رفتن به بالا

عدالتخواه بی تشکیلات

لیلا اقبالی -عضو شورای مرکزی جنبش عدالتخواه دانشجویی

ماجرای طلبه سیرجانی بعد از مدت ها مسکوت ماندن، این روزها پس از پیام علنی ایشان از اوین، بار دیگر بر سر زبان ها افتاده است. آنچه که در ابعاد بارز این ماجرا به چشم می خورد طلبه ایست برخاسته از دل مسجد و هیأت که در برابر آنچه که ظلم تشخیص داده قیام کرده و با پای پیاده به سمت تهران به راه افتاده است. پیاده روی و دادخواهی نمادین وی چند سال به طول انجامیده و در این مدت با برخوردهایی چون بازداشت و بازجویی بدون تفهیم اتهام و حبس بدون برگزاری دادگاه، تبعید از شهر محل سکونت و… روبرو شده است.

نقاط عطفی که در بررسی این ماجرا مورد سوال جدی قرار دارد، اولا اطاله ی رسیدگی به این پرونده در دستگاه قضاست؛ اعتراض چند ساله ی این طلبه ناظر به جرائمی است که در طول این سال ها نه متوقف شده و نه با برخورد عادلانه مواجه شده اند. ظلمی که امام جمعه شهر درباره اش گفته بود: “ماجرای زمین خواری های سیرجان را حتی پرندگان آسمان هم می دانند.”

از آنجا که ماجرای این زمین خواری ها با همه ی این اظهارات و طومار مردمی در اعتراض به آن و… هنوز برای افکار عمومی روشن نیست، قصد پرداختن به ابعاد آن را ندارم، ولی بعنوان شهروندی که فریاد ممتد عدالتخواهی یک طلبه را می شنود می توانیم بپرسیم که چرا بعد از چند سال، ابعاد این مسئله برای افکار عمومی روشن نمی شود؟ و نتیجه ی قضایی آن برای عموم عدالتخواهانی که پیگیر داستان طلبه بوده اند اطلاع رسانی نمی شود؟

نکته ی دوم اینکه، شأن این طلبه صرفنظر از حقانیت ادعای او، شأن یک آمر به معروف و ناهی از منکر است که در فرهنگ اسلامی نه تنها ممدوح، بلکه واجب است. (هرچند، نظر به نقل قول امام جمعه سیرجان، امضای طومار مردمی، سوابق عدالتخواهانه و شهرت اخلاقی این طلبه و… نمی توان نادیده به بیراه بودن ادعای ایشان رأی داد.) اما باید دید برخوردهایی که از سوی دستگاه قضا با یک روحانی در جایگاه والای امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفته، از جمله بازداشت چندماهه بدون تفهیم اتهام یا تشکیل دادگاه، ممنوع الملاقات بودن و… متناسب با شأن لباس ایشان و حرکت و هدف ایشان بوده است؟

البته این تنها بخش آشکار این برخوردهاست، حال آنکه کدام شاهد جز زبان همسرش می تواند به ضرب و شتم و بی احترامی کلامی بازجویان در برخورد با ایشان شهادت دهد؟ آیا این برخوردهای ناعادلانه و بعضا سلیقه ای باعث بالارفتن هزینه ی عدالتخواهی در جامعه نخواهد شد؟ آیا در جامعه ی اسلامی که در حقیقت از بالاترین ارکانش بزرگداشت و احیای امر به معروف و نهی از منکر است، بایستی آمر به معروف را با اتهاماتی چون تشویش افکار عمومی، فساد اخلاقی، اقدام علیه امنیت کشور و… سرکوب و تکریه کرد؟ این رویه در کجای قانونی که اصل هشتم آن، امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه ی عمومی می داند پذیرفته است؟ آیا این طرز برخورد و روند دادرسی با طلبه ای عدالتخواه، در مقابل مفسدان دانه درشتی که از سویی اموال این ملت و مملکت را به تاراج برده اند و از دیگر سو، اعتماد ملت به این نظام را خدشه دار کرده اند، حاکی از نسبت نامناسب جرم و کیفر در دستگاه قضایی کشور نیست؟