سخنی با مقلدان آیت الله صانعی

یادداشتی از حجة الاسلام حمیدرضا غریب رضا:

امام خميني(ره) در آخرین روزهای عمر پر برکت خود به آیت الله مشکینی فرمودند: به فرزندان انقلابیم بفرمایید که تندروی عاقبت خوبی ندارد اگر آنان جذب حضرات آقایان جامعه مدرسین حوزه علمیه نشوند در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که مروج اسلام آمریکایی هستند …

امام خميني(ره) در آخرین روزهای عمر پر برکت خود به آیت الله مشکینی فرمودند: به فرزندان انقلابیم بفرمایید که تندروی عاقبت خوبی ندارد اگر آنان جذب حضرات آقایان جامعه مدرسین حوزه علمیه نشوند در آینده گرفتار کسانی خواهند شد که مروج اسلام آمریکایی هستند …

شناخت اسلام ناب
حضرت امام خميني(ره) نمايشگر خط ميانه و تفكر ناب اسلامي بودند. حضرت روح الله الموسوي الخميني در يك زمان رشيدانه و قدرتمند در دو جبهه با تحجر و التقاط مبارزه كردند و الگوي زيبايي از عقلانيت انقلابي را براي تاريخ باقي گذاشتند.  مسلم است كه امام خميني توسعه دهنده فقه شيعه و بلكه احياگر انديشه حاكميت ديني در دوران معاصر است و به مساله زمان و مكان به عنوان دو عنصر اساسي در فقه معاصر توجه داشتند ولي در عين حال يكي از شاخصه‌هاي اسلام ناب از منظر امام خميني(ره) استناد فهم ديني به روش ريشه‌دار و تاريخي فقاهت سنتي در حوزه‌هاي علمي است كه در پيام ايشان به نام منشور روحانيت، از اين روشمندي به التزام به فقه جواهري ياد شده است. حركت در خط اسلام ناب چونان گام برداشتن بر تار موي و سير  بر لبه شمشير است. كوچك‌ترين افراط و تفريط موجب انحراف از صراط مستقيم خواهد بود. اعتراض جامعه مدرسين حوزه علميه قم به فتاواي آيت الله صانعي به معناي اعتراض به روشي ساختار شكن در فقه است كه بدون تبيين مباني اصولي و روش اجتهادي خود پا را از چارچوب‌هاي روشن و ثوابت فقه جواهري فراتر گذاشته است.  
سخن بر سر سرنوشت  و آخرت عده‌ زيادي از مسلمانان شيعه است كه از ايشان تقليد مي‌كردند بنابراين شايسته است بدون هيچ گونه حب و بغض، پيش داوري و فارغ از مباحث ديگر به بررسي مباني اظهار نظر جامعه مدرسين بپردازيم تا بتوانيم حجت شرعي را در اين مساله براي خود و ديگران تمام كنيم.
شايد برخي گمان كنند كه نوانديشي‌ها و تحولات فكري امام خميني(ره) با فتاواي آيت الله صانعي همسو بوده است و ايشان به جهت شاگردي امام خميني(ره) در همان مسير قدم برمي‌دارند در حالي كه مباني نوانديشي مطرح شده از طرف امام خميني(ره) كه بارها و بارها از طرف پژوهشگران و شاگردان ايشان تبيين شده است، با روح و روش حاكم بر فتاواي آيت الله صانعي متفاوت است.

واقعا دردناك است
مسلم است شنيدن و خواندن چنين اظهار نظري درباره شخصيتي كه سالها در جايگاه مرجعيت بوده بسيار دردناك است. دست كم مقلدان ايشان را دچار ترديد در سرنوشت ديني خود مي‌كند. ولي نمي‌توان با تعارف و كتمان حقايق، تلخي برخي واقعيت‌ها مخفي نمود. براي رسيدن به درمان بايد دردها را شناخت. بايد واقعيت‌ها پذيرفت و تلاش نمود از بحران‌هاي به وجود آمده با بصيرت و عقلانيت ديني گذر نمود تا با كمترين آسيب مواجه شد. نوشتار زير تلاشي است براي روشنگري ابعاد مختلف نظر جامعه مدرسين حوزه علميه قم درباره مرجعيت آيت الله صانعي.

بررسي فقهي راه‌هاي شناخت مرجع تقليد
در رساله عمليه مراجع در باب اجتهاد و تقليد براي شناخت مرجع تقليد سه راه بيان شده است:
1.    خود انسان يقين كند مثل اينكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را تشخيص دهد.
2.    دو نفر عالم عادل كه مي‌توانند مجتهد و اعلم كسي را تصديق كنند به شرط آن كه دو نفر عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايد.
3.    عده‌اي از اهل علم كه مي‌توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مي‌شود، مجتهد يا اعلم بودن كسي را تصديق كنند.
راه نخست نيازمند تخصص خود مقلد است يعني شخص مقلد با علوم ديني و شيوه‌ اجتهاد آشناست ولي هنوز به مرحله اجتهاد نرسيده و نيازمند مراجعه به مراجع تقليد است. چنين شخصي بايد با استفاده از تخصص خود و مقايسه ميان فتاوا و روش‌هاي اجتهادي علما خود به نتيجه برسد.
راه دوم اعتماد به شهادت دو نفر عادل است كه البته نبايد شهادت معارض در بين باشد. برخي علما اضافه فرموده‌اند حتي شهادت يك نفر خبره قابل وثوق و اطمينان هم در اين جا كافي است.
راه سوم را به عبارت‌هاي مختلف بيان كرده‌اند: برخي بيان فرموده‌اند كه در ميان اهل علم و محافل علمي مشهور باشد  به گونه‌اي كه انسان يقين پيدا كند او اعلم است.
برخي فرموده اند از هر راهي كه انسان به علم و يقين مي‌رسد از جمله مراجعه به مجموعه‌اي از اهل علم.
برخي ديگر از فقها هم مراجعه به عدّ‌ه‌اي از اهل علم را به عنوان راهي عقلايي براي شناخت اعلميت يا مرجعيت اشخاص معرفي كرده‌اند.
عده‌اي حتي شهرت و شيوع را هم به گونه‌اي كه براي انسان علم آور باشد، راهي براي شناخت مرجع تقليد بيان كرده‌اند.
با توجه به فتواهاي صريح مراجع بزرگوار تقليد روشن مي‌شود اگر مقلد خود توان شناخت مرجع تقليد را نداشت، يا شهادت دو نفر عادل يا يك نفر خبره موثق معارض داشت به راه‌هاي متعارف و عقلايي شناخت مرجع تقليد رجوع مي‌كند كه اغلب مراجع تقليد بزرگوار در ميان اين راه‌ها مراجعه به گروهي از عالمان خبره و ] ]>