رفتن به بالا

فتنه عميق، پس از انتخابات

نظام سلطه تمام همت خود را به کار گرفت تا در پوشش فضاي آزاد و دموکراتيک انتخابات با بکارگيري عناصر موجه، از يک طرف تنازعات قوميتي و مناقشات حزبي و اختلافات جناحي را دامن بزند و از طرف ديگر با حمله به اعتقادات و باورها و تغيير گرايشات افراد مستعد اختلافات را زياد کند.

  
ایرنا: نظام سلطه تمام همت خود را به کار گرفت تا در پوشش فضاي آزاد و دموکراتيک انتخابات با بکارگيري عناصر موجه، از يک طرف تنازعات قوميتي و مناقشات حزبي و اختلافات جناحي را دامن بزند و از طرف ديگر با حمله به اعتقادات و باورها و تغيير گرايشات افراد مستعد اختلافات را زياد کند.
  
زماني که آفتاب درخشنده و فروزنده انقلاب اسلامي که مبتني بر ايستارها و انگاره هاي قدسي تعاليم آسماني اسلام بود، در آسمان ايران درخشيد دکترين جديدي تولد يافت که فصل تازه اي در تحولات منطقه اي و بين المللي گشود و طنين پيام نجات بخش اسلام در استکبارستيزي ، نفي سلطه پذيري و وابستگي و سکولاريسم اخلاقي و اباحه گري و سوداگري و اثبات هويت اسلامي و ملي و احياي ارزش ها و دفاع از محرومان و مظلومان را به گوش جهانيان رساند. اين حادثه عظيم به عنوان يک نقطه عطف در تاريخ ايران و جهان و در چارچوب يک فرآيند چند وجهي ايده آل ساز و يک پديده معنادار و نقطه عزيمت صورت بندي يک هويت سياسي دين مدار در برابر دنياي سکولار پديدار گرديد و يک تقابل ايدئولوژيک در مقياس وسيع بين اين الگوي اسلامي و نظام سرمايه داري بوجود آورد. به همين دليل انقلاب اسلامي ايران به عنوان يک ايده نو ، تفکر و انديشه اي فعال و اثرگذار ، الگويي کارآمد، مقتدر، مستقل ، آزاد مبتني بر دين و حق و عدالت، يکي از تلخ ترين حوادث تاريخ معاصر براي نظام سلطه و استکبار جهاني بود؛ زيرا از يک طرف الگوهاي حاکم بر جوامع استکباري و نظام هاي سرمايه داري مبتني بر آموزه هاي ليبرال دموکراسي ، سياست هاي تهاجمي و مداخله گرايانه و همچنين طرح ها و راهبردهاي آنها را به چالش طلبيد و ضمن شکست هيمنه استکبار بويژه آمريکا ، جرأت و شجاعت ملت ها در برابر استکبار را افزايش داد و در نهايت آنها را با يک بن بست استراتژيک مواجه نمود و از طرف ديگر موجب نفوذ رو به تزايد ايران در منطقه و جهان گرديد و موج بيداري و آگاهي اسلامي را در سطح افکار عمومي دنيا بويژه افکار عمومي منطقه بوجود آورد و وزن ايران را در معادلات سياسي و امنيتي منطقه اي و بين المللي ارتقا داد و ايران را به يک قدرت بزرگ، نقش آفرين و الهام بخش در معادلات قدرت و اثرگذار در معادلات امنيتي در عرصه روابط بين الملل تبديل نمود.

بر اين اساس آمريکاييها که در آغاز هزاره سوم با استفاده از فرصت هاي بدست آمده بويژه فروپاشي بلوک شرق سعي کردند تا با برهم زدن نظم موجود جهاني و استقرار نظم مطلوب خود، ساختار قدرت خودشان را با کارکرد هژمونيک بازسازي نمايند و نظام جهاني را به سمت نظام تک قطبي به رهبري خود هدايت نمايند ، ناگهان با يک قدرت نوظهور و اثرگذار به نام انقلاب اسلامي ايران مواجه شدند. از اين رو، در سند راهبرد امنيت ملي آمريکا از ايران به عنوان بزرگترين کشور دردسرساز و بزرگترين چالشگر فراملي نام برده و اسلام اصيل و جمهوري اسلامي ايران را به عنوان تهديدات اساسي و محوري خود در بسياري از بخش هاي مورد چالش منافع آن کشور شناسايي و براي مقابله با آن، به استفاده از تمامي ابزارها و ساز و کارهاي سخت و نرم تأکيد مي کنند. در همين رابطه آنها يک استراتژي بزرگ يا کلان استراتژي (Grand Strategy) که شامل بخش هاي متعدد نظامي و فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و دفاعي است، در تقابل با انقلاب اسلامي تعريف کردند که توضيح آن از حوصله بحث خارج است.

فقط ذکر اين نکته ضروري است که آنها در چارچوب همين مسأله، از استراتژي هاي درهم تنيده استفاده در محيط هاي منطقه اي ، راهبردهاي آشوب ساز ، مکانيسم هاي بحران سازي در مقياس وسيع نظير کودتا و جنگ و ترور و خشونت و تحريم و انزواسازي و ابهام سازي و الزام سازي استفاده نمودند تا به اهداف و مطلوبيت هاي استراتژيک خود نايل شوندکه البته نتيجه اي جز شکست براي آنها نداشت زيرا بالا آمدن تراز منطقه اي ايران و ثبات استراتژيک آن چنان نقش فعال و شگفتي سازي به کشورمان داده که تمام دکترين ها و راهبردهاي نظام سلطه بويژه آمريکا را با ناکامي مواجه ساخته است. به گونه اي که برخي مقامات کاخ سفيد و همچنين موسسات مطالعاتي و تحقيقاتي آمريکا به قدرت و اقتدار ايران و شکست ناپذيري آن اعتراف کردند. به عنوان مثال "مارک پالمر" سناتور مشهور و خاورميانه شناس آمريکايي با توجه به ويژگي ها و مولفه هاي قدرت ايران مي گويد که ايران به قدرتي کم نظير در منطقه خاورميانه و هارتلند نظام بين الملل تبديل شده است که نمي توان با حمله نظامي آن را سرنگون ساخت . همچنين خانم " رايس" وزير خارجه سابق آمريکا به تلخي اعتراف کرد:" ما از سي سال پيش تمام تلاش خود را براي از بين بردن قدرت ايران بکار گرفتيم و از پيچيده ترين طراحي ها و بهترين افراد استفاده کرديم اما ايران به جاي ضعف، روز به روز قدرتمند تر شد."

"توماس فريدمن" هم معتقد است که تيم آمريکا تقريباً در همه جبهه ها در حال باختن به ايران است و آمريکا پس از 16 سال سياست هاي خشن به دام افتاده است.

"لس آنجلس تايمز" مي نويسد که با توجه به رشد فزآينده قدرت و نفوذ جمهوري اسلامي ايران به شکل خاري در چشم آمريکا در آمده است و "جان بولتن" که يکي از طرفداران نظريه برخورد سخت با ايران بود ، معتقد است آمريکا از يک شکست تحقيرآميز در تنش با ايران رنج مي برد و تمام تلاش آمريکا در مقابل ايران به شکست منجر شده زيرا ايران به دستاوردهاي بزرگي رسيده است. به نظر من ما جنگ را باختيم و ايران به ] ]>