دغدغه‌های انقلاب غریب‌ترین مفهوم در رسانه‌های بی‌آرمان

بخاطر فلان حرف به فلان مجمع یا فلان نامه دانشجویی به فلان عالم هزار بار یقه شان را برای خودشان و هم قبیله هایشان پاره کنند و ۵۰ هزار بار برای هم جوابیه و تکذیبیه صادر کنند ولی کک شان هم نگزد که بالاخره در انتخابات ریاست جمهوری مصر کی رد صلاحیت شد

علمدار شدن رسانه های بی آرمان در فضای رسانه ای و تبدیل شدن رسانه ها به نمایندگان جناح های سیاسی به جای تریبون های مردم مهمترین مشکل این روزهای کشور است. انتخاباتی تر شدن فضا و کنار رفتن مردم و دغدغه ه‌یشان و جایگزین شدن این مسائل با اصلی ترین دعواهای جریان های سیاسی نتیجه اش دور افتادن مردم و احساس بی تفاوتی کردن نسبت به آنچه در میان جناح ها و جریان ها دارد رخ می دهد است. رسانه مستقل معنای خود را از دست داده و رسانه ها بازتاب تمایلات حزبی ازگان و نهادهای وابسته شان می باشند و مردم در نقش نظاره گرانی که دارند یک مشت دعوای سیاسی دلسرد کننده را نگاه می کنند که خود در این فیلم هیچ نقش مهمی ندارند.

از یک طرف بیداری اسلامی اوج گرفته و منطقه متحول شده و لزوم ارائه برنامه برای ارتباط مستمر با جریان های مردمی بیش از پیش احساس می شود. از طرفی مشکلات داخلی بروز کرده و تحریم ها و برخی گرانی ها و بالارفتن اجاره ها و درکنارش بروز فسادهای نسبتا بزرگ نیاز به حضور افرادی که روحیه جدی مبارزه با فساد دارند را مضاعف کرده و لزوم ارائه برنامه های منسجم جریان ها و جناح ها برای اصلاح و تحول و جلوگیری از فساد بیشتر شده و اینها همه همزمان می شود با جدی ترین دعواهای جریان ها که حالا کدامیک از دولت زودتر اخراج شده یا فلان عضو فلان جبهه که می خواهد هیئت رییس را کلا به زنان که تا حالا دو نفر بیشتر به مجلس راه پیدا نکرده اند بسپارد غلط کرده یا صحیح! بی حیایی بی پرده تر از گذشته به جان داخلی تر هایی افتاده که تا قبلش می گفتند ما به هم نزدیک تریم و مردم شاهدان بی تفاوتی که متعجب دارند به دعوای مدعیانی که بر سر رای شان دعوا می کنند نگاه می کنند.

سیاست زدگی گریبانگیر رسانه های بی آرمان همین اتفاقی است که برای دهها چی چی نیوز و چی چی آنلاین هایی افتاده که حاضرند از همین حالا در مورد اختلافاتشان سر رییس مجلس بعدی که هیج سر گزینه های ریاست جمهوری سال نود و دوشان هم باهم به بحث بنشینند و بخاطر فلان حرف به فلان مجمع یا فلان نامه دانشجویی به فلان عالم هزار بار یقه شان را برای خودشان و هم قبیله هایشان پاره کنند و ۵۰ هزار بار برای هم جوابیه و تکذیبیه صادر کنند ولی کک شان هم نگزد که بالاخره در انتخابات ریاست جمهوری مصر کی رد صلاحیت شد عمر و موسی چطور همه را دور زد ما کجای کاریم یا بالاخره تکلیف زلف انقلاب خمینی که قرار بود با زلف انقلاب مصر گره بخورد به کجا می رسد؟ این فقط یک نمونه از خروارهایی است که بین دعواهای فرعی اصحاب رسانه گم شده و آرشیوها و تیترها و مصاحبه را که یک سری بزنی بهتر می شود دید دغدغه ها چیست و چه تفاوت فاحشی با دغدغه های آدمهای یک انقلاب بزرگ و یک بنیانگذار و یک رهبر بزرگتر دارد.

فضای رسانه ای آنقدر سخیف و روزمره شده که آب مترو هم خواب این کوتوله ها را آشفته نمی کند. عده ای هستند که همیشه حاضرند شبانه روزی برای آب گرفتگی هایی که هیچ تلفاتی نداشته بخندند و کاریکاتور بکشند و یک طرف تقصیر ساخت مترو از زمان خاتمی تا کنون و آب گرفتگی اش را به گردن شهردار تهران بیندازد و یک طرف به گردن دولت و همزمان گرد و غبار دوباره وارد استان های جنوب غربی بشود و زندگی مردم را تعطیل کند و کلی به تعداد بچه هایی که در این چندساله مشکل ریوی پیدا کرده اند افزوده شود. راستی اخبار چند روز پیش اعلام کرد با بارش شدید باران کلی از شهرهای خراسان و سیستان و بلوچستان را سیل برداشته با این حساب غرب کشور و مردمانش گرفتار گرد و غبار هستند و شرق کشور و مردمانش گرفتار سیل..

الآن بهترین فرصت است که تو دوباره به آرشیو سایت‌هایی که بخاطر تمرکز بیش از حد به پایتخت علمدار نقد صدا و سیما هستند سر بزنی و بسنجی معیار صداقتشان را در وزن بالای آب تهران و تسویه حساب هایشان باهم و با تمام وجود لمس کنی مظلومیت و غربت مشکلات غیر پایتخت نشینان را. کسی چه می داند شاید شهردار این شهرها هم اگر فکر ریاست جمهوری داشت اخبار مشکلاتشان در این رسانه ها بازتاب بیشتری می یافت و دعوا بر سرشان بیشتر می شد..

رسانه بی آرمان انتخابات مردمی ترین رکن حکومت اسلامی را یک سری دعواهای خاله زنکی تعبیر می کند و دانشگاه بی آرمان میسازد و نهایت دست آوردش اگر دانشگاه در آستانه انتخابات را از رخوت بیرون بیاورد و دانشگاه پرشور بسازد که نساخته می شود همین دانشجوهایی که تا گردن غرق پایداری و پافشاری و متحد و متفرق هستند و تا دلت بخواهد در جلسات عمومی و خصوصی شرکت می کنند تا تکلیف فتنه و قتنه گر و ساکت و منحرف و جن و جن گیر و فراماسون و رمال و صندلی خالی بذار برای امام زمان را روشن کنند ولی هیچ وقت قلبشان نه برای الخواجه بحرینی که ۷۰ روز است اعتصاب غذا کرده درد خواهد گرفت نه انتفاضه سوم پشت میله های زندان های رژیم صهیونیستی با اعتصاب غذای ۱۶۰۰ زندانی و احتمالا چندین شهید تا هفته بعد نظرشان را جلب خواهد کرد. نه دردغدغه ها و افکار روزمره و فعالیتهایشان ردپایی از این مسائل خواهی یافت. یا متوجه نمی شوند یا در آرشیوهای افکار و نوشته ها و وبلاگ هایشان آنقدر جا تنگ است که اعتراض به فلان مصاحبه فلان سیاستمدار و انتقاد به فلان خبر و موضع گیری علیه فلان شخصیت و دفاع از آن یکی شخصیت اصلا فرصت سرخاراندن نمی دهد. چه برسد به تجمع اعتراض آمیز در برابر سازمان ملل در حمایت از زندانیان در آستانه شهادت یا فعالیت های اینچنینی! مطالبات در این سطح و از این جنس از جریانات سیاسی که در این فضا دیگر خنده دار به نظر می رسد.

اینها همه یک سری مقدمه است برای اینکه انقلاب فرزندی نشود که بین یک سری مدعی که هر کدام دارند از یک طرف می کشندش از دست برود. نسبت دعواهای جناح ها و جبهه ها را با مسائل اصلی انقلاب که بسنجی نسبت دغدغه و اولویت های همه مدعیان ولایت مداری و انقلابی گری با انقلاب هم مشخص می شود. حتی نسبت خیلی ها با تعریف انقلابی که از آن دم می زنند و فتنه ای که علمدارش هستند و پایبندی به وحدتی که برایش گریبان چاک می کنند.

تریبون مستضعفین