راز سر به مُهر امت اسلامی

حضور مردم ایران در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی كشور، همیشه مورد توجه و تعجب تحلیل‌گران خارجی بوده است. اما اكثر آنها قادر نیستند تا درك صحیحی از این حضور مردم داشته باشند. مهم‌ترین دلیل این ناتوانی عدم شناخت ریشه‌های بومی این مسئله است. حجت‌السلام و المسلمین نبوی از اعضای هیئت مؤسس دفتر تحكیم وحدت این […]

حجت الاسلام سید عباس نبوی

حجت الاسلام سید عباس نبوی

حضور مردم ایران در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی كشور، همیشه مورد توجه و تعجب تحلیل‌گران خارجی بوده است. اما اكثر آنها قادر نیستند تا درك صحیحی از این حضور مردم داشته باشند. مهم‌ترین دلیل این ناتوانی عدم شناخت ریشه‌های بومی این مسئله است. حجت‌السلام و المسلمین نبوی از اعضای هیئت مؤسس دفتر تحكیم وحدت این موضوع را مورد ارزیابی قرار داده است:

در طول مبارزات مردم ایران برای پیروزی انقلاب اسلامی، همواره شاهد حضور مداوم و گسترده‌‌ی ایشان بوده‌ایم. فلسفه‌ی این حضور و ریشه‌های قدرت بسیج‌كنندگی مردم در چیست؟
انقلاب اسلامی جریانی برای براندازی رژیم فاسد پهلوی بود. انقلاب اسلامی جبران لطمه‌هایی بود كه استعمار در سده‌های اخیر بر ما وارد آورده بود. انقلاب اسلامی اعلام حضور و مواجهه با قدرت‌های برتر استكباری و جنایت‌پیشه و به‌ویژه آمریكا بود. انقلاب اسلامی خط بازسازی نیازهای جامعه، رسیدگی به محرومان و جبران رنج‌های قشرهای عظیم جامعه و خیزشی جدید برای بازگشت به خود، خودشناسی، حركت به سمت استقلال، آزاد شدن از قید و بندهای نظام سیاسی پس از جنگ جهانی دوم و بسیاری از گرایش‌ها و خواسته‌های بحق جامعه‌ی ما بود.

اما یك مسئله‌ی بسیار مهم‌تر و عمیق‌تر نیز وجود دارد. در دهه‌ی 1360 و در كوران دفاع مقدس، در دهه‌ی هفتاد و در مناقشات سازندگی و سپس در روی كار آمدن دولت اصلاحات، فراز و نشیب‌هایی پدید آمد كه باور به وجود آن ریشه‌ی عمیق یا رشد و نمو آن را مشكل می‌كرد. تا اواخر دهه‌ی هفتاد كسی باور نمی‌كرد كه انقلاب اسلامی یك ریشه و عقبه‌ی بسیار بزرگ دارد، اما در اواسط دهه‌ی هشتاد كه نسل سوم و چهارم انقلاب به جریان سیال انقلاب اسلامی پیوستند، تأملات بسیاری را برانگیخت. ما در سال‌های اخیر مقوله‌ی اینترنت، ماهواره و جریان لجام‌گسیخته‌ی ضد ارزش‌های اسلامی را در جهان شاهد هستیم. تحت تأثیر این بمباران رسانه‌ای انتظار می‌رفت كه نسل سوم ما با ماهیت انقلاب اسلامی بیگانه شود، اما شاهد هستیم كه نسل جدید انقلاب كاملاً در راستای آرمان‌های انقلاب و با خواست و انگیزه‌ای بسیار جدی‌تر گام برمی‌دارد.

خداوند از ما خواسته است كه وظیفه‌مدار و تكلیف‌محور باشیم. اگر این‌گونه شدیم، خود خداوند فرآیند را به جریان می‌اندازد و نتیجه را به ما می‌دهد. این‌جا به هر حال یك تضمین الهی وجود دارد و این همان معمایی است كه تفكر دنیایی با آن مواجه است.

این ریشه‌ی عمیق از كجا نشأت می‌گیرد؟
حقیقت و ریشه‌ی انقلاب اسلامی در اقامه‌ی حقوق اهل بیت علیهم‌السلام است. نكته‌ای كه پژهش‌گران و اندیشمندان خارجی نتوانستند آن را درك و تحلیل كنند. این اصلی‌ترین انگیزش و ظرفیت مستتر و بسیج‌كننده در جامعه‌ی اسلامی معاصر ما است. یعنی به صورت تاریخی مردم جامعه‌ی ما به این تربیت و رشد و باور رسیده‌اند كه می‌توانند بخشی از حقوق پایمال‌شده‌ی اهل بیت(ع) را احقاق كنند و در این راه پیش بروند تا بتوانند بسیاری از خواسته‌ها و آرمان‌های خود را در جهان كنونی تحقق بخشند. اگر امروزه نمی‌توان عدالت جامعه‌ی مهدوی را محقق كرد، اما می‌توان آن‌ها را آرمان قرار داد و به سمت آن‌ها حركت كرد.

این یك ریشه‌ی بسیار عظیم به شمار می‌رود كه مردم ما به‌سادگی حاضر نیستند آن را از دست بدهند. به همین دلیل است كه تضمین این مسیر تنها به تلاش‌ها و موفقیت‌های ما در جمهوری اسلامی برنمی‌گردد. انسان هرگونه كه نگاه كند، می‌بیند كه اهل بیت(ع) خودشان این جریان را تضمین كرده‌اند. نمونه‌هایی مثل نهم دی و دیگر موارد، شاهدی بر این مدعا است.

با وجود تمام مشكلات، امروز مردم با همه‌ی قوا ایستاده‌اند. این‌جا دیگر نه شعار مطرح است و نه قرار است خودی نشان داده شود. اصلی‌ترین موضوع، هویت و ارزش و ذات زندگی است. این جریان در بین جوانان نسل سوم ما هم بازسازی شده و رشد و گسترش زیادی پیدا كرده است. امام راحل(ره) این پرچم را بلند كردند و رهبر انقلاب با قوت این پرچم را افراشته نگاه داشتند. این پرچم در اهتزاز است و مردم به دنبال این پرچم اهل بیت(ع) حركت می‌كنند. هیچ كدام از پرچم‌های جعلی نیز نتوانسته‌اند خللی وارد كنند.

خداوند می‌فرماید هرگاه در راه ما مجاهده كنید، ما راه را به شما نشان می‌دهیم؛ «الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُم سُبُلَنا». می‌گوید شما مجاهده را به عنوان یك وظیفه انجام دهید. وظیفه‌ی شما این است كه پای اقامه‌ی كلمة‌الله بایستید. «الإسلامُ یَعلُو و لا یُعلی علیه» را مبنا قرار دهید، بعد ما خودمان راه را باز می‌كنیم. جزئیات را به ما نمی‌گوید كه چگونه این راه را باز می‌كند. یا این‌كه می‌فرماید اگر بیست نفر مؤمن در میان شما باشند، بر دویست نفر غلبه می‌كنند. ما واقعاً نمی‌توانیم به‌راحتی این راز را تفسیر كنیم. بنابراین من فكر می‌كنم ما نمی‌توانیم با زبان این راز را باز كنیم. آیات قرآن هم مسئله را به صورت یك راز گفته‌اند؛ اگرچه به معادلات آن نیز اشاره‌هایی كرده‌اند.

چیزی كه نخبگان ما باید به آن بپردازند، همین است كه این نوع رقابت‌ها و ساز‌و‌كارها اصلاً دخلی به ماهیت پرچم اهل بیت(ع) ندارد. حالا ما باید این مسئله را در فضای نخبگان تبیین كنیم. راه حل اصلی‌اش هم این است كه سؤالات فرعی را رها كنیم و بیاییم این نخبگان را با سؤالات اصلی درگیر كنیم.

ما باید این را بفهمیم كه خداوند از ما خواسته است كه وظیفه‌مدار و تكلیف‌محور باشیم. اگر این‌گونه شدیم، خود خداوند فرآیند را به جریان می‌اندازد و نتیجه را به ما می‌دهد. این‌جا به هر حال یك تضمین الهی وجود دارد و این همان معمایی است كه تفكر دنیایی با آن مواجه است.

اما گاهی شاهد آن هستیم كه برخی نخبگان ما، یا این رابطه را درك نمی‌كنند یا از آن منحرف می‌شوند و به‌نوعی از مردم عقب می‌افتند.
دلیلش این است كه مردم در مسیر اقامه‌ی حقوق اهل بیت(ع) انگیزه‌ای جز ساختن سرنوشت زندگی خودشان ندارند. گویی فقط كارنامه‌ی عمل خودشان را پیش خدا پُر می‌كنند و چیزی بیش از این نمی‌خواهند. این حتی در مورد انسان‌هایی كه به‌طور جدی مقید به موازین دینی نیستند نیز صدق می‌كند. آنها هم می‌خواهند كارنامه‌ی عملشان در حفظ و اقامه‌ی پرچم اهل بیت(ع) خالی نباشد ولذا آنها هم هیچ زمانی مقابل رهبری دینی نظام نمی‌ایستند. این را همه‌ی سیاسیون و نخبگان سیاسی كشور باید بفهمند.

اصلاح این فضایی كه بر برخی از نخبگان كشور حاكم است، چگونه ممكن است؟
من فكر می‌كنم باید برای اصلاح فضای نگرشی میان فعالان سیاسی و نخبگان جامعه قدمی برداشت، اما چه قدمی؟ زورآزمایی‌های سیاسی پاسخ به این سؤال اساسی است. من یك تشریح در این خصوص داشته باشم كه البته در جامعه نیز ریشه‌ی سنتی دارد. از قدیم‌الأیام كه مراسم تعزیه در كشور ما برگزار می‌شد، در اواخر تعزیه یك نمادی را به عنوان نماد مقدس و متبرك در جمع عزاداران به صحنه می‌آوردند. مثلاً یك پرچم قرمز خونی كه علامت دستی بالای آن بود. این بیان امام حسین(ع) را هم روی آن می‌نوشتند كه در آن لحظات آخر گفتند: «اگر دین ندارید، آزاده باشید.» برای این‌كه مردم یك تبرك محسوس داشته باشند، دور این پرچم جمع می‌شدند. منتها در آن وسط، شور عزاداری نیز برپا بود. به این شكل كه ده، دوازده نفر در وسط معركه‌ی تعزیه شمشیر می‌زدند. حتی در زمان صفویه و قاجاریه به همراه اسب و زره این نمایش را انجام می‌دادند.

خطای نخبگان امروز ما مانند همین می‌ماند كه وقتی آن علامت مقدس به میان مردم می‌آید، مردم به سراغ آن علامت می‌روند، اما ممكن است آنهایی كه مشغول شمشیر زدن هستند، تصور كنند كه اصل این عزاداری همان شمشیرزنی آنها بوده است، در حالی كه مردم دور آن پرچم جمع شده‌اند.

تحت تأثیر بمباران رسانه‌ای انتظار می‌رفت كه نسل سوم ما با ماهیت انقلاب اسلامی بیگانه شود، اما شاهد هستیم كه نسل جدید انقلاب كاملاً در راستای آرمان‌های انقلاب و با خواست و انگیزه‌ای بسیار جدی‌تر گام برمی‌دارد.

ما در تعزیه‌های درست و اصیل هیچ‌وقت چنین اشتباهی را نمی‌بینیم. وقتی شور آخر تعزیه و شور پرچم می‌آید، همه دور آن جمع می‌شوند. حتی همانی كه نقش شمر یا عمر سعد را هم بازی می‌كند، لباسش را از تنش درمی‌آورد و دنبال علامت می‌آید. این سنت تاریخی تعزیه بوده است كه محور و حركت اصلی همان پرچم است كه همه به آن می‌پیوندند.
چیزی كه نخبگان ما باید به آن بپردازند، همین است كه این نوع رقابت‌ها و ساز‌و‌كارها اصلاً دخلی به ماهیت پرچم اهل بیت(ع) ندارد. حالا ما باید این مسئله را در فضای نخبگان تبیین كنیم. راه حل اصلی‌اش هم این است كه سؤالات فرعی را رها كنیم و بیاییم این نخبگان را با سؤالات اصلی درگیر كنیم.

باید از برخی خواص بپرسیم كه شما با تلاش برای جلب آراء و نگرش‌هایی كه اساساً با ارزش‌های اهل بیت(ع) در تضادند، چه هدفی را دنبال می‌كنید؟ چرا خودتان را سرگردان كرده‌اید؟ اصلاً بخشی از این پرچم دست شما بوده است! قرآن كریم می‌فرماید تا این پرچم دست شما هست، اصلاً آن‌هایی كه ضد اعتقاد شما هستند، دور شما جمع نخواهند شد.
البته ممكن است برخی نخبگان نسبت به بعضی كارها و سیاست‌ها انتقاد داشته باشند كه باید با حفظ قانون نظر خودشان را داشته باشند، اما نباید از سؤالات اصلی فرار كنند. اگر رسانه‌های ما در این زمینه كار كنند، فكر می‌كنم بخشی از این ضایعه‌ای كه در بدنه‌ی نخبگان ما اتفاق افتاده است، جبران خواهد شد.

منبع: خامنه‌ای‌دات‌آی‌آر