کنکاشی در نظرات مردم جنوب تهران در مورد انتخابات

قسمی از مردم که حضور در انتخابات را به عنوان مسئولیت اجتماعی قبول داشتند، از معیارها و دلایل خود برای انتخاب افراد گفتند. در اینجا نیز برخی به دلیل عدم شناخت صحیح از کاندیداها، قصد داشتند تا رای سفید دهند تا فقط مشارکت بالا برود

هادی زینعلی-خیزش نو

این سوال بهانه‌ای بود تا از حال و هوای مردم یکی از مناطق جنوبی شهر تهران برای انتخابات مجلس آگاه شویم.و از معیارهای آنان برای انتخاب نماینده‌ی شایسته تر آگاه شویم.

در ابتدای پرسش، مردم به دو دسته تقسیم می شدند. عده‌ای مخالف مشارکت در انتخابات بودند و عده ای دیگر شرکت در انتخابات را وظیفه‌ی خود می دانستند.

عمده هم وطنانی که مخالف حضور در انتخابات بودند، از گرانی‌ها و مشکلات اقتصادی اخیر گلایه داشتند و می خواستند با عدم شرکت در انتخابات ناراضی بودن از اوضاع اقتصادی را به گوش مسئولین برسانند. لازم به ذکر است که عمده‌ ساکنین جنوب شهر تهران بضاعت مالی خوبی ندارند و شرایط اقتصادی آنها به شدت آسیب پذیر است و افزایش قیمت نیازهای اولیه (ارزاق، پوشاک و اجاره بهای مسکن) تاثیر قابل توجهی بر شرایط زندگی و خانواده‌ آنان می گذارد.

عده ای دیگر هم به دلیل عدم شناخت نامزدها، قصد شرکت در انتخابات را نداشتند. ولی وقتی با آنان راجع به اهمیت مشارکت مردمی و بالا رفتن درصد رای دهندگان و تاثیر آن بر چهره‌ بین المللی ایران و ناامید کردن دشمنان از کشور صحبت می شد، عمدتا راضی می شدند تا در انتخابات شرکت کنند، حتی با رای سفید و بدون نام.

قسمی از مردم که حضور در انتخابات را به عنوان مسئولیت اجتماعی قبول داشتند، از معیارها و دلایل خود برای انتخاب افراد گفتند. در اینجا نیز برخی به دلیل عدم شناخت صحیح از کاندیداها، قصد داشتند تا رای سفید دهند تا فقط مشارکت بالا برود. ولی باقی هم وطنان دلایل و نظرات قابل توجهی داشتند. عده‌ای چون اسامی برخی کاندیدها را زیادتر شنیده بودند (مثلا رئیس مجلس این دوره و دوره‌ی قبل و مواردی هایی از این قبیل) را به عنوان کاندید اصلح می‌شناختند. گروهی دیگر لیستی را به دلیل حضور برخی افراد قابل قبول و یا حمایت برخی علمای دینی کلا به عنوان لیست اصلح می شناختند و قصد رای دادن به آنها رای داشتند. عده‌ای هم به دلیل انتقاد شدید به دولت، از لیستی به نام صدای ملت(منقدین دولت) و یا افرادی مثل آقای توکلی و امثالهم که به دولت انتقادهای زیادی داشتند به عنوان انتخاب اصلی خود نام می بردند. برخی نیز مستقل از حزب و گروه با معیارهای منطقی و صحیح، فقط به افرادی که شناخت قابل قبولی از آنان داشتند رای می دهند. متاسفانه این گروه نسبت به کل مواردی که مورد مصاحبه شدند، تعداد کمی را شامل می شدند.

متاسفانه عمده‌ی انتخاب‌ها و یا عدم حضور در انتخابات، دلایل قابل قبول و صحیحی ندارند، که این شرایط نمی تواند ضامن مجلسی باشد که بتواند تصمیمات درست بگیرد یا نظارت بهتری را در کشور داشته باشد.

مورد دیگری که نباید از یاد برد این است که رای دادن لیستی با توجه به شرایط فعلی ( که عمدتا همه‌ لیست خود را متصل به اصول می‌دانند) نمی تواند بهترین‌ها را برای مجلس جدا کند. با بررسی لیست‌ها متوجه می شویم که نمی‌توان همه‌ی یک حزب را به عنوان بهترین‌ها شناخت. چون حتی در لیست‌های مطرح تر هم افرادی حضور دارند که شایستگی حضور به عنوان نمایندگان مردم در مجلس را ندارند. دلیل این موضوع هم این است که ورود افراد ضعیف تر، اولا مانع حضور نامزدها‌ی کارآمدتر و مفیدتر می شود، ثانیا اگر برخی نارسایی‌هایی که در مجلس هشتم اتفاق افتاده است را مرور کنید، متوجه می شوید که حضور عده‌ای عامل ترمز و یا حتی ضرر زدن به روندهای قابل قبول مجلس می‌شود.

از مجموع حرف هایی که زده شد، می توان نتیجه گرفت که ما دانشجویان به عنوان قشر تحصیل کرده و اهل فکر جامعه مسئولیم تا در شناخت صحیح بهترین افراد برای نمایندگی مجلس بکوشیم و این شناخت و آگاهی منطقی و درست را به دیگر افراد جامعه انتقال دهیم، تا مجلسی متکامل تر و استوارتر و پویاتری در جهت نیل به اهداف ایران اسلامی داشته باشیم.

منبع: نشریه خیزش نو شماره 69