لازم نیست نخبگان برای انتقاد از دولت اجازه بگیرند

کمک نکردن به تولید باعث تشدید وضعیت نابسامان اقتصاد می‌شود، خاطرنشان کرد: فقط کمک نکردن به تولید نبوده که این وضعیت را به وجود آورده است. متغیرهای زیادی در کار است. همه آن‌ها باید شناسایی شوند و اصلی و فرعی شوند

استاد اقتصاد دانشگاه تهران در خصوص شرایط اقتصادی فعلی جامعه گفت: در سالهای اخیر یک عامل اصلی در به وجود آمدن این وضعیت دخالت داشته و این عامل اصلی افزایش هزینه‌های تولید برای تولید کننده است، یعنی سرمایه داران و تولید کنندگان به طور مداوم با افزایش هزینه‌های تولیدی مواجه شده‌اند. بخش عمده این افزایش هزینه از ناحیه هدفمندی یارانه‌ها اتفاق افتاد و بخش‌هایی از آن از طریق تحریم و یا بالا رفتن قیمت کالاهای خارجی رخ داد.

نماینده مردم دامغان در مجلس پنجم، ششم و هفتم شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار ایلنا تصریح کرد: با شرایط به وجود آمده در جامعه، کسانی که می‌خواستند سرمایه‌گذاری کنند، محیط را خیلی برای این کار مساعد ندیدند و آنهایی که بودند هم سعی کردند حداقل‌ها را حفظ کنند و نتوانستند به توسعه بپردازند و در ‌‌نهایت هم عده‌ای به خاطر افزایش هزینه‌های تولید مجبور شدند یا کارگاه‌ها را تعطیل کنند و یا نیرو‌هایشان را تعدیل کنند. نتیجه این شد که نرخ رشد تولیدات در کشور پایین آمد و معنای آن می‌تواند افزایش تورم، بیکاری و جهت گیری به سمت افزایش فقر هم باشد.

مشکلات در کوتاه مدت حل نمی‌شود

معاون پژوهشی سابق وزیر ارشاد حل مشکلات فعلی اقتصاد کشور را در زمان کوتاه غیرممکن دانست و افزود: درک این وضعیت و جستجوی راهکارهای سازگار برای برون رفت از این وضعیت کار ساده‌ای نیست. مواجهه با اقتصاد ایران و حل مشکلات آن با راه حل‌های ساده امکان پذیر نیست چرا که موضوع، موضوع ساده، کوچک و به راحتی قابل‌شناختی نیست و اقتصاد یک کشور با ۷۵ میلیون مصرف کننده و چندین میلیون تولید کننده خیلی متنوع و متعدد است و باید تصمیمات با هم سازگار باشند به نحوی که همدیگر را خنثی نکنند. لذا خروج از وضعیت موجود کاری است که حداقل در میان مدت می‌تواند اتفاق بیفتد اگر تصمیمات کارسازی گرفته شود.

سبحانی با بیان اینکه کمک نکردن به تولید باعث تشدید وضعیت نابسامان اقتصاد می‌شود، خاطرنشان کرد: فقط کمک نکردن به تولید نبوده که این وضعیت را به وجود آورده است. متغیرهای زیادی در کار است. همه آن‌ها باید شناسایی شوند و اصلی و فرعی شوند و علل اصلی باید مورد درمان میان مدت یک تجویزهای سازگار قرار بگیرند. چرا که در کشور ما تصمیمات جدا از هم و جزیره‌ای زیاد گرفته می‌شود اما مشکل اصلی این است که این تصمیمات گاهی همدیگر را نقض می‌کنند و در هماهنگی باهم قرار ندارند که شاید بزرگ‌ترین مشکل ما این باشد.

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی درباره ضعف دستگاه‌های نظارتی گفت:بعضی‌ها مستقیما مسئول نظارت هستند. قانون هم حق و هم وظیفه نظارت داده، مثل دستگاه‌هایی در قوه قضائیه. یک عده هستند که نظارتشان موثر هست، هرچند که به کارآمدی دسته اول نیست، مثل نظارت مجلس که از جنس بازخواست و تذکر است ولی اگر به تخلفی رسید نمی‌تواند رأسا، همانطوری که قوه قضاییه می‌تواند اقدام کند، عکس العملی داشته باشد. گروه سوم تأثیرگذار افکار عمومی، نخبگان جامعه، NGO‌ها و نهادهای جامعه مدنی هستند. این‌ها ممکن است به صورت قانونی مسئولیتی نداشته باشند ولی در قبال نحوه مدیریت جامعه از این حیث که روشنفکر هستند و یا از این حیث که شاید بهتر بتوانند این موضوع را دنبال کنند مسئولند. متأسفانه در سالهای اخیر در زمینه تمام این انواع نظارت، دچار کاستی‌هایی شده‌ایم.

روشنفکران باید در جامعه فعال باشند

سبحانی در خصوص مهیا بودن شرایط جامعه برای حضور و اظهار نظر جدی روشنفکران، نهادهای مدنی و افکار عمومی در خصوص مدیریت جامعه اظهار داشت: افکار عمومی را می‌شود دو دسته کرد، یک دسته شاید مردم خیلی شریفی هستند که  خیلی از آن‌ها توقع نظارت نمی‌رود و گرفتاری‌های خاص خودشان را دارند‎، اما یک عده هستند که از آن‌ها تحت عنوان روشنفکران جامعه یاد می‌شود، از این جهت به این گروه نخبه یا روشنفکر می‌گویند که لازم نیست از دولت اجازه بگیرند یا کسی برای آن‌ها شرایط صحبت کردن فراهم کند. نخبه یا روشنفکر کسی است که اگر تشخیص داد که حرفی باید بزند، این کار را انجام می‌دهد و هزینه احتمالی آن را نیز می‌دهد و به همین دلیل به او نخبه گفته می‌شود و لذا من معتثد نیستم که دولت باید شرایط حضور نخبگان را در جامعه فراهم کند و مجموعه نخبگان، دانشگاهیان و روشنفکران هستند که مسائل را متوجه می‌شوند و هم وظیفه دینی و ملی است که به شیوه بایسته‌ای حرف‌ها و نقد‌هایشان را بگویند و دلیلی ندارد که نظر‌ها را  با خشن‌ترین روش‌ها بگویند تا حالت غیر عادی به خود بگیرد. کلام را باید با زیبا‌ترین وضعیت ولی عریان و بدون مسامحه بیان کرد. به خاطر اینکه آسیب‌هایی که جامعه از انحراف می‌بیند نسبت به منافعی که در گفتن و نقد کردن وجود دارد اصلا قابل مقایسه  نیست.

سبحانی در ادامه در مورد وضعیت طبقه متوسط در جامعه تصریح کرد: اگر مشکلات جامعه را به صورت علت و معلولی در نظر بگیریم متوجه می‌شویم که تعمیق و احساس فقر و کافی نبودن درآمد برای امرار معاش توسعه پیدا کند، جنبه‌های مشارکت در زندگی سیاسی و اقتصادی نیز ضعیف می‌شود و اگر مردم به دلایل گرفتاری‌های زیاد نتوانند در فعالیت‌های اجتماعی حضور پیدا کنند امکان نظارت یا مشارکت در زندگی اجتماعی اقتصادی پایین می‌آید و این به معنای پایین آمد توان تولید در جامعه است و در پروسه بعدی فقر تقویت می‌شود. در جامعه‌شناسی تأکید جدی بر این است که قشر متوسط به خاطر نقش تعیین کننده‌ای که در جامعه دارد، از نظر اقتصادی و سیاسی نباید خیلی شرایطش به هم بریزد.

سبحانی در ادامه در مورد وضعیت اقتصادی جامعه و اقدامات لازم و ضروری دولت بعدی گفت: به طور قطع دولت بعدی مدیریت و دستگاهی را از دولت فعلی به ارث خواهد برد که بخش‌هایی از آن وضعیت خوب و مطلوبی خواهد بود و بخش‌های دیگر آن دچار مشکل و کاستی خواهند بود. اما در مجموع برآیندی که می‌شود مطرح کرد این است که به دلایل داخلی و بین المللی، علائم حیاتی این اقتصاد منظم کار نمی‌کند و با نوسان مواجه هستیم. به خصوص بودجه که ما در شرایط تحریم فروش نفت، ما از شرایط درآمدی نابسامانی رنج می‌بریم. بی‌انضباطی ناشی از عدم اجرای قوانین چیزی نیست که بشود نسبت به آن ساکت و بی‌توجه بود. پروژه‌های عمرانی که به هر نیتی شروع شدند و نیمه کاره ماندند و برای مردم در نقاط کشور توقع ایجاد کردو تأمین مالی آن‌ها مساله شد، موضوع مهمی است.

حسن سبحانی سیستم مالیاتی فعلی کشور را بیمار ارزیابی کرد و افزود: اقتصادی که به خاطر افزایش هزینه‌های تولید رشد لازم را ندارد، مالیات زیادی هم نمی‌تواند بدهد و باعث کاهش درآمدهای ناشی از نفت می‌شود. مضاف بر اینکه چون تورم قابل اعتناست طبقه  مزد بگیر انتظار دارد که حداقل قدرت خریدش اگر اضافه نشود، حفظ شود که توقع به جایی است و لذا دولت جدید اقتصاد نه چندان بسامانی را به ارث خواهد برد.

استاد اقتصاد دانشگاه تهران در پایان، برنامه ریزی اقتصادی و اولویت بندی اقتصادی را از مهم‌ترین وجوه مدیریت در جامعه ارزیابی کرد و در ادامه اظهار داشت: ‌زمینه‌های مدریت جامعه از همدیگر جدا نیستند اما من برای اقتصاد اهمیت قابل توجهی قائل هستم. بنابراین به طریق اولی مسائل اقتصادی سهم ویژه‌ای را در دولت بعدی به خود اختصاص خواهند داد مضافا اینکه بسیاری از مسائل فرهنگی و سیاسی متأثر از اوضاع سیاسی هستند و به طور قطع من اقتصاد را در درجه اول می‌دانم.