رفتن به بالا

فریاد عدالت‌خواهی ائمه انقلاب، و گوش‌هایی که سنگین شده‌اند

علی سلیمانیان/ «اولين ضعف ما گرايش به دنياطلبى بود كه گريبان بعضى از ماها را گرفت. بعضى از ما مسئولين دچار دنياطلبى شديم، دچار مادي‌گرائى شديم؛ براى ما ثروت، تجمل، آرايش، تشريفات و اشرافي‌گرى يواش يواش از قبح افتاد.

ما امروز متأسفانه دچار اسراف و مصرف‌زدگى هستيم.

اين خطر است در راه ما. مصرف‌زدگى را بايد كم كنيم، حرص به متاع و كالاى دنيا را بايد كم كنيم.

ما به موازات علم، به موازات پيشرفت‌هاى علمى، پيشرفت اخلاقى و تزكيه‌ى اخلاقى و نفسى پيدا نكرده‌ايم؛ اين عقب‌ماندگى است.

 در عدالت اجتماعى هنوز به نقطه‌ى مورد نظر اسلام – كه آرزوى خود ما بوده است – نرسيده‌ايم؛ اين هم از نقطه‌ضعف‌هاى ماست. اين ضعف‌ها را بايستى جبران كنيم. اينها ضعف‌هائى است كه نمي‌شود از آن‌ها گذشت.»

این سطور، خلاصه‌ای از آسیب‌شناسی امام عزیزماست از انقلاب؛ که دیروز در خطبه‌های پرصلابت آدینه، بیان شده‌اند و شما ببینید که هر سه آسیب را جز از منظر عدالت‌خواهی نمی‌توان دید. اشرافی‌گری و مصرف‌زدگی، عقب‌ماندگی اخلاقی و عدم تحقق عدالت اجتماعی.

این قصه البته سر دراز داشته است. کشاکش عدالت‌خواهان –و البته در راس آن، امامان عدالت، امام خمینی و امام خامنه‌ای- با مسئولان خرد و کلان بر سر این مساله، از ابتدای انقلاب بوده و تا اکنون نیز هست و من فکر نمی‌کنم جلسه‌ای با حضور رهبری انقلاب و مسئولان، از همان ابتدا تا الان بوده که این مسایل در آن از مسئولان و کارگزاران مطالبه نشده باشد و این‌که چرا تا به حال این سه مطالبه تحقق نیافته، خود جای تامل است.

حدود سه دهه قبل‌تر، حضرت امام، طی سخنانی در جمع مسئولان، همین نقاط ضعفی را که امروز رهبر عزیز برای انقلاب برشمرده‌اند، هشدار داده بودند: «ما بايد كوشش كنيم كه اخلاق كاخ‌نشينى را از اين ملت بزداييم. اگر بخواهيد ملت شما جاويد بماند و اسلام را به آن طورى كه خداى تبارك و تعالى مى‏خواهد، در جامعه ما تحقق پيدا كند، مردم را از آن خوى كاخ‌نشينى به پايين بكشيد، خود كاخ‌نشينى اين خوى را مى‏آورد، ممكن است كه در بين آن‌ها هم كسى پيدا بشود لكن نادر است. توجه كنيد كه اين ملتى كه الآن كوخ‌نشينانش مشغول فعاليت هستند و مشغول به زحمت هستند در جبهه‏ها و پشت جبهه‏ها، اين كوخ‌نشينان را زحمت بكشيد كه به همين حال خوى كوخ‌نشينى و خوى اين‌كه توجه به كاخ‌ها نداشته باشند نگه داريد تا بتوانيد ادامه بدهيد زندگى صحيح اسلامى را. آن خوى كاخ‌نشينى مضر است، خودش مضر نيست، ‏خُويَش مضر است، لكن خود او، اين خوى را دنبال دارد. كسى كه تمام توجهش به دام‌دارى است او نمى‏تواند آدم بشود. كسى كه تمام توجهش به باغ‌دارى است اين نمى‏تواند يك انسان مفيد واقع بشود. آن‌هايى كه دام‌داريشان مفيد است براى جامعه، آن‌ها توجه به دام‌دارى ندارند. آن‌هايى كه دام‌داريشان براى حفظ جامعه است آن‌ها جزء همان كوخ‌نشينان‌اند. و آن‌هايى كه باغداريشان براى حفظ جامعه است آن‌ها هم اين‌طور؛ لكن وقتى خوى زمين‌خوارى و باغ‌دارى و كاخ‌نشينى در بين مردم باشد، اين اسباب اين مى‏شود كه انحطاط اخلاقى پيدا بشود. اكثر اين خوي‌هاى فاسد از طبقه مرفه به مردم ديگر صادر شده است.»

البته سخنانی از این دست در میان سخنان راه‌گشای امام کم نیست، اما علت انتخاب این فقره، تطابق عینی و جزء به جزء مفاد آن با مسائلی است که دیروز امام خامنه‌ای بیان فرمودند و ببینید که دقیقا همان روندی که امام نسبت به وقوع آن هشدار داده بودند، مورد عتاب رهبر معظم قرار گرفته است. دنیاگرایی، انحطاط اخلاقی وناعدالتی اجتماعی. یعنی اگر از همان ابتدا، گوش‌های مسئولین در برابر فریاد عدالت‌خواهی حضرت امام، سنگینی نمی‌کرد، امروز در نقطه‌ای نبودیم که رهبر عزیز ما همین سه مساله نشنیده شده را به عنوان نقاط ضعف انقلاب برشمرند.

آن‌هایی که به بهانه واهی آبروداری برای نظام به کنج کاخ‌ها غلتیدند و خود را از صفوف مردم جدا کردند، اکنون کجا هستند که ببینند امام، در این باره چه نظری دارد. امام طبقات محروم جامعه را، مؤونه و سرمایه این مملکت می‌دانست و به آن‌ها افتخار می‌کرد: «من وقتى شما را، اين چهره‏هاى انسانى، نورانى، خدمت‌گزار را مى‏بينم مباهات مى‏كنم به اين‌كه مملكت ما اين طور است. دنيا الآن نظرش به مملكت ماست. نه به آن طبقه؛ به شما. نه به آن طبقاتى كه سابق هم سر همه كارها بودند، و الآن هم شما مى‏گوييد كه اتومبيل‌هايشان، بچه‌هايشان را مى‏برند به مدرسه، و از همين اتومبيل‌ها هست و به ما نمى‏دهند براى جهاد سازندگى! دنيا به شما نظر دارد؛ نه به اين اتومبيل‌سوارها؛ نه به اين‌هايى كه در كاخ مى‏نشينند. كوخ نشين‌ها هستند كه مؤونه اين مملكت و سرمايه اين مملكت‏اند؛ نه آن كاخ‌نشين‌ها. خداوند اين كوخ‌نشين‌ها را براى ما حفظ كند.»

امام ما می‌گفت: «وقتى كه پابرهنه‏ها و گودنشينان و طبقات كم درآمد جامعه ما امتحان و تقيد خود را به احكام اسلامى تا سر حد قربانى نمودن چندين عزيز و جوان و بذل همه هستى خود داده‏اند و در همه صحنه‏ها بوده‏اند- و ان شاء اللَّه خواهند بود- و سر و جان را در راه خدا مى‏دهند، چرا ما از خدمت به اين بندگان خالص حق و اين رادمردان شجاع تاريخ بشريت افتخار نكنيم! ما مجدداً مى‏گوييم كه يك موى سر اين كوخ نشينان و شهيددادگان به همه كاخ و كاخ‌نشينان جهان شرف و برترى دارد.» اما خوی کاخ‌نشینی کار خودش را کرده است. ادبیات‌ها و نگرش‌ها عوض شده‌اند و دیگر حتی همه کوخ‌نشین‌ها در برابر چشم برخی مسئولان و اشراف به قدر موی یک آقازاده نمی‌ارزند. کوخ‌نشینان وصله‌های ناجور مملکت تلقی می‌شوند و هر اقدامی که در جهت نیل به عدالت اجتماعی صورت می‌گیرد، متهم به گداپروری است. خوی کاخ‌نشینی، واژه «مستضعف» را در ابتدا به «اقشار آسیب‌پذیر» و اکنون به «گدا» تغییر داده است و شما باور کنید که فردا نیز به مرگ آنان حکم خواهد کرد تا مملکت را از لوث این چهره‌های کریه بزدایند.

***

اما بگذار که از این ها بگذریم.

ببین که چه آرامشی در این جملات امام جاری است:

«من اميدوارم كه شما ملت بزرگ و شما ملتى كه محروم هستيد، لكن پيش خدا عزيز هستيد، گمان نكنيد كه كاخ نشينها بسيار مرفه هستند؛ آنها دلهايشان لبريز از تزلزل است؛ آنها قلبهايشان آرام نيست. تزلزلى كه در بين كاخ نشينها هست در بين كوخ نشينها نيست… آرامشى كه اين طبقه محروم دارند آن طبقه‏اى كه به خيال خودشان در آن بالاها هستند، ندارند.»