پهباد ایرانی در دستان آرمیتا

هنوز یک چیز باقی مانده است. و آن شعر خوانی آرمیتا است آرمیتا هم روی سن می آید و برای جمع شعر می خواند. خانم رضایی نژاد از او میخواهد که ای ایران را بخواند اما او قبول نمی کند مادر اصرار می کند ولی او با نچ های آبدار خود جمع را می خنداند

امین قره سوفلو– ساعت دو بعد از ظهر است مهمان ما هنوز در راه. با ایشان تماس میگیریم. آدرس را می پرسد. گویا در نزدیکی دانشگاه هستند. بچه ها از این که مهمان اصلی قبل از شروع مراسم می­رسد به جنب وجوش می افتند. اتاق اول مجمع حزب الله که قرار است تا شروع مراسم میزبان مهمان باشد، مرتب می شود. یک نفر پی استقبال از مهمان می رود. قبل از اینکه ما به سردر اصلی برسیم ظاهرا مهمان ما وارد دانشگاه شده است. بله هم اکنون علم و صنعت در خود شیرزنی را به میزبانی دارد. همسر شهید داریوش رضایی نژاد. به استقبال ایشان میرویم. دست شان در دست آرمیتا است. همان که در جلو چشمانش پدرش را شهید کردند. به سمت مجمع حزب الله همراهیشان می کنیم. مجری برنامه هنوز نرسیده است. با او تماس می گیریم و می گوید امام حسین را رد کرده است. هنوز هیچکدام از شعرا هم نرسیدند. اتاق اول مجمع نیز در حال و هوای حضور خانواده شهید است. مقدمات مراسم را آعاز می کنیم. سرود نام جاوید ای وطن از اطراف محل برگزاری عصر شعر به گوش میرسد.

هدایای آرمیتا قرار بود آخر مراسم اهدا شود. ولی گویا حوصله اش دارد سر میرود و باید یکی از هدایا را همین الان به او داد. دفتر نقاشی و مداد رنگی. شروع می کند به کشیدن نقاشی. خانم جلوداریان اولین شاعری هستند که میرسند. در ردیف اول مینشینند. دبیر مجمع به ایشان و همراهشان خوشامد گویی می کند. مجری برنامه هم حالا رسیده است. آقای داودی که یکی از شاعران دعوت شده است زحمت مجری گری برنامه را هم می کشد. با تلاوت قرآن مراسم آغاز می شود. خانواده شهید هم وارد سالن می شوند و در ردیف اول مینشینند. دکتر جبل عاملی حاج آقا ابراهیم نژاد و دکتر خلج از مسئولین دانشگاه هستند که در مراسم حضور یافتند. آقای داودی ابتدا خانم جلوداریان را به دعوت به خواندن اشعارشان می کند. ابیاتی در وصف صبر و استقامت همسران شهدا خوانده می شود. بعد از خانم جلوداریان یکی از دانشجویان شعری را می خواند.

آرمیتا نقطه توجه همه است. مسئولین دانشگاه نیز آرمیتا را مورد مهربانی قرار می دهند. حاج آقا ابراهیم نژاد همراه با آرمیتا در دفترش نقاشی می کشد. بقیه شعرا هنوز نرسیده اند و این کار را کمی سخت می کند. مجری هرجوری بود سعی داشت مراسم را اداره کند. حق هم داشت. اشعاری را از خودش خواند. بعد از پخش نماهنگی در مورد شهدای علمی، آقای داودی روی سن می رود و برنامه را ادامه می دهد. سه نفر از شاعران همزمان وارد می شوند. مجری آقای عرفانپور را دعوت می کند که مستقیما بالای سن بیاید و اشعارش را بخواند. بعد از ایشان جناب مؤدب دعوت می شوند که اشعارشان را بخوانند. شعری هم با مضمون فرزندان شهدا می خوانند. آقای وحید زاده آخرین شاعری هستند که اشعارشان را می خوانند. حاج آقا ابراهیم نژاد نیز دعوت می شوند تا چند دقیقه ای صحبت نمایند. در مورد لقا الله چند دقیقه ای صحبت می نمایند و سپس مجری از میهمان اصلی مراسم دعوت می کند تا برای جمع صحبت نمایند. ایشان از این می گویند که همه این شهدا در راه یک هدف شهید شده اند. در راهی که آن را باور داشته اند. ایشان نیز طبع شعری داشتند و با خواندن شعری جمع را به فیض می رسانند.

پایان بخش مراسم اهدا هدایایی از طرف دانشگاه و مجمع حزب الله به خانواده شهید بود. ولی هنوز یک چیز باقی مانده است. و آن شعر خوانی آرمیتا است آرمیتا هم روی سن می آید و برای جمع شعر می خواند. خانم رضایی نژاد از او میخواهد که ای ایران را بخواند اما او قبول نمی کند مادر اصرار می کند ولی او با نچ های آبدار خود جمع را می خنداند. مراسم پایان میابد و آرمیتا پهباد آر کیو 170 نیز در دستان آرمیتا اسیر گشته است.

لینکهای مرتبط:

شعرخوانی آرمیتا رضایی نژاد

شعر خوانی سارا جلوداریان

سخنان سرکار خانم پیرانی در مراسم عصر شعر شهدای علمی

شعر خوانی محمد رضا وحید زاده

شعرخوانی علی محمد مودب

شعرخوانی میلاد عرفان پور

شعرخوانی علی داوودی