رفتن به بالا

اين درد را به كه بايد گفت؟

اخبار ديشب را كه نگاه مي كردم دلم گرفت/ درد را بايد در كجا جست؟/ مشكل از من است يا ضرغامي؟/ خانم دكتر گزارشگر ديروز خبري را تحت پوشش قرار داده بود كه در آن حاكي از يك اتفاق ناگوار و تاثربرانگيز ميداد/ خبر چه بود؟/ حادثه اين بود/ طي حادثه ريزش برف آسماني در تهران، پاي چند نفر ليز خورده بود و تعدادي هم پايشان شكسته بود!!/ اين درد را به كه بايد گفت/ مشكل از من است يا ضرغامي؟/ در گوشه اي از جنوب كرمان / زینب كوچولوها به دليل …

...سوءتغذيه نحيف ولاغر روزگار مي رسانند/ دوربين دكترهاي گزارشگر ككش هم نمي گزد/ مريم كوچولوئي در تهران ليز مي خورد آه وناله دكتر گزارشگر بلند مي شود/ زينب كوچولوئي در روستائي از رودبار از درد بيماري در بستر خود بدليل نداشتن پول دكتر به خود مي پيچد/ دوربين بدنبال صحبت با مريم تهراني درباره نحوه ليز خوردنش است/ اين درد را به كه بايد گفت؟ / مشكل از من است يا ضرغامي؟/ وضعيت زينب لحظه به لحظه وخيم تر مي شود/ مادر زينب بر بالينش دست به دعا برداشته / دوربين خانم دكتر همچنان نگران مريم است/ به او يادآور مي شود چرا روز تعطيل به مدرسه رفته؟/ راستي تا يادم نرفته بگويم زينب هم دو هفته اي است مدرسه اشان تعطيل است / البته اينجا برفي نيامده / فقط بدليل مريض شدن معلم شان ديگر كسي نيست به آنها درس بدهد/ و اين مشكل هم از ديد سوژه هاي 20:30 مخفي مي ماند/ اين درد را به كه بايد گفت؟/ مشكل از من است يا ضرغامي؟/ مادر زينب ديگر طاقتي براي نشستن ندارد/ زينب يتيتم را در حالي كه بشدت بيمار است بلند مي كند بر دوش خود گرفته / از كپر بيرون ميزند و … راستي اينجا كه ماشيني هم نيست / پياده به سمت جاده آسفالته ميدود/ خانم دكتر ، دكتر مريم را پيدا كرده و بدنبال صحبت با او براي پرسيدن وضعيت دست مريم است/ مادر در حالي كه نفس نفس مي زند ذره اي از حركت نمي ايستد و درد زینب او را هم دارد از پای می اندازد/ صحبت های دکتر هم شنیدنی است از تعداد نقاط شکستی می گوید و همچنین عکس آنرا هم نشان می دهد/ گزارشگر هم با چه شوق و ذوقی در حال گرفتن گزارشش است/ مادر به آسفالت می رسد/ ماشینی هم در جاده نیست/ باز هم باید بدود/ دیگر نائی نمانده و همچنین چاره ای / پس پشت به دوربین میدود/ کار خانم دکتر تمام نشده نگران بقیه لیز خوردگان است/ به سراغ تعدادی دیگر می رود / و تأسف عمیق خود را از این ماجرا اعلام میکند/ مادر صدائی از زینب نمی شنود بی اختیار می ایستد/ بر دو زانو هنگامی که زینب در آغوشش است می نشیند/ زینب را صدا می زند/ …با بغض هم صدا می زند و خیلی آرام … زینب/ دوربین رسانه ملی برای اینکه دیگر افراد لیز نخورند جهت گرفتن توصیه های پزشکی آقای دکتر آماده مي شود/ مادرم زینب ، جوابم را بده ، /صدائی نمی شنود/ فریاد می زند این بار بلند، خیلی بلند/ طوری که جاده هم با او هم ناله می شود / اما دوربین ضرغامی نه/ گزارش خانم دکتر تمام شد./ عمر زینب و امید مادرش هم…/ این درد را به که باید گفت؟/ مشکل از من است یا ضرغامی؟

منبع: بازخوانی

ارسال دیدگاه


هیچ دیدگاهی برای “اين درد را به كه بايد گفت؟”

  • de khob baradar man, vaghti ham keh inha ro neshoon bedeh migid siahnemaei kardeh, ina ro be andazeh kafi monafeghin dar hameh jaye donia aks o filmesh ro neshoon dadehand, albateh keh bayad be anha resid, cheshm masoulin koor, vazifashoon ast, vali vaghti tv neshoon bedeh sedaye khod shoma aval az hameh dar miad keh chera siah nemaei,

  • استغفرالله دوست عزیز! ضرغامی؟! مگه ممکنه مشکلی داشته باشه؟!
    قطعا مشکل از بنده و شماست و ضعف شعورمان مر “بایسته های سیمای ملی”را !