چگونه جام زهر می خورانند؟

وبلاگ تاملات/مجيد بذر افكن

حتما نامه محسن رضایی سرباز ملت و جنابعالی[مقام معظم رهبری] را به رهبر حکیم انقلاب خوانده اید. بدون مقدمه باید گفت بوی خیانت می آید. شاید شباهت های نامه میرحسین و نامه محسن رضایی را ندیده باشید، بخوانید. حتما شنیده اید که این دو نامه از یک مرکز صادر شده است،ببینید . افسران جنگ نرم تشخیص جام زهر داده اند. ولی آیا این رضایی و موسوی و هاشمی هستند که دوباره می خواهند جام زهر را به امام وقت ملت بخورانند؟

سکوت مقام معظم رهبری نسبت به واقعه عاشورا و بسنده کردن به خون جگری از انحراف و سست عنصری از کسانی که چنین وضعی بدی را بوجود آورده اند، در ذهن شما سوال ایجاد نکرده است. ان شا الله که مشکلی پیش نیامده است!

عقب نشيني آقاي ميرحسين موسوي از انكار دولت آقاي احمدي‌نژاد و پيشنهاد سازنده ايشان به اينكه مجلس و قوه قضاييه به وظايف قانوني خود در قبال پاسخگو كردن دولت عمل كنند، هر چند دير هنگام بود ولي مي‌تواند سر آغاز يك حركت وحدت بخش در جبهه معترضين با ديگران باشد.

دوباره سوال می کنم آیا این محسن رضایی و هاشمی هستند که می خواهند چنین خبطی را تکرار کنند؟پاسخ من به این سوال «خیر» است. این دو نفر دیگر از چنان مقام و رتبه ای برخوردار نیستند که بتوانند به تنهایی کاری از پیش ببرند. پس این دم خروس به چه پشتوانه ای از زیر عبا بیرون زده است.

آیا شما در این هفت ماه اقدامی از مسئولین قضایی و تقنینی دیده اید؟ آیا حرکت جدی و روشنگرانه ای از سوی مراجع دیده اید؟ پس به چه باید دلخوش کنیم و خود را قانع کنیم که اظهارات مشعشع علی لاریجانی و مصطفی پورمحمدی و سیدرئیسی و محموداحمدی نژاد که مسئولین مستقیم برخورد با فتنه گران بوده اند امروز از سر صداقت است و جدیت!

گذشت زمان موجب ایجاد یک نارضایتی شدید و یک خستگی شدید شده است. نارضایتی شدیدی که در مردم ایجاد شده است و خستگی شدیدی که در مسئولین ایجاد شده است. آقای لاریجانی که شنبه دوم پس از انتخابات برخلاف صریح سخنان رهبری راهکارهای دیگری را برای حل بحران (بخوانید تداوم بحران) ارائه داد و تمام عمر ریاست مجلس پس از انتخاباتش جلوگیری از حرکت توفنده مجلس برعلیه فتنه گران بود چگونه امروز مدعی عدالت خواهی و جدیت با فتنه گران شده است. آیا او متنبه شده است؟ جواب این سوال قطعا خیر است. چرا که تا پیش از این رهبر معظم انقلاب به خوبی معیارها و روشها و مسیرها را مشخص کرده است. برای جوان بصیر و ولایی هر کس بسته به التزام «عملی» و نه «گفتاری» به این سخنان محترم و صاحب احترام است. چه رسد به آن که التزام گفتاری هم با نوشته ها و سخنان دوپهلو، سکه ای بود که صاحبش در روزنامه های فتنه تیتر یک می شد.

قوه قضائیه قبلی و فعلی چه با پخش اعترافات و چه بدون پخش اعترافات نسبت به آن چه جرم بزرگ انتخاباتی از سوی حاکم شرع خوانده شد چه کردند که امروز بعد از وقایع عاشورا بخواهند بدان بپردازند. آیا جنایت ضدانقلاب در یورش به عزاداران حسینی و تسخیر خیابانهای اصلی شهر آنها را ترسانده است؟ آیا حماسه نهم دی ماه آنها را به غیرت آورده است و دلگرم کرده است؟ خیر چرا که در تمام طول این مدت مهم تر از همه حمایت شایسته و جدی رهبری و مردم حزب الله پشت سر این جماعت بود و باگذشت زمان هنوز عملا اتفاقی نیفتاده است بلکه متهمان کودتای مخملی در مرخصی و حبس های تعزیری به سر می برند.

برادران و خواهران ولایی الحذر الحذر به هوش باشید که اتفاقی در حال وقوع است که ان شا الله اینگونه نباشد و نباید بشود: برخورد با آفتابه دزدهای خیابانی و فراموشاندن اصل و مرکز فتنه گری!

آن گونه که در نظر می آید هیچ اجماعی در برخورد با سران فتنه در مسئولین وجود ندارد و جز رسانه ها و تریبون های دینی سیاسی جدیتی دیده نمی شود. این فضا کاملا شبیه فضایی است که روزهای 598 را به یاد می آورد. زمانی که همه مسئولین با رگ های ورم کرده گردن نسبت به صدام و آمریکا موضع گیری های افسانه ای می کردند و مردم و بسیجیان در میانه میدان منتظر اعزام و تامین سلاح و مهمات بودند و امام خواستار تنبیه متجاوز بود، ناگهان شد آن چه نباید می شد.

تاکیدات مکرر مقام معظم رهبری به گوش جان از سوی مردم شنیده می شود ولی آن کسی که باید آنها را به صورت تصمیم و عملیات اجرایی در آورد مسئولان مربوطه هستند. شش ماه مدارای رهبری و تقاضای برخورد قانونی با برهم زنندگان امنیت مردم و هتک کنندگان آبروی نظام به جایی نرسیده است. هر چند مردم صمیمانه و غیورانه خواستار خواست رهبری هستند ولی اگر عده ای رهبری کوتاه بیاید و رهبر را به صورت ناگفته ای در معرض تهمت تندروی و وحدت شکنی قرار دهند چه باید کرد. وقتی نامه محسن رضایی را بخوانید خواهید دید که بعد از آن همه فرمایشات راهگشا خواستار مماشات با میرحسین و گذشتن از جنایات آنها شده است.

پس از انتخابات مشاجرات سیاسی صورت گرفت، آیا این مشاجرات به حیثیت نظام در بیرون کمک کرد؟ تا این حد مسئله عجیب شد که کشورهای بیچاره هم سروصدا کردند.

دوستان این خطر همیشه بوده است و امروز بیش از همیشه است که عده ای از رهبری بخواهند که از حق خویش بگذرد و به دروغ پایمردی آقای ما آقای خامنه ای را بر حق مردم و انقلاب، را به یک دعوای سیاسی خانوادگی تقلیل دهند.

برخلاف دوستانی که فتنه انتخابات را صفین
خواندند که آن فتنه جمل بود امروز بوی صفین می آید. زمانی که مردم تمام قد وارد صحنه شده اند عده ای می خواهند با به موضع تهمت کشیدن رهبر انقلاب و اعلام ناتوانی در پی گیری خواسته های ایشان خیالهایی باطلی را عینیت بخشند. دوستان از تکرار جام زهر گفته اند ولی این بار ماجرا فرق می کند چرا که در روز عاشورا لشکرکشی کامل خیابانی –البته بدون سلاح- تجربه شد و با برخورد ضعیف نیروی انتظامی به نتایج دلخواه رسید. خود رهبری فرمود که دیگر صلح حسنی در کار نخواهد بود، فرمود اگر یزیدیان بخواهند صلح را تحمیل کنند عاشورا در پیش خواهد بود.

دوستان قبل از اینکه منتظر محرم باشیم و منتظر کم شدن مویی از سر علی، تیغ خود را نه بر سران فتنه بلکه بر گلوی خواص تنبل و یا ناآگاه بگذاریم تا خدای نکرده هوای دیگر بر سرشان نیفتد.