جنگ ایران و غرب پشت خاکریز های اقتصادی

مصاحبه با روزنامه جوان مورخ 16 اسفند 1390 ” جوان ” : مقام معظم رهبری سال 90 را سال جهاد اقتصادی نامگذاری فرمودند. پیرامون این بحث همانطور كه ايشان در سخنرانيهايشان تبيين فرمودند، جهاد اقتصادي را فقط در رشد و رفاه شخصي ندانستند و  تحقق اين امر را حركت جهادگونه عموم مردم و مسئولان  در […]

مصاحبه با روزنامه جوان مورخ 16 اسفند 1390

” جوان ” : مقام معظم رهبری سال 90 را سال جهاد اقتصادی نامگذاری فرمودند. پیرامون این بحث همانطور كه ايشان در سخنرانيهايشان تبيين فرمودند، جهاد اقتصادي را فقط در رشد و رفاه شخصي ندانستند و  تحقق اين امر را حركت جهادگونه عموم مردم و مسئولان  در زمينه اقتصاد معرفي فرمودند. نظرتان را درباره اينكه  آيا جنبش دانشجويي ميتوانست به اين امر ورود پيدا  كند يا نه و چگونگي آن را توضيح بفرماييد؟

حضرت آقا در سخنانشان روي اين نكته  بسيار تأكيد كردند كه اين يك شروع است،  كما اينكه وقتي سال 88 به عنوان سال «اصلاح الگوي مصرف» نام گرفت نه اينكه  فقط در همان سال اين اصلاح صورت گيرد  بلكه اين شروع يك روند است. اگر اين بحث را بخواهم كلي تر نگاه كنم بعد از سال 57 كه انقلاب پيروز شد و فضاي دو  قطبي جهان كه امريكا و شوروي سردمداران اين دو جريان بودند، بعد از فروپاشي شوروي و تفكر كمونيسم، ليبراليسم تنها تفكر حاكم در جهان  شد و خود را يكه تاز ميدان ميديد و در عصري كه گفته ميشد خدا مرده است و دين افيون توده هاست به يكباره در منطقه استراتژيك دنيا انقلابي مبتني بر گفتمان ديني شكل گرفت كه داعيه دار يك گفتمان جهاني بود. همانطور كه حضرت امام خميني(ره) فرمودند كه ما انقلابمان را به دنيا صادر خواهيم كرد يا بحثهايي كه ايشان مطرح ميكردند تحت عنوان حزب جهاني مستضعفين كه اساس گفتمان غرب را به چالش كشيد، از بنيان هاي فلسفي و فكري تا نحوه حكومتداري و نگاه به مسائل مختلف مانند آزادي، توسعه و… پيشتر كه آمديم ميبينيم كه خوب توانستيم در بعضي از مسائل كار كنيم؛ مانند حوزه فرهنگي يا ابعاد سياسي ما توانستيم حتي گفتمان مان را صادر كنيم به مناطقي مانند امريكاي لاتين، لبنان، فلسطين، عراق و حتي در غرب و در خود امريكا نيز اين گفتمان نفوذ كرد.

اما مشكلي كه با آن روبه رو بوديم بحث اقتصاد بود كه ما نتوانستيم بر پايه انقلاب و فضاي بومي خودمان در حوزه اقتصاد حرفي بزنيم و كار كنيم و در اين پروسه 30 ساله انقلاب، در امور اقتصادي از نسخه هاي پيچيده شده صندوق بين المللي پول و بانك جهاني استفاده ميكرديم و اعتقاد داشتيم كه با اين ابزارها ميتوان موفق بود.

ما پيرامون اقتصاد در حوزه نظر و در حوزه عمل گفتماني نداشتيم و در مقابل، نقطه قوت حريفمان (ليبراليسم) را حوزه اقتصاد ميتوان ذكر كرد؛ يعني اگر همين امروز بخواهيم بنيان غرب را به چالش بكشيم  همين بحث اقتصاد به عنوان چشم اسفنديار غرب است و آنها در يك نقطه اقتصادي قوي به لحاظ نظري قرار دارند (با تمام نقصهايي كه دارد) و ما اين طرف هيچ حرفي براي گفتن نداشتيم و اين يك ابزار براي غرب شد. ما ميبينيم كه غرب بعد از انقلاب دست به شبيخون فرهنگي زد كه البته با هوشياري ملت موفق نشد؛ سپس با حركت نرم سياسي آمدند تا انقلاب را مصادره كنند كه با وجود همكاري بعضي از عناصر داخلي باز هم اين امر محقق نشد. وقتي با حربه هاي فرهنگي و سياسي (نميگويم بي تأثير بود اما) نتوانست به هدفش برسد غرب با ابزار اقتصادي وارد شد. به همين علت حضرت آقا از سالهاي پيش به اين مسائل پرداختند كه با نامگذاري سال 88 به اصلاح الگوي مصرف شروع ميشود، سپس همت مضاعف و كار مضاعف كه بايد از منابع به طور كامل استفاده كرد و مصرف را اصلاح كرد. سپس وارد جهاد اقتصادي ميشويم. يعني اينكه وسط ميدان جهاد هستي و بايد جهادگونه عمل كني. يعني مانند ميدان جنگ بايد 1- از همه چيز دست بشويي و فكر نبرد باشي 2- عنصر اخلاص كه در جهاد نمايان است و نيز الهي بودن كار را مد نظر قرار دهي. در حال حاضر ما و غرب در جنگ پشت خاكريزهاي اقتصادي هستيم و عواملي مانند تحريم هاي اقتصادي نيز در همين عرصه است كه اتفاق ميافتد و هوشياري مقام معظم رهبري است كه جلوتر اين وقايع را ميبينند و رصد ميكنند و گفته ايشان كه شكستن صداي استخوان ليبراليسم به گوش ميرسد، نيز مؤيد همين مطلب است. فرمايشهاي ايشان به عنوان صدور فرمان جهاد اقتصادي، فرماني است براي تمامي آنهايي كه شعار ميدادند كه «واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد». پس ديگر جهاد به معناي شمشيركشي نيست، بلكه عرصه عوض شده است و بايد به ميدان بياييد و ببينيد كه آيا ارتش اقتصادي دنيا ميتواند جواب شما را دهد يا نه؛ اگر مرد عمل باشيد.

بعد از نامگذاري سال 90 به جهاد اقتصادي توسط معظم له در همان روز شاهد بسياري از مصاحبه هاي كارشناسان  و مسئولان اقتصادي بوديم درباره واژه شناسي جهاداقتصادي و باز كردن ابعاد جهاد اقتصادي  و غيره كه البته خود حضرت آقا هم فرمودند كه  مانند سالهاي پيش؛ صحبت ما بنر و پوستر نشود  بلكه به اين موارد عمل شود و مسائل را به فرعي و اصلي تقسيم بندي كنيد. مبادا كه فرعيات جاي اصول را بگيرد.

يكي ديگر از كاركردهاي ابزار اقتصادي ايجاد نارضايتي است به اين معنا كه حتي با خوب عمل كردن در حوزه فرهنگ و سياست اگر در حوزه اقتصاد نتوانيم خوب عمل كنيم دشمن ميگويد اين حكومت نتوانسته وضعيت معيشتي مردمش را بهبود بخشد و اين نظام جوابگوي عموم نيست و از آن طرف نيز در حوزه بيداري اسلامي اين نظام را به عنوان نظام ديني ناكارآمد جلوه ميدهند. ما شاهد بوديم در ابتداي اين سال خيلي ها در عرصه جهاد اقتصادي مانور دادند و بعد از مدت زمان اندكي اين هيجان فروكش كرد و بعد از مدت اندكي حتي فرعيات پيشي گرفتند؛ مانند دوره اي كه رئيس جمهور خانه نشيني كرد و تمام رسانه ها به اين امر دامن زدند و جلوتر كه آمديم بحث اختلاس پيش آمد و سپس التهاب بازار سكه و ارز و جريان انحرافي و جنگ انتخاباتي و موضوعات فرعي كه باعث شد جهاد اقتصادي مغفول واقع شود و اين فراموشي باعث شد كه در شش ماهه اخير شاهد هيچگونه حركتي در اين عرصه نباشيم كه حضرت آقا در نشست هاي گوناگون به تبيين اين امر پرداختند. جنبش دانشجويي هم كه در ابتدا نتوانست با اين موضوع ارتباط برقرار كند و فكر كرد اين رويكرد مخصوص مسئولان در كشور و كارگران در كارخانه هاست . اين مقوله علمي است و لابد به ما ربطي ندارد و حتي اين مسئله در جنبش دانشجويي در حد يك بنر و پوستر نيز انجام نشد و جنبش دانشجويي نيز به حاشيه رفت و به مسائلي مانند خانه نشيني رئيس جمهور، دانشگاه آزاد، حقوق مادام العمر مجلس و غيره رفت و همانطور كه بحث جهاد اقتصادي در مسئولان كشور مهجور ماند، در جنبش دانشجويي نيز خيلي بيشتر مهجور ماند، چون اصلا جنبش دانشجويي اين مسئله را تحويل نگرفت و به رغم اينكه در ديدار با حضرت آقا بعضي از مسائل بيان شد، اما شاهد هيچ عملي نبوديم و  فقط در حد اينكه «جهاد اقتصادي خوب است» مطرح شد  و حتي هيچگونه مطالبه اي نيز در بين اتحاديه هاي دانشجويي صورت نگرفت.