منطقه ممنوعه

اين موضوع كه ما مردم را از غول فتنه گران و جريان انحرافي بترسانديم تا خود راي بياوريم هم ديگر كارايي ندارد. اينكه ما به مردم بگوييم كه: مردم بياييد به ما راي بدهيد تا فتنه گران و منحرفين راي نياورند خيانت به انقلاب است

ابراهیم خداشناس/ بحث سياسي آن هم نزديك انتخابات براي همه جذاب است به خصوص براي دانشجويان كه خود را نخبگان مملكت نيز خوانند و همه اقوام و اطرافيان به آنها مراجعه مي كنند كه «به كي راي بديم؟»

طرف اين وسط گير مي كند كه حالا به اينها چه بگويم ! خلاصه از ما به عنوان منور الفكرهاي مملكت انتظار مي رود بتوانيم سره را از ناسره تشخيص دهيم .

همين اول تكليف خود را با جريانات سياسي خارج از دانشگاه روشن كنيم كه «ما را به خير تو اميد نيست شر مرسان!» . اساسا حرف دانشجو از جنس ديگري ست.

تقسيم بنديهاي موجود در فضاي سياسي كشور يك اشكال بزرگ دارند و آن اين ست كه در هيچ كدامشان «مردم جايگاهي ندارند» و  مردم اينگونه تعريف شدند كه :يكسري موجودات كه بايد تا نزديكي انتخابات كاري به كار سياسيون و نخبگان(!) نداشته باشند و كار سياست را به اهلش واگذارند ! و فقط يكي دو هفته مانده به انتخابات تحت تاثير رسانه ملي(!) قرار بگيرند و مثل بچه هاي خوب به ليست هاي ساندويچي و شب انتخاباتي و هوالمطلوب يه عده سياسي باز سياسي كار راي بدهند و از همه مهمتر از فرداي روز انتخابات ديگه به كار اهل فن!!! كار نگيرند و بي خيال پرسش و پاسخ و نقد نماينده ها بشوند

و اما مردم….

(هر جائى كه مسئولين كشور توانائى‌هاى مردم را شناختند و به كار گرفتند، ما موفق شديم. هر جائى كه ناكامى هست، به خاطر اين است كه ما نتوانستيم حضور مردم را در آن عرصه تأمين كنيم. ما مسائل حل نشده كم نداريم. در همه‌ى مسائل گوناگون كشور، مسئولين بايد بتوانند با مهارت، با دقت، با ابتكار، راه‌هائى را براى حضور مردم پيدا كنند – همچنان كه در عرصه‌ى بسيار دشوارِ جنگ اين اتفاق افتاد، راه باز شد)«بيانات مقام معظم رهبري در اجتماع بزرگ مردم كرمانشاه»

و اما انتخابات …

(انتخابات بايد سالم باشد، رقابتى باشد. رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمت‌زنىِ متقابل است؛ اينها را بايد همه مواظب باشيم. رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند. رقابت اين نيست كه كسانى بيايند براى  جلب نظر مردم، وعده‌هاى خلاف قانون اساسى، خلاف قوانين عادى بدهند؛ اينها نبايد باشد. كسانى كه وارد عرصه‌ى انتخابات ميشوند، چه از طرف مجريان و مسئولان، چه از طرف كسانى كه نامزد ميشوند، بايستى به آداب و شروط يك حركت عمومىِ سالم پايبند باشند، متعهد باشند؛ اين لازم است

مردم عزيزمان در سراسر كشور اين رفتارها را در نامزدهاى انتخابات تفرس كنند، دنبال كنند، دقت كنند. نامزد انتخابات بايد با قصد خدمت وارد شود. اگر با قصد قدرت‌طلبى و جمع‌كردن پول و مسائل گوناگون و انگيزه‌هاى ناسالم ديگر وارد شود، به كشور خدمت نميكند. نامزد انتخابات بايد با انگيزه‌ى خدمت وارد شود؛ اين را بايد تشخيص داد، بايد فهميد، بايد حدس زد. اگر چنانچه نامزدها به مراكز ثروت و قدرت متصل شوند، كار خراب ميشود.)« بیانات مقام معظم رهبري در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز 19 دی»

مي بينيد كه جنس حرف فرق مي كند و مردم در اين نگاه با مردم در نگاه «سياسيون» زمين تا آسمان تفاوت دارد

مشكل اساسي همين جاست. يعني اگر ما براي راي و حرف مردم شخصيت قائليم كه هستيم بايد زمينه ي رشد و بالندگي سياسي اجتماعي مردم را  فراهم كنيم و حرف اصلي با مسئولين در اينجاست كه تا حالا براي اين كار چه كرديد؟ آقاي نماينده تا حالا چندتا جلسه پاسخگويي عمومي گذاشتي كه در آن به مردم گزارش كار بدي؟ اگر بالندگي سياسي اجتماعي مردم در اين نيست پس در چيست؟ نكند در راي دادن به ليست هاي شب انتخاباتي دنبال رشد مردميد؟ ممكنه يه عده از آقايون بگويند مردم كه از مباحث تخصصي چيزي نمي فهمند . خوب بيايند در مجامع علمي و دانشگاهي كه نماينده ي اين مردمند پاسخگو باشند.

در باب احزاب و گروه ها سخن گفتن از اصلاحات بيهوده است . به قول يكي از دوستان صحبت پشت سر مرده اشكال دارد. از اصلاحات كه بگذريم به اصولگراها كه من معتقدم بسياريشان مدعي اصولگرايي اند هم نمي شود دل بست . از عملكرد خيلي شان در گذشته نچندان دور عبرتها گرفتيم كه اين ماجرا سر دراز دارد . از مسامحه گري سر خيلي از مسائل تا اصطلاحا «مصلحت انديشي»هاي خارج از اصول كه بنده سر اين وا‍‍ژه ي مصلحت انديشي كه آقايان دمادم استفاده مي كنند حرف دارم و تعريف آن را 180درجه مغاير با تعريف مصلحت انديشي مي دانم يعني استفاده از يك كلمه كه تفسير آن توسط آقايان زمين تا آسمان با بطن واژه فرق مي كند

مصلحت انديشي اين آقايان با رويكردي كاملا محافظه كارانه همراه است كه به واقع محافظه كاري با اين سبك قتلگاه انقلاب است . اما مصحلت انديشي در مكتب مولي متقيان علي (ع) كاملا مخالف اين مصلحت انديشي است

اين محافظه كاري انفعال را به دنبال دارد كه آفتي به جان نظام است . انفعال يعني تعطيلي ابتكار، يعني تو زمين دشمن بازي كردن، يعني ابتكار را به دشمن بسپريم و خود را در موضع رفع اتهامات دشمن ببينيم. اين طور مي شود كه كار صداو سيما و بسياري از نشريات دانشجويي ما مي شود پاسخ به شبهات دشمن

اين محافظه كاري اقتدار گرايي را به دنبال دارد كه نتيجه آن را در بسياري از دانشگاههاي كشور شاهديم . خفه كردن صداي مخالف و تاب و تحمل نداشتن براي شنيدن انتقادات و پيشنهادات حتي تشكل هاي اسلامي دانشگاه كه دلسوز اين انقلابند

بگذريم حرف در مورد مدعيان اصولگرايي بود كه آفت اصلي آنها همانطور كه رهبر فرزانه انقلاب ذدر نماز جمعه 14 بهمن فرمودند اشرافيت گرايي و وابسته دنيا شدن است . يه عدهي كثيري از آنها را ميشود با همين شاخصه محك زد و از آنها پاسخ خواست

به تازگي عده اي دم از پايداري بر اصول مي زنند كه كمي با مردم آشنايند . شعارشان عقلانيت، معنويت و عدالت است اما بر محور ولايت. ساكتين فتنه را جدا از خود مي دانند و با آنها مرزبندي مي كنند . عملكرد افراد را در پيچ و خمهاي انقلاب ملاك قرار دادند كه جاي تقدير دارد اما داستان از اينجا شروع مي شود كه مباني اخلاق سياسي را تمرين نكرده اند گرچه بر زبان پايبندي به اخلاق را فرياد مي زنند اما عملشان زينت ندارد . همه را مغضوب عليهم مي دانند و خود را عمار مي پندارند و امان از اين خود عمار پنداري ها كه بوي مردم نمي دهد . گمان مي برند غير از آنها كسي پشت رهبري نيست و اگر آنها صحنه ي 9 دي را خالي مي كردند كمر نظام مي شكست. مهمترين خلا كار آنها همان آسيب بي استثنا احزاب است «مردم ناشناسي» . هنوز شخصيت مستضعفين و پابرهنگان كه به گفته خود حضرت امام تنها اينها تا آخر خط با انقلاب خواهند ماند برايشان ناشناخته است . شايد هنوز طعم فقر و استضعاف را نچشيده اند . فقط خدا مي داند.

همانطور كه حضرت آقا فرمودند: رقابت غير از خصومت است، رقابت غير از تهمت‌زنىِ متقابل است

اين موضوع كه ما مردم را از غول فتنه گران و جريان انحرافي بترسانديم تا خود راي بياوريم هم ديگر كارايي ندارد . اينكه ما به مردم بگوييم كه: مردم بياييد به ما راي بدهيد تا فتنه گران و منحرفين راي نياورند خيانت به انقلاب است . در اين باره نيز حضرت آقا مي فرمايند: رقابت اين نيست كه كسى اثبات خود را متوقف بر نفى ديگرى بداند.

اگر حرفي داريد، اگر برنامه اي داريد و اگر نو آوري داريد بياييد با مردم مطرح كنيد و برنامه تان را براي مردم تشريح كنيد، فكر مي كنم مردم بصيرت و آگاهي خود را در مناسبت هاي مختلف نشان داده اند و قدرت تشخيص اصلح را دارند.

طرح و بحث مبانی انقلاب و راهکارهای اجرای آن برای مردم خیلی مهمتر از جریان انحرافی و غیره است و اگر امروز می بینیم «گروهک انحرافی» در مجموعه دولت ریشه کرده، این پیامد نادیده گرفتن امثال پیام هشت ماده ای حضرت آقا در مبارزه با مفاسد اقتصادی ها ست بدین معنی که اگر در بدو امر به رویکرد اقتصادی لیبرال دولت توجه می شد و این رویکرد اصلاح می شد دیگر خبری از اختلاس نبود.

اگر به این ایمان داشته باشیم که گفتمان انقلاب اسلامی جذاب است و مطرح کردن آن خود به تنهایی مخاطب جذب می کند دیگر نیازی به نفی دیگران برای اثبات خود نیست

به عقیده بنده اگر از کلیه این سیاسی بازی ها بگذریم یک جریانی را لمس می کنیم که از دل جریان دانشجویی پایبند به انقلاب اسلامی در آمده است و آن مطرح شدن بحث عدالت از ابتدای دهه 80 است. با توجه به تبیین بحث عدالت توسط رهبر انقلاب از ابتدای تصدی این پست به عنوان یکی از آرمانهای اصیل انقلاب و باتوجه به پیام هشت ماده ای ایشان در مبارزه با مفاسد اقتصادی این حرکت در میان جنبش دانشجویی شتاب بیشتری به خود گرفت و آنجا که حضرت آقا فرمودند:  «عدالتخواهی لب انتظار ما از دانشجویان است» تکلیف جریان دانشجویی روشن شد.

طرح گفتمان عدالت در آن فضای سیاست زده دوران اصلاحات جان تازه ای به کالبد انقلاب دمید.

البته باید یک نگاه جامع و همه جانبه به عدالت مطرح شود و از نگاه های سلیقه ای و کاریکاتوری به بحث عدالت پرهیز شود، در اصل مطرح کردن گفتمان سیاسی قوی در سطح جامعه نیازمند پایه قوی تئوریک و نظری است.

حال به نظر می رسد مطرح کردن این گفتمان در کنار گفتمان های موجود، قدمی رو به جلو و به سمت آرمان های انقلاب است و با توجه به فرموده حضرت آقا در باب مطلوب نبودن و آرمانی نبودن وضع موجود عدالت در کشور وظیفه جنبش دانشجویی که سردمدار حرکت به سمت آرمان های انقلاب است مشخص می شود.

آن منطقه ممنوعه ای که خود حضرت آقا طلایه دار پایداری در آن است همان اسلام ناب ، همان آرمانهای والای انقلاب، حضرت امام و شهدای گرانقدر است.

خداوند متعال همه ما را راست قامت و پایدار در این منطقه ممنوعه قرار دهد ان شاء الله

«ما اگر از خدا بخواهيم، وارد بشويم، تك تك ما احساس مسئوليت كنيم، قصدمان اين باشد كه نظام اسلامى و اسلام و ملت ايران را سربلند كنيم، خوشبخت كنيم، سعادت براى دنيا و آخرتمان فراهم كنيم، راه الهى بسته نيست. ما اگر چنانچه قدم برداريم، خداى متعال راه را باز ميكند؛ عمده اين است كه ما همت كنيم، تصميم بگيريم، بنا بگذاريم».( بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز 19 دی)