رفتن به بالا
  • یکشنبه - 26 فروردین 1391 - 19:48
  • کد خبر : ۱۱۳۰۲
  • مشاهده :  508 بازدید
  • چاپ خبر : گزارشی از روستای چاه حاجی کهنوج

گزارشی از روستای چاه حاجی کهنوج

مشكلات آب آشاميدني اين روستا با همتي از طرف مسئولين و تخصيص بودجه لازم قابل حل مي باشد اما چرا مسئولين نسبت به حل اين بحران و معضل بي توجهند و بهانه كمبود بودجه را مي آورند سوالي است كه ذهن هر انساني را به خود مشغول ميدارد

به گزارش عدالتخواهی؛

با يكي از دوستان فارياب قرار گذاشتيم كه اين هفته براي تهيه گزارش به فارياب برويم، صبح جمعه به قصد فارياب حركت و هنوز از پل هليل رود دور نشده بوديم كه متوجه شديم دوستان بهمراه خبرنگار صداوسيما به روستاي چاه حاجي كهنوج رفته اند و ما هم تصميم گرفتيم اين هفته را به كهنوج اختصاص بدهيم تا ان شاءالله هفته ديگري مهمان فاريابي ها باشيم.

و مسير خود را به سمت كهنوج تغيير داديم در ابتداي ورودي شهر كهنوج تابلوئي زده بودند و مقدم مهمانان را به شهر شهيد شهسواري مظلوم و گمنام خوش آمد گفته بودند. شهيد شهسواري را كه قطعاً‌همگي مي شناسيد ،‌البته شايد همه مي شناسيد!!،‌ همان شهيدي كه در هنگام اسارت و زماني كه دستهايش يسته بود در حضور تمامي خبرنگاران خارجي فرياد مرگ بر صدام ضد اسلام را سر داد.

شهيد تاجيك نماد روستا

به هر جهت وارد شهر شديم و در اولين ميدان شهر كه سمت حسين آباد وزيري مي رفت آدرس دهستان چاه حاجي را گرفتيم. طبق آدرس بايد در كنار تابلوي شهيد عنايت تاجيك به فرعي مي پيچيديم و چقدر زيباست كه هر بخش و روستاي از اين ممكلت و جنوب مظلوم دين خود را به انقلاب و اسلام ادا كرده و فرزندي را در راه دين قرباني كرده است و همين تابلو نوشته هاست كه سندي است بر اين مدعا.

با رسيدن به تابلوي شهيد تاجيك دانستيم كه به مقصد رسيديم، در كنار تابلوي شهيد، تابلوي ديگري هم زده بود مبني بر اجراي طرح هادي،‌ با ديدن اين تابلو حدس زديم بخاطر اين تابلو احتمالاً بايد خدمات خوبي در اين بخش و روستا انجام شده باشد اما هنوز به همه روستا سر نزده بوديم معلوم شد كه اين تابلو هم از جنس همان روبان هائي است كه در مراسمات افتتاح مي شود و يا كلنگ ها كه فقط به زمين زده مي شوند.

وارد روستا كه شديم مردم را ديديم كه بدليل حضور خبرنگار صداوسيما شهرستان تجمع كرده بودند تا شايد بتوانند از طريق دوربين پربيننده استاني درددل هاي خود را به گوش مسئولين مربوطه برسانند (البته بماند كه اين رسانه استاني كمترين توجه را به مردم دارد و به بهانه واهي و پوچ عدم سياه نمائي از پوشش رسانه اي دادن به محروميت هاي واقعي اين منطقه شانه خالي مي كند، تا باشد يك زمان مشخص با اين جناب موسوي مصلحت انديش و بي بخار، تسويه حساب رسانه اي بنمائيم.)

خلاصه ما هم تهيه گزارش از روستا را بهمراه دوستان از همان جا شروع كرديم.

باز هم معضلي به نام آب آشاميدني

وقتي صحبت از مشكلات شد مثل اكثر روستاهاي جنوب، وضعيت آب آشاميدني در اين روستا به يك معضل تبديل شده بود، نزديك به دو دهه است كه لوله كشي آب در اين دهستان صورت گرفته است ولي متاسفانه مردمان مظلوم اين دهستان در شبانه روز فقط يك تا يك و نيم ساعت بيشتر از اين نعمت برخوردار نيستند و براي تهيه آب آشاميدني خود در ۲۳ ساعت ديگر از شبانه روز بايد به موتورهاي آبي كه با سوخت گازوئيل كار مي كنند مراجعه نموده و با حمل گالن هاي بيست ليتري بر سر و دوش خود نياز روزانه خود در آشاميدن و پخت و پز و … را تأمين نمايند.

دبستاني بدون كلاس سوم

از وضعيت آموزشي روستا كه جويا شديم، خوشبختانه هر سه مقطع دبستان، راهنمايي و دبيرستان در اين دهستان وجود دارد اما هيچگونه امكانات خاصي در اين مدارس جهت استفاده دانش آموزان وجود ندارد و نكته تعجب برانگيز در اين ميان هم نبود كلاس سوم در دبستان اين روستا بدليل كمبود معلم است، بطوري كه دو سه نفر از دانش آموزان اين روستا كه سال گذشته در پايه دوم درس مي خواندند، امسال هم بدليل نبود پايه سوم ناچاراً باز هم در پايه دوم دبستان مشغول به تحصيل شدند!!!

چشم آقاي وزير روشن،‌ اميدواريم بعد از اينكه براي همه دانش آموزان بالائي توانست استخر شنا بسازد نيم نگاهي هم به اين پائين بياندازد تا شايد به قباي وزارتش بربخورد و يك حركتي انجام دهد.

نميدانيم آقاي اميري نماينده مردم شهرهاي جنوبي آيا براي يكبار هم كه شده وزير مربوطه را به صحن مجلس براي پاسخگوئي كشانده است و يا فقط در اين مدت در مجلس حضور فيزيكي داشته است.،‌بنظرشما كداميك؟

همچنين يكي از روستائيان كه تا دو سال ديگر بازنشسته آموزش و پرورش مي شود مي گويد من زماني كه دبستان بودم در همين مدرسه درس مي خواندم و الان كه نزديك بازنشستگيم مي باشد اين مدرسه تغييري نكرده و به همان حال چند دهه پيش است و تازه نقشه اي ريخته اند تا ساخت مدرسه را شروع كنند و حالا چه موقع تكميل مي شود ديگر دست مسئولين است!!!

مقطع دبيرستان هم دو تا مشكل دارد اول اينكه فقط رشته ادبيات در اين مقطع ارائه مي گردد كه نتيجه آن مي شود كه همه افراد چه آنها كه علاقه ندارند و چه آنها كه استعداد رشته ديگري را دارند همگي باجبار بايد در رشته ادبيات درس بخوانند در غير اينصورت بايد تن مهاجرت و شهرنشيني بدهند.

مشكل دوم هم اينكه دبيرستان هاي اين دهستان پيش دانشگاهي يا همان سال چهارم را هم ندارند

خانه بهداشتي بدون چسب زخم

دهستان چاه حاجي از لحاظ امكانات پزشكي تقريباً در مرز صفر قرار دارد و پزشك خانواده كه از نيازها و درخواستهاي روستائيان است،كمبود آن براحتي احساس مي گردد. مسئولين بهداشتي منطقه در اين دهستان چند هزار نفري يك خانه بهداشتي درست كرده اند كه بگفته مردم بدليل نبود امكانات فقط براي وزن كردن بدرد مي خورد و حتي يك چسب زخم در اين خانه بهداشت يافت نمي شود و براي هرگونه بيماري مردم بايد به كهنوج مراجعه كنند.

همچنين وجود يك دستگاه آمبولانس مي توانند در مواردي گره گشاي بيماران اورژانسي در رساندن آنها به بيمارستان شهر باشد.

امكانات فرهنگي

دهستان چاه حاجي، يك مسجد و يك حسينيه دارد كه هر دو تا با كمك هاي مردمي ساخته شده است، اما متاسفانه بدليل نبود روحاني، نماز جماعت در اين روستا برقرار نيست و هيچ برنامه فرهنگي هم در آن برگزار نمي شود و فقط ايام محرم و رمضان برنامه هائي اجرا مي گردد اما در بقيه سال علي رغم جمعيت بالاي نوجوانان و جوانان دهستان، هيچ حركت فرهنگي از طرف مسئولين مربوطه صورت نمي گيرد.

خانه هاي كميته اي

اين خانه ها كه حدود ۱۲ عدد مي باشند متاسفانه بصورت نيمه كاره رها شده اند و كسي از آقايان هم پاسخگو نيست.

امكانات رفاهي، ورزشي

در اين دهستان حدوداً سه هزار نفري هيچ پارك و يا زمين ورزشي براي سرگرمي و اوقات فراغت نوجوانان و جوانان وجود ندارد و نبود چنين امكاناتي قطعاً تبعات اجتماعي نامطلوبي بدنبال خواهد داشت.

البته پست بانك اين روستا برقرار است و به مردم خدمات رساني انجام مي دهد.

ساختمان دهياري اين روستا هم تكميل شده و از اين طريق پيگير مشكلات مردم هستند اما متاسفانه تاكنون پاسخ قانع كننده اي از طرف مسئولين دريافت نكرده اند.

از طرح هادي روستا هم دو چيز به اين روستا رسيده،‌ اولي همان تابلوي ورودي روستا كه آنهم توسط مردم ساخته شده است و دومي هم جاده داخل روستا كه مقداري از آن آسفالت شده است و مابقي آن هنوز مانده است.

البته به غير از اين خواسته ها، مردم از بيكاري جوانان و نبود نمايندگي مركز خدمات جهاد كشاورزي، اتفاقات برق و گروه امداد و نجات گله ها و درد دل هاي فراواني دارند  و خواستار حل سريعتر اين معضلات در اين دهستان براي خدمترساني بهتر و سريعتر به مردم بودند.

زنان روستائي در حال خوس دوزي

هر چه بيشتر پاي صحبت مردم چاه حاجي مي نشستيم به محروميتي كه به ناحق و از روي بي عدالتي به آنها تحميل شده بود بيشتر پي مي برديم. مشكلات آب آشاميدني اين روستا با همتي از طرف مسئولين و تخصيص بودجه لازم قابل حل مي باشد اما چرا مسئولين نسبت به حل اين بحران و معضل بي توجهند و بهانه كمبود بودجه را مي آورند سوالي است كه ذهن هر انساني را به خود مشغول ميدارد و تعجب انسان زماني بيشتر مي شود كه متوجه مي گردد طبق گفته معاون وزارت فرهنگ و ارشاد در سال ۹۱، مبلغ ۹۵ ميليارد ريال براي تكميل ساختمان تالار شهر كرمان اختصاص داده شده است هر چند اين دو حوزه حوزه متفاوتي مي باشند ولي واقعا اين سوال در ذهن مي آيد كه چطور براي اين نوع كارها دولت بودجه دارد اما وقتي نوبت به ولي نعمتان يعني مستضعفين و ساكنان روستاها كه مي رسد يكمرتيه ماشين بودجه پنچر مي گردد و جالب اينكه هميشه هم اين ماشين در شهرهاي بزرگ و داراي پشتوانه سياسي پنچر مي گردد و مسئولين هم همانجا بودجه را خالي كرده و طبيعتاً مقداري از سر منت و خواهش به روستاها مي فرستند. و وضع مي شود آنچه كه مي بينيم.

در اين بين متاسفانه ضعف مديريت اجرائي در اين شهرها، (يعني فرمانداران و بخشداران) بوضوح ديده مي شود كه حتي براي آب و بهداشت و فرهنگ اين منطقه توانايي جذب بودجه و تخصيص آن را ندارند. و همچنين نبايد از نقش حجت الاسلام اميري نماينده ۵ شهر جنوبي غافل شويم كه ايشان علي رغم اينكه با دولت همسو بود اما نتوانست اين مشكلات اساسي را برطرف نمايد و حتي ما يكبار نشنيديم كه ايشان در صحن مجلس وزير بهداشت،‌وزير آموزش و پروزش، وزير كرماني نيرو و ساير مسئولين را بابت اين همه محروميت در جنوب مخاطب سوال خود قرار بدهد و از آنها پاسخ بخواهد.

اميري بعنوان يك نماينده روحاني بصورت مضاعف موظف است طبق فرمايش امام راحل براي طبقه محروم و مستضعف وقت فراوان بگذارد و تا حل نهائي مشكلات آنها از پاي ننشيند اتفاق و روحيه اي كه متاسفانه در ايشان و بعضي از مسئولين اجراي شهرهاي جنوبي بهيچ عنوان ديده نمي شود.

و همين بي عدالتي هاست كه امروز در ميان همه مشكلات دهستان،‌ مردم اولويت خود را ارتقاء دهستان شان به بخش مي دانند و وقتي علت را جويا مي شويم مي گويند با اين ارتقاء بودجه روستاهاي ما مستقل مي گردد و به اين شكل حجم زيادي از اين بي عدالتي ها كاسته مي گردد.

و صد البته نفراموشيم مسئوليت استاندار كرمان را كه وقتي صحبت از بركناريش در بعضي سايت ها مي شود چگونه دادش در مي آيد و حتي در گفتار، اخلاق را هم رعايت نمي كند و مخالفينش را باج گير و كر و كور خطاب مي كند ولي وقتي اين همه محروميت ها را مي بيند دوباره سكوت و بازهم سكوت و آخر سر هم سكوت و يكمرتبه بانگي برآيد استاندار بركنار شد. بعد از آن هم كسي نيست بپرسد، استاندار سابق چه كردي؟ و چه ها كه مي بايست انجام دهي ولي ندادي!!!

ما در بازخواني تا بتوانيم فرياد مظلوميت روستائيان را به گوش همگان مي رسانيم. و اين تريبون، تريبون مستضعفين خواهد بود.

منبع: بازخوانی

لینک کوتاه:    
https://edalatkhahi.ir/?p=11302

اخبار مرتبط


ارسال دیدگاه