تفاوت این دو راشناخته است.

علی صفایی با مشاهده خوب بر روشهای تربیتی نقصان ها و مشکلات روشهای تربیتی را نیز به خوبی رصد کرده واین است که با ارایه  جریان تربیت و روشهای بحث شده در این کتاب نشان میدهد که چشمانش با دیده بصیرت انسان و مربیان  انسان را نقد کرده و به خوبی بر گلوگاه های خطر خیز مسیر  تربیت انگشت میگذارد.

او بر خلاف مسیر مدرنیته و رویکرد مدعیان تربیتی همچون روسو نشان میدهد که در زندگی اگر خود را مشغول طبابت روح کرده از آن دسته طبیبانی نیست که قائل به این تفکر باشد که ضرورتی ندارد رطب خورده  منع رطب کند. این است که بسیاری از شاهد مثال های خود را از متن زندگی و رفتار های تربیتی خود ارائه میدهد.

علی صفایی در عرصه انتشار مطالب خود به خوبی ابزار خود را در حیطه قلم شناخته و با ادبیات به خوبی مانوس شده واین توانایی ادبی خود را تا حدود زیادی به جا به کار برده است.نثر او آنچنان دلکش است که آدمی را در بسیاری از موارد از عالم ماده دور و به سیر و سیاحت در عالمی که او میخواهد میکشاند.

شاید بزرگترین خرده ای که من میتوانم به این چشمه جوشان تربیتی بگیرم در گیری بیش از حد مفاهیم تربیتی با ادبیات میباشد.در بعضی موارد کشف شاهد مثال برای گفته های وی نیاز به ساعت ها مداقه در واژه هایی دارد که صفایی آنها را به زیبایی به رقص آورده است.شاید پیچیده شدن منظور نویسنده در ملحفه هایی از کلام که ذهن آدمی را اینقدر برای پیدا کردن نمونه به چالش میکشد نیاز نباشدو میشود ساده تر این به مقصود رسید و این است که بعضا ضرورت وجود شارح در کنار کتب این بزرگوار احساس میشود.

نکته بعد اینکه صفایی فضای زمان خود را به خوبی شناسایی  کرده بسیار زیبا در برابر آن موضع گرفته است.مشاهدات حقیر این مطلب را میرساند که فضای کنونی اندکی متفاوت با آنچه صفایی به تصویر میکشد است و این که خواننده غیر خاص(کسی که که خیلی در وادی ایسم ها و ….نیست) در برخی موارد برایش قلم وی گنگ میباشد.البته با این وجود به خاطر ارتباط عمیق صفایی با متن قرآن و روایت و سیره  قلم وی نیز تاحدود زیادی رنگ فرا زمانی به خود گرفته است.

در نهایت ودر آخر این ناچیز نوشته باید بگویم که صفایی و راه این ولی خدا را  حالا حالا ها باید مطالعه و  مباحثه  کرد تا بتوان صفایی را درک کرد
خدایش بیامرزاد

منبع:وبلاگ فتوتا