راستی را اگر از نان و خورش نیست خبر//این گدایان ز چه از پادشهان چاق ترند؟

حکایت* عاشقان از گوَن دشت عطش تاق­ترند ماهیانی که اصیل­اند در اعماق ترند دوره ی آینگی سر شده یا آینه نیست؟ مردم کوچه­ی آیینه بداخلاق ترند واعظا موعظه بگذار که وعّاظ عزیز به تقلاّی گناه از همه مشتاق ترند راستی را اگر از نان و خورش نیست خبر این گدایان ز چه از پادشهان چاق […]

حکایت*

عاشقان از گوَن دشت عطش تاق­ترند
ماهیانی که اصیل­اند در اعماق ترند

دوره ی آینگی سر شده یا آینه نیست؟
مردم کوچه­ی آیینه بداخلاق ترند

واعظا موعظه بگذار که وعّاظ عزیز
به تقلاّی گناه از همه مشتاق ترند

راستی را اگر از نان و خورش نیست خبر
این گدایان ز چه از پادشهان چاق ترند؟

پسران و پدران بی­خبر از حال هم­اند
روز محشر پدران از پسران عاق ترند

بعد از این نام من و گوشه ی گمنامی­ها
که غریبان جهان شهره ی آفاق ترند

*علیرضا قزوه