مسئولان، واردات و صادرات را به دلالان سپرده­ اند

اگر دانشجويان امروز چون دانشجويان سال­هاي 56 و 57 كمر همت براي نشر و احياي فرهنگ توليدات كشاورزي بر بندند و انواع مطالبات خود را شجاعانه از دولت­ها بخواهند ، چرا اين چنين بازار آشفته است؟ وضع اصلاح مي­گردد .

يكي از فعاليت‌هاي شوراي دانشجويي «مبارزه با واردات بي‌منطق محصولات كشاورزي» ارتباط گيري با خبرگان بخش كشاورزي و بازرگاني است. تا با جمع‌آوري نظرات كارشناسانه و انتقادي ايشان بتوانند سره از ناسره تشخيص داده و در مواضع خود جهت‌گيري صحيحي داشته باشند. حاج حيدر رحيم‌پور يكي از خبرگان دغدغه‌مند در بخش كشاورزي است كه با تأليف كتاب «تلخترين نوشته من» به نقد بخش كشاورزي پرداخته است. اين كتاب به جهت ورود مفاهيم انقلابي و ديني در فضاي اقتصادي و تخصصي كشور فصلي تازه را در فضاي علمي و دانشگاهي كشور و بالاخص در دانشكده‌هاي كشاورزي ايجاد كرده است. مصاحبه‌اي با ايشان انجام گرفته است كه در ادامه آن را مشاهده مي‌كنيد:

جناب رحيم‌پور چرا در متون ديني و توصيه‌هاي رهبران ديني توجه به كشاورزي بر بخش‌هاي ديگر اقتصادي اولويت دارد؟

نظر من همان نظر امام است، امام فرمودند: اگر توليدات كشاورزي رفع نيازتان را نكند، و دست نياز پيش دشمن دراز گردد، مجبور مي­شويم در امور ديگر نيز از دشمن اطاعت كنيم. كه اگر مسئولان همين فرمايش امام را همان 30 سال پيش فهميده بودند اين مشكلات الان ديگر نمي بود.

عده‌اي معتقدند براي ارتقاي كيفيت توليد و ايجاد فضاي رقابتي بايد درب‌هاي تجارت را بر روي اجنبي گشود. نظر شما چيست؟

هيچ گاه نمي­گويد كه با واردات توليد ديگران كيفيت محصولات ما فزوني مي­يابد زيرا ايجاد رقابت در شرايط يكسان است و چون شرايط ما يكسان نيست، توليدات ما سركوب مي­گردد. ارتقاء كيفيت محصولات كشاورزي زماني محقق مي‌شود كه اولاً نظام توزيع محصولات كشاورزي سروسامان بگيرد و پول توليد در جيب كشاورز برود و ثانياً دانش صحيح كشاورزي در توليد كشور نمود پيدا كند به نظر بنده با تحمل زيان­هايي كه در اثر واردات مي­بينيم كيفيت ما ارتقاء نمي­يابد.

آيا شما قبول داريد كه واردات محصولات كشاورزي در چند سال اخير كاهش يافته است؟ به نظر شما چه عواملي در واردات غير منطقي محصولات كشاورزي دخيل است؟ مشكل اصلي در سطح سياست‌ها و قوانيم است يا فساد و ناتواني اجرا و عدم نظارت مؤثر و صحيح؟

واردات بسياري از محصولات كشاورزي افزايش يافته است. نفس واردات و صادرات نه قابل نكوهش است و نه قابل ستايش بلكه مبتني بر شرايط داخلي و خارجي است. وقتي چيزي را نداريم بايستي وارد كرده و اگر چيزي را  زيادي داريم و انباشته مي­گردد بايد صادر كنيم، درد ما اين است كه مسئولان ما با فرهنگ واردات و صادرات آشنا نمي­باشد چرا كه بگفته رهبر انقلاب يك سال آنقدر پياز مي­كاريم كه چون صادرات نداريم، مي­پوسانيم و يكسال  نيز پياز وارد مي­كنيم.

متاسفانه مسئولان واردات و صادرات را كاملا به دلالان سپرده­ اند. آري فرهنگ‏سازي واردات و صادرات تا آنجا مي­تواند كشاورزي كشور را دگرگون كند كه مردم معاويه را اميرالمومنين بخوانند و علي را بر منبر رسول خدا لعن كنند. پرسش من از مسئولان اين است كه آيا از آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تا به امروز به اندازه يك ماه سرمايه­ گذاري براي ورزش در كشاورزي كشور سرمايه گذاري نموده­ اند؟ كه اين طور نبوده است. و اگر هرگاه گفتماني پيرامون مشكلات كشاورزي شكل گيرد، آيا در يكطرف آن كشاورز بوده است و يا نه؟ در هر دو طرف خودشان بوده ­اند و يا جيره­ خواري از خودشان به نام كشاورز. ببينيد چه فرهنگي را برايمان رشته ساخته ­اند. بنده بعد از چند دهه كار عملي در حيطه كشاورزي و توليدات دامي مشكلات، چالش‌ها و راه‌حل‌هاي اجرايي خود را در كتابي با عنوان « تلخ­ترين نوشته من» نوشتم. خواستند حق التآليف كتاب را بخرند و هر جلد آن را با بهاي 2000 تومان بفروشند و من ندادم و مبلغ آن را با بهاي 700 تومان براي فروش گذاشتم و نتيجه آن شد كه ديگر ناشري كتاب مرا نشر نكرد. به تعاوني­ هاي مشهد عرضه داشته ام كه گفتند اين كتاب سياسي است و از توزيع آن خوداري نموده­اند. در حال كه اگر من اين كتاب را در كشورهايي كه امروز براي ما محصولات كشاورزي صادر مي­كنند عرضه مي­نمودم تا فرق سرم را پر از اسكناس مي­كردند. چنين فرهنگ سازي هايي از سوي چه كساني صورت مي­گيرد؟ چرا وقتي پاي نقد اقتصاد كشور به ميان مي‌آيد، پاي نقد كشاورزي كشور به ميان مي‌آيد، كسي را نمي توان پيدا كرد كه حاضر باشد حمايت كند. ولي در مورد مسائل ديگر دست‌ها باز مي‌شود. اگر مسئولان به اندازه يك هزارم ورزش پيرامون چنين نوشتاري هزينه مي­نمودند، به نظر شما چه تحولي در روند كشاورزي كشور انجام مي­شد. ليكن دست­هايي هستند كه نمي­گذارند. مشكل اصلي به نظر بنده ساختار ادارات دولتي و بالاخص اين وزارت ظاهراً جهاد كشاورزي است. اسم جهاد را يدك مي‌كشد ولي دريغ از كار جهادي! اين ادارات را، اين ساختارها را قجرها ساخته ­اند و پهلوي­ ها بدان پرداخته اند و هنوز كه هنوز است كاملا تحت نظر دشمن است و خود دور خود مي­گرديم.

 چرا واردات و توزيع محصولي كه از كشورهاي دور به ايران منتقل مي‌شود براي يك دلال به صرفه‌تر از توزيع محصولي است كه در داخل توليد مي‌شود؟ مردم عادي كه سروكاري با كشاورزي ندارند و فقط مصرف‌كننده محصولات كشاورزيند طبق چه شواهدي مي‌توانند متوجه وضعيت اين بخش اقتصادي شود؟

بي خبري و بي فرهنگي، از بالا تا پايين را گرفته، بايد توجه نمود كه رقباي ما در عرضه محصولات كشاورزي در همه جاي قانون حق را به توليد كننده و كشاورز مي­دهند. توليدات خارجي هم صاحب دارد و هم حساب و كتاب. اما توليدات ما متأسفانه هيچكدام را ندارد.

سؤالي مي­پرسم كه آيا در بازار آشفته امروز كشور كه ناظران آن دختراني بيكار و پسراني درمانده و بي­عار مي‌باشند و دلالان بتوانند سيبي را كه باغداري رسمي براي من آورده كه يك دانه­اش به يك جعبه سيب وارداتي مي­ارزد، با اشك و آه به من گفت همه سيب­هايم را كيلويي 250 تومان فروختند. ولي ديشب در مجلسي بودم كه سيب­هاي خارجي را كيلويي 1400 تومان خريده بودند، اين در صورتي است كه اصلا از نظر مزه  قابل مقايسه نيست و تنها زيباست! شرايط بهتر از اين مي­تواند باشد؟

در اين حالت پاسخ پرسشتان واضح است، اول آنكه بي­خبري مسئولين و دوم آنكه پرسودي واردات. نه بدان جهت كه براي توزيع كننده محصولات خارجي منفعت بيشتري داشته باشد بلكه كشاورز ما يتيم است و كشاورز ديگران هزار پشتوانه دارد. در كشورهاي خارجي براي حمايت از توليد و صادرات حمايت‌هاي ويژه مي‌شود تا محصول صادراتي با قيمتي نازل‌تر از قيمت سرمزرعه به كشورهاي ديگر ارسال شود تا بازارهاي خارجي را از آن خود كنند. اين درحاليست كه در كشور ما كشاورز زير فشار سياست‌هاي توليد گريز و بي توجهي‌هاي دولتي له مي‌شود.

با اين وجود آيا كشور پتانسيل تأمين نياز‌هاي غذايي خود را توسط توليد داخلي ندارد؟ آينده كشاورزي كشور را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

ما منابع لازم را براي خودكفايي داريم. اما نيروي انساني فعال به جهت فقدان حمايت‌هاي واقعي از بخش كشاورزي گريزانند. بسياري از نخبگان بخش كشاورزي هم مي­باشند كه به خاطر دلبستگي‌ به اعتقادات و فرهنگ خودشون در اين بخش ماندند و جوان مرگ مي­گردند و بسياري از خرفتان مي­باشند كه به ياري پول و پارتي بر كرسي­ها مي­نشينند و بر منابع عظيم ملي سيطره پيدا مي‌كنند و جزء هدر دادن منابع منفعتي براي كشور ندارند.

نقش دانشجويان و جنبش دانشجويي در اصلاح فضاي كشاورزي كشور چيست؟

اگر دانشجويان امروز چون دانشجويان سال­هاي 56 و 57 كمر همت براي نشر و احياي فرهنگ توليدات كشاورزي بر بندند و انواع مطالبات خود را شجاعانه از دولت­ها بخواهند ، چرا اين چنين بازار آشفته است؟ وضع اصلاح مي­گردد .

شما از آغاز انقلاب تا به امروز آنچه را كه پيرامون كشاورزي فرمودند اگر تحقيقاتشان در حد يك موضوع دسته چندمي بود اميدي به بهبودي داشته باشيد. چرا هيچگاه كشاورزان ما در نهادهاي مختلف نماينده واقعي نداشته‏اند.

ما در كشاورزي كشور نيازمند آگاهي‌رساني به قشر كشاورز هستيم. اگر هر دانشجو يك جلد از كتاب تلخ­ترين نوشته را كه به قيمت يك پفك است بخرد و به يك كشاورز هديه دهد. مطمئن باشيد پس از مدتي وضع دگرگون مي­گردد.