رفتن به بالا

گزارشي از روستاي حسن آباد و حسين آباد زهكلوت رودبارجنوب

وقتي اسم رودبار جنوب را مي آوريم بدون ذره اي ترديد، بصورت كاملاً آگاهانه و منطقي ياد فقر و محروميت مي افتيم، به ياد “ميش پدمي”* مي افتيم كه همچنان منتظر گروه هاي جهادي با حال و هواي اوايل انقلاب است. رودبار جنوب جايي كه نمداد را در خود جاي داده است،‌ رودبار جايي كه كپرها، نماد فقر و نداري را در خود دارد، رودبار جايي كه مردمان محروم و مظلوم، اما نجيب و طرفدار نظام را در خود جاي داده است. رودبار پابرهنگاني را دارد كه ولي نعمتان انقلابند و هميشه هم در صحنه هاي انقلاب حضور داشته اند، اما افسوس كه هنگام تقسيم منابع دستشان به جايي نمي رسد، و اكثر اوقات كسري بودجه شامل شهرشان مي شد،‌ اما بعضي مواقع هم كه خدماتي شامل شان ميشود در مواردي مشكلات جديدتري برايشان ايجاد مي نمود كه در گزارش ذيل مي آيد.

در روستاي حسن آباد و حسين آباد كه جمعاً مشتمل بر 600 خانوارند و در بخش زهكلوت واقع گرديده اند و حتي لوله كشي آب هم در آنجا صورت گرفته است،‌اما از 24 ساعت شبانه روز فقط 2 ساعت آنهم در ساعت 12 شب تا ساعت 2 نيمه شب آب وارد لوله ها مي شود و مردم براي استفاده از آب سالم بايد تا آنموقع شب بيدار بمانند. و احياناً اگر هم كسي موفق به جمع آوري آب در آن شب نشد بايد از موتورهاي روستا، كه آب آنها بسيار شور است و قطعاً زيان و ضررهاي در مصرف آن وجود دارد استفاده كنند، به گفته اهالي روستا حتي چند نفر از اهالي بدليل مصرف اين آب مشكل كليه پيدا كرده اند.

اما نكته ناراحت كننده تر ماجرا اين است كه حتي در ايام تابستان كه گاهاً گرماي اين منطقه به بالاي 50 درجه هم مي رسد در بسياري موارد حتي همان 2 ساعت هم آب در لوله ها نمي آيد و قطعي دائمي دارند. و مردم براي استفاده هاي مختلف اعم از مصارف خانگي در پخت و پز و نوشيدن و در وضو گرفتن و حمام رفتن و … بايد از موتورهاي آب روستا كه شور هستند استفاده نمايند.

همچنین مردم این دو روستا نامه نگاریهای متعددی به مقامات مسئول داشته اند اما نتیجه ای عایدشان نشده است.به نظر مي رسد مسئولين، افتتاح اين گونه طرح ها را فقط براي جلوي دوربين در نظر گرفته اند و به استمرار خدمترساني در اين مورد اهميتي نمي دهند.

مسجد گلي و ساده و بسيار قديمي روستاي حسين آباد بدليل نبود روحاني بدون برگزاري نماز جماعت فقط روزها از آن صداي اذاني شنيده مي شود و در مناسبتهاي مختلف مذهبي در طول سال،‌ فقط در دهه اول محرم در آن مراسمي برگزار مي شود و بعلت كوچكي فضاي داخل، با پوشاندن محوطه جلويي مسجد با پلاستيك، مكان را براي نشستن مردم عزادار فراهم مي كنند كه البته همان هم با باد و گرد و خاك و سرما همراه است. و در ساير مناسبتها هيچ برنامه خاصي برگزار نمي گردد،

اما خوشبختانه در روستاي حسن آباد، مسجد نوسازتر است و روحاني براي برگزاري نماز جماعت در روستا حضور دارد و حتي مسجد كتابخانه كوچكي هم دارد اما متاسفانه كتابهاي كه در آنجا وجود دارد هيچ نسبتي با سطح سواد مردم آنجا ندارد كه همين مسئله باعث مي شود كه تعداد زيادي از اين كتابها مدتها بلا استفاده در كتابخانه بمانند.

در روستاي حسين آباد خانه بهداشتي وجود ندارد، اما در حسن آباد كه در جوار حسين آباد مي باشد خانه بهداشتي در حال ساخت مي باشد كه مراحل آخرش را طي مي كند. و اكنون خانه بهداشت در يك مغازه در روستا قرار دارد و مردم بعضي از داروهاي مورد نياز را از آنجا تأمين مي كنند، اما اگر احياناً كسي از مردم اين دو آبادي نياز به دكتر داشته باشد بايد به مركز بخش (زهكلوت) برود و البته براي اينكه بتوانند از دفترچه اش استفاده كند بايد خودش را به ساعت اداري برساند چون اگر بيماري از ساعت 2 به بعد به دكترها مراجعه كند، پزشك دفترچه بيمه را نمي پذيرد و در دليل اين كارشان هم عنوان مي دارند كه ما در بعدازظهرها بصورت آزاد كار مي كنيم و اين ربطي به بيمه ندارد و شما بايد پول ويزيت آزاد را پرداخت كنيد.

مردم روستا معتقدند كه حتي همين دكترها هم در شب در دسترس مردم قرار ندارند و اگر بيماري هرچند بدحال شب نياز به ويزيت داشته باشد بايد خود را به مركز شهر رودبار برساند كه آنجا هم فاقد امكانات كافي مي باشد و در مواردي بيماران را به كهنوج مي فرستند، بطوريكه يك بار يكي از دختران روستا كه دچار بيماري كليوي بود، در رودبار بدليل نبود امكانات لازم او را به كهنوج فرستاده و بيمارستان كهنوج هم او را به بيمارستان كرمان اعزام مي كند ولي متاسفانه بدليل شدت بيماري در بين راه كهنوج كرمان جان خود را از دست مي دهد.

اميدواريم وزير محترم بهداشت كه در فكر ساختن بيمارستاني ويژه هنرمندان در تهران است نيم نگاهي هم به اين مناطق محروم انداخته و در تاسيس بيمارستان رودبار جنوب با امكانات كافي سرعت عمل بيشتري به خرج بدهند.

در قسمت بعد به مشکلات آموزشی، خدماتی، رفاهی و خانه های کمیته ای روستا پرداخته خواهد شد.

منبع: بازخوانی

گزارشي از روستاي حسن آباد و حسين آباد زهكلوت رودبارجنوب

وقتي اسم رودبار جنوب را مي آوريم بدون ذره اي ترديد، بصورت كاملاً آگاهانه و منطقي ياد فقر و محروميت مي افتيم، به ياد “ميش پدمي”* مي افتيم كه همچنان منتظر گروه هاي جهادي با حال و هواي اوايل انقلاب است. رودبار جنوب جايي كه نمداد را در خود جاي داده است،‌ رودبار جايي كه كپرها، نماد فقر و نداري را در خود دارد، رودبار جايي كه مردمان محروم و مظلوم، اما نجيب و طرفدار نظام را در خود جاي داده است. رودبار پابرهنگاني را دارد كه ولي نعمتان انقلابند و هميشه هم در صحنه هاي انقلاب حضور داشته اند، اما افسوس كه هنگام تقسيم منابع دستشان به جايي نمي رسد، و اكثر اوقات كسري بودجه شامل شهرشان مي شد،‌ اما بعضي مواقع هم كه خدماتي شامل شان ميشود در مواردي مشكلات جديدتري برايشان ايجاد مي نمود كه در گزارش ذيل مي آيد.

آبرساني /خدمت رساني دوربيني

در روستاي حسن آباد و حسين آباد كه جمعاً مشتمل بر 600 خانوارند و در بخش زهكلوت واقع گرديده اند و حتي لوله كشي آب هم در آنجا صورت گرفته است،‌اما از 24 ساعت شبانه روز فقط 2 ساعت آنهم در ساعت 12 شب تا ساعت 2 نيمه شب آب وارد لوله ها مي شود و مردم براي استفاده از آب سالم بايد تا آنموقع شب بيدار بمانند. و احياناً اگر هم كسي موفق به جمع آوري آب در آن شب نشد بايد از موتورهاي روستا، كه آب آنها بسيار شور است و قطعاً زيان و ضررهاي در مصرف آن وجود دارد استفاده كنند، به گفته اهالي روستا حتي چند نفر از اهالي بدليل مصرف اين آب مشكل كليه پيدا كرده اند.

اما نكته ناراحت كننده تر ماجرا اين است كه حتي در ايام تابستان كه گاهاً گرماي اين منطقه به بالاي 50 درجه هم مي رسد در بسياري موارد حتي همان 2 ساعت هم آب در لوله ها نمي آيد و قطعي دائمي دارند. و مردم براي استفاده هاي مختلف اعم از مصارف خانگي در پخت و پز و نوشيدن و در وضو گرفتن و حمام رفتن و … بايد از موتورهاي آب روستا كه شور هستند استفاده نمايند.

همچنین مردم این دو روستا نامه نگاریهای متعددی به مقامات مسئول داشته اند اما نتیجه ای عایدشان نشده است.به نظر مي رسد مسئولين، افتتاح اين گونه طرح ها را فقط براي جلوي دوربين در نظر گرفته اند و به استمرار خدمترساني در اين مورد اهميتي نمي دهند.

حمام روستائی

نمونه ای از نامه نگاریهای بی سرانجام


امكانات فرهنگي

مسجد گلي و ساده و بسيار قديمي روستاي حسين آباد بدليل نبود روحاني بدون برگزاري نماز جماعت فقط روزها از آن صداي اذاني شنيده مي شود و در مناسبتهاي مختلف مذهبي در طول سال،‌ فقط در دهه اول محرم در آن مراسمي برگزار مي شود و بعلت كوچكي فضاي داخل، با پوشاندن محوطه جلويي مسجد با پلاستيك، مكان را براي نشستن مردم عزادار فراهم مي كنند كه البته همان هم با باد و گرد و خاك و سرما همراه است. و در ساير مناسبتها هيچ برنامه خاصي برگزار نمي گردد،

اما خوشبختانه در روستاي حسن آباد، مسجد نوسازتر است و روحاني براي برگزاري نماز جماعت در روستا حضور دارد و حتي مسجد كتابخانه كوچكي هم دارد اما متاسفانه كتابهاي كه در آنجا وجود دارد هيچ نسبتي با سطح سواد مردم آنجا ندارد كه همين مسئله باعث مي شود كه تعداد زيادي از اين كتابها مدتها بلا استفاده در كتابخانه بمانند.

مسجد گلی و ساده حسین آباد


داخل صحن مسجد

مسجد صاحب الزمان (عج) حسن آباد


امكانات بهداشتي /پذيرش دفترچه فقط تا ساعت 2 بعدازظهر

در روستاي حسين آباد خانه بهداشتي وجود ندارد، اما در حسن آباد كه در جوار حسين آباد مي باشد خانه بهداشتي در حال ساخت مي باشد كه مراحل آخرش را طي مي كند. و اكنون خانه بهداشت در يك مغازه در روستا قرار دارد و مردم بعضي از داروهاي مورد نياز را از آنجا تأمين مي كنند، اما اگر احياناً كسي از مردم اين دو آبادي نياز به دكتر داشته باشد بايد به مركز بخش (زهكلوت) برود و البته براي اينكه بتوانند از دفترچه اش استفاده كند بايد خودش را به ساعت اداري برساند چون اگر بيماري از ساعت 2 به بعد به دكترها مراجعه كند، پزشك دفترچه بيمه را نمي پذيرد و در دليل اين كارشان هم عنوان مي دارند كه ما در بعدازظهرها بصورت آزاد كار مي كنيم و اين ربطي به بيمه ندارد و شما بايد پول ويزيت آزاد را پرداخت كنيد.

مردم روستا معتقدند كه حتي همين دكترها هم در شب در دسترس مردم قرار ندارند و اگر بيماري هرچند بدحال شب نياز به ويزيت داشته باشد بايد خود را به مركز شهر رودبار برساند كه آنجا هم فاقد امكانات كافي مي باشد و در مواردي بيماران را به كهنوج مي فرستند، بطوريكه يك بار يكي از دختران روستا كه دچار بيماري كليوي بود، در رودبار بدليل نبود امكانات لازم او را به كهنوج فرستاده و بيمارستان كهنوج هم او را به بيمارستان كرمان اعزام مي كند ولي متاسفانه بدليل شدت بيماري در بين راه كهنوج كرمان جان خود را از دست مي دهد.

اميدواريم وزير محترم بهداشت كه در فكر ساختن بيمارستاني ويژه هنرمندان در تهران است نيم نگاهي هم به اين مناطق محروم انداخته و در تاسيس بيمارستان رودبار جنوب با امكانات كافي سرعت عمل بيشتري به خرج بدهند.


خانه بهداشت در حال ساخت روستا

در قسمت بعد به مشکلات آموزشی، خدماتی، رفاهی و خانه های کمیته ای روستا پرداخته خواهد شد.

ارسال دیدگاه


هیچ دیدگاهی برای “گزارشي از روستاي حسن آباد و حسين آباد زهكلوت رودبارجنوب”

  • بسم الله الرحمن الرحیم
    شاید اسم این روستاهایی که میگم رو تا حالا نشنیده باشید اما اوضاعشون بهتر از زهکلوت که نیست بدتر هم هست .راه درست و حسابی ندارن،آب ندارن ،تلفن ندارن ،از لحاظ مالی هم در مضیقه ان ،اصلا دکتر و مرکز بهداشت و این حرفا وجود نداره که . برید ازشون بپرسید چند نفر به خاطر نبود امکانات جونشون رو از دست دادن ؟؟روستاهای:پیری وچناران در استان لرستان،توابع کوهدشت،یه روستای دیگه هم تو نزدیکی اینا هست هیچ امکاناتی نداره حتی برق و مدرسه اما از توابع نور اباد محسوب میشه نکته قابل توجه دیگه اینکه اهالی این روستا ها از فرزندان خانم فاطمه زهرا(سلام الله علیها)هستند ،سید هستند از پدر و مادر .و من الله التوفیق

  • گنبد کاووس اتوبوس شده مدرسه بچه ها با تجهیزات کامل نیمکت بخاری میز تخته…..