رفتن به بالا

تکثر سیاسی در نظر بنیانگذار انقلاب اسلامی

بنیان گذار کبیر انقلاب امام خمینی(ره) در اندیشه و سیره خود ضمن پذیرش تکثر سیاسی، آن را برای بقای یک جامعه لازم می داند مصداق عینی این نوع تفکر را می توان در برخورد امام با انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه دانست امام در پاسخ به نامه ای که آقای محمدعلی انصاری برای ایشان می نویسند امام ضمن تایید تکثر از این امر استقبال نیز می کنند و در همان نامه که منشور برادری نام گرفت دلایل و ریشه های نظری تفکر خود را برای اینگونه برخورد ذکر می نماید که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:

1.“کتابهای فقهاى بزرگوار اسلام پر است از اختلاف نظرها و سليقه‏ ها و برداشتها در زمينه‏ هاى مختلف نظامى، فرهنگى و سياسى و اقتصادى و عبادى، تا آنجا كه در مسائلى كه ادعاى اجماع شده است قول و يا اقوال مخالف وجود دارد و حتى در مسائل اجماعى هم ممكن است قول خلاف پيدا شود.“

در اینجا امام ضمن یادآوری و تذکر درباب اختلافات موجود در بین فقها آن را امری بدیهی می داند و همین سنخ از اختلافات را دلیل و برهانی برای پذیرش تکثر سیاسی در جامعه اسلامی به حساب می آورد.

2. ”اما شما بايد توجه داشته باشيد تا زمانى كه اختلاف و موضعگيريها در حريم مسائل مذكور است، تهديدى متوجه انقلاب نيست. اختلاف اگر زيربنايى و اصولى شد، موجب سستى نظام مى‏شود و اين مسئله روشن است كه بين افراد و جناحهاى موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد، صرفاً سياسى است ولو اينكه شكل عقيدتى به آن داده شود، چرا كه همه در اصول با هم مشتركند و به همين خاطر است كه من آنان را تأييد مى‏نمايم. آنها نسبت به اسلام و قرآن و انقلاب وفادارند و دلشان براى كشور و مردم مى‏سوزد و هر كدام براى رشد اسلام و خدمت به مسلمين طرح و نظرى دارند كه به عقيده خود موجب رستگارى است‏.“

در این بخش از نامه امام ضمن تاکید بر پذیرش تکثر سیاسی به آن یک قید اضافه می کند و آن اینکه تکثر سیاسی تنها در بین گروه هایی مورد پذیرش است که به رشد و تعالی اسلام و رستگاری مسلمین فکر می کنند و در جهت رسیدن به آن تلاش می کنند لذا همانقدر که تکثر در بین نیروهای منتسب به انقلاب پذیرفته و مورد تاکید است تکثر در گروه های ضد اسلام و مخالف با اصل نظام بی معنی می نماید.

3. ”البته يك چيز مهم ديگر هم ممكن است موجب اختلاف گردد- كه همه بايد از شرّ آن به خدا پناه ببريم- كه آن حب نفس است كه اين ديگر اين جريان و آن جريان نمى‏شناسد.“

امام به خوبی پیش بینی می کند که در آینده جریان هایی صرفا به دلیل منافع شخصی و گروهی و برای حب نفس و با شعار تکثر سیاسی شکل بگیرند که در مبانی و در الگوها و رفتارها و حتی در راه رسیدن به اهداف با سایر جریان های موجود اختلافی ندارند و تنها بدلیل حب ریاست از سایر جریانهای موجود انشعاب کنند و اگر نگاهی به وضع سیاسی موجود در کشور خود بیندازیم مصادیق این جریان ها را خواهیم یافت

4. ”اگر آقايان از اين ديدگاه كه همه مى‏ خواهند نظام و اسلام را پشتيبانى كنند به مسائل بنگرند، بسيارى از معضلات و حيرتها برطرف مى‏گردد ولى اين بدان معنا نيست كه همه افراد تابع محض يك جريان باشند. با اين ديد گفته‏ام كه انتقاد سازنده معنايش مخالفت نبوده و تشكل جديد مفهومش اختلاف نيست. انتقاد بجا و سازنده باعث رشد جامعه مى‏شود. انتقاد اگر بحق باشد، موجب هدايت دو جريان مى‏شود. هيچ كس نبايد خود را مطلق و مبرّاى از انتقاد ببيند. البته انتقاد غير از برخورد خطى و جريانى است. اگر در اين نظام كسى يا گروهى خداى ناكرده بى‏جهت در فكر حذف يا تخريب ديگران برآيد و مصلحت جناح و خط خود را بر مصلحت انقلاب مقدم بدارد، حتماً پيش از آنكه به رقيب يا رقباى خود ضربه بزند به اسلام و انقلاب لطمه وارد كرده است. در هر حال يكى‏از كارهايى كه يقيناً رضايت خداوند متعال در آن است، تأليف قلوب و تلاش جهت زدودن كدورتها و نزديك ساختن مواضع خدمت به يكديگر است. بايد از واسطه‏هايى كه فقط كارشان القاى بدبينى نسبت به جناح مقابل است، پرهيز نمود. شما آنقدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد، لكن اگر ديديد كسى از اصول تخطى مى‏كند، در برابرش قاطعانه بايستيد.“

امام در این بخش از نامه ضرورت تکثر سیاسی در جامعه را متذکر می شود و اصلی ترین دلیل آن را اصلاح می داند به این معنا که دو گروه با نقد سازنده موجبات اصلاح یکدیگر ار فراهم آوردند که نتیجه قطعی آن تکامل جامعه اسلامی است اما نکته مهم تر در این قسمت از نامه لزوم مبارزه با دشمن مشترک از طرف همه گروه ها  و جریان هاست اما مهم تر از آن اینکه در صورت تخطی از اصول از طرف یکی از گروه ها صرف وجود دشمن خارجی موجبات سکوت در برابر این تخطی نمی شود بلکه امام صریحا می فرمایند که ” اگر ديديد كسى از اصول تخطى مى‏كند، در برابرش قاطعانه بايستيد.“

خیزش نو شماره 68