ریش‌هایی که ریشه عدالت را می‌زند!

مردم می گفتند چرا باید روستای کنار ما که فاصله ی زیادی هم از ما ندارند گاز داشته باشد اما به روستای ما که اولین روستایی است که خط لوله به آن رسیده گاز داده نمیشود.

مهدی ملاحسینی-دانشجوی دانشگاه شهید باهنر کرمان

قصه ما سر دراز دارد اما بد نیست گوشه ای از مطالبه مجمع عدالت خواه دانشگاه شهید باهنر کرمان در رابطه با گاز روستایی محروم را بخوانید

  چند سال پیش طرح گاز رسانی به روستا های شهرستان رفسنجان تصویب می شود. حرکت آغاز و تجهیزات به منطقه ارسال میشود. تا اینکه بالاخره گاز به اولین روستا میرسد؛ مردم امیدوار شدند و با این خیال که دیگر تا چند ماه آینده به ایشان گاز داده میشود و دیگر نباید برای تعویض کپسول چند کیلومتر با موتور در سرمای زمستان به روستاهای نزدیکشان بروند. دیگر نباید از این روستا به آن روستا دنبال نفت راه بیافتند. آن‌ها هم مثل شهری ها راحت میشوند اما باریکه ی امید این مردم محروم با گذشت دوسه سال از رسیدن خط لوله هنوز هیچ ثمری برایشان نداشته و فقط با وعده های سر خرمن مسئولین باقی است.

تا اینکه مردم از مجمع دانشجویان عدالت خواه دانشگاه شهید باهنر کرمان درخواست کردند تا به مشکلشان رسیدگی کنند. مردم می گفتند چرا باید روستای کنار ما که فاصله ی زیادی هم از ما ندارند گاز داشته باشد اما به روستای ما که اولین روستایی است که خط لوله به آن رسیده گاز داده نمیشود.

مجمع دانشجویان عدالتخواه وظیفه خود دانست که به این بی عدالتی صورت گرفته رسیدگی نماید.

 در تماس با مسئولین معلوم شد که مسئولین پی گیری می کنند، اما مشکل از شرکت گاز استان کرمان می باشد.

 با مراجعه به معاون شرکت گاز که به ظاهرا خیلی فرد مذهبی بود فقط و فقط این سوال را مطرح کردیم که چرا نسبت به دو روستا که در کنار هم هستند تبعیض قائل شده اید؟! به یکی گاز داده شده اما دیگری هیچ!

هنوز حرفمان تمام نشده بود که خدا روز بد را برای هیچ مسلمانی نیاورد! یک دفعه دیدیم که پرونده، کتاب یا نمی دونم چی بود که یک دفعه آورد بالای سر و کوبید روی میز و فریادی بر سر ما زد! حالا بگذریم که دیگر  چه اتفاقاتی افتاد.

 بعد گفت که مردم روستا می خواستند که من را کتک بزنند و من هم به ایشان گاز دادم!

 اما به آن روستا هیچ قولی نمی دم که انشعاب داده شود. می دانید وضعیت دلار هیچ قابل پیش بینی نیست! از طرف دیگر ما داریم از آخر میاییم اول! یعنی از آخر شروع کردنند لقمه رو بر عکس می خوان ببرن تو دهن.

   شاید باور یا حتی تصور این صحنه اتفاق افتاده نه تنها برای من بلکه برای هر فردی که برای اولین بار با چنین مسئولینی برخورد می کند عجیب باشد. آن هایی که فقط و فقط اسلام را در گذاشتن ریشی آنکارد ، کت شلواری اتو زده و تسبیح از آب کشیدن می بینند و اما فراموش کرده اند که از غیر خدا نباید ترسید و نباید از حق مردم کوتاه آمد، نباید با مردم رفتاری غیر اسلامی داشت و نباید بر سر ارباب رجوع فریاد کشید.

 کجاست آن رفتار اسلامی؟! و ای کاش تا این اندازه برخی ها به ظواهر اسلام رغبت نشان می دهند  دمی هم فارغ از این دنیا به فکر آخرت می بودند.