قاب نهیلیسم/ یادداشتی برای فیلم آسمان زرد كم عمق

آسمان زرد كم عمق البته فيلمي است دور ازانتظار ازتوكلي وبا فاصله زياد ازسه اثر قبلي حتي ازنگاه فني. قصه اي ازهم گسيخته و بدون انسجام دروني درفضايي سردو هولناك

محمد مهدی خالقی – همه فيلم هاي توكلي از منظومه فكري خاصي برخوردارند و به دليل اين چهارجوب بندي هويتي خاص،‌ شخصيت ها اجازه جَوَلان اجتماعي مناسبي پيدا نمي كنند و مجبورند با دست و سرو پاي قطع شده، رفتارهايي متناسب قاب ساختة كارگردان بخود بگيرند. به همين دليل است كه فيلم هاي توكلي به شدت جامعه گريز و انزوا طلبند. هر4 فيلم پابرهنه دربهشت، پرسه درمه، اينجا بدون من و اين يكي آسمان زرد كم عمق، نگاه و قالب بندي محتوايي مشابهي دارند. اومانيستي، سياه نما و نهيليستي. يعني پايه هاي اصلي شكل دهنده سينماي شبه روشنفكري غرب زدة پس ازانقلاب اسلامي. آسمان زرد كم عمق البته فيلمي است دور ازانتظار ازتوكلي وبا فاصله زياد ازسه اثر قبلي حتي ازنگاه فني. قصه اي ازهم گسيخته و بدون انسجام دروني درفضايي سردو هولناك. خانة متروك فيلم به نظر نمادي از جامعه است. جامعه اي كه جوان هاي امروزش رواني و له شده و جوان هاي ديروزش، بايد فقط براي مرگ به آن بازگردند. به همين دليل شايد به نظر تماشاگر برسد كه همه اجزاي اين خانه، نمادهايي براي القاي اين فكر است. اما به نظر من فيلم كوچكتر از آنست كه تا اين اندازه بها بگيرد. ازتصوير برداري نه چندان دلچسب و دوربين روي دست هاي بي مورد گرفته تا برف هايي تصنعي درحياط كه نشانه اي دردرخت هاي بك گراند همان نما ندارند. ازمضمامين مشابه اين چهار فيلم برمي آيد كه بهرام توكلي قدم درراه يك نهيليسم مضمن نهاده كه پيش ازاو موجب خودكشي صادق هدايت1 ها  وغزاله عليزاده2 ها شد. دردو فيلم آخر توكلي دو ديالوگ كاملاً مشابه با همين مضمون به چشم مي خورد. دراينجا بدون من و پس از فشار آوردن مشكلات به خانواده، درسكانسي كه خانواده دور ميز غذا جمع شده اند، مادر – يا يكي ديگر كه الآن به خاطر نمي آورم – بدون زمينه سازي و هر مقدمه و مؤخره اي به بقيه مي گويد نظرتون چيه كه شير گازو باز كنيم و همه راحت بشيم. درسكانس مشابه فيلم آسمان زرد كم عمق،‌ مهران بازهم بدون دليل و منطق داستاني، درماشين به غزل مي گويد. دارم شك مي كنم اون تصادفي كه همه خانوادت كشته شدن،‌ يك اتفاق بود يا خودت به عمد فرمونو پيچوندي!؟


[1] – ازنويسندگان ضد دين ايراني، صاحب اثرمشهور بوف كور. متولد۱۲۸۱ در تهران، مرگ در اثر خودکشی با گاز  ۱۹  فروردین  ۱۳۳۰  در آپارتمان اجاره‌ای مکرر، خیابان شامپیونه.

[2] – فاطمه (غزاله) علیزاده  متولد بهمن ۱۳۲7  درمشهد، نویسنده رمان مشهور خانه ادریسی‌ها ست. او که از بیماری سرطان رنج می‌برد، بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در ۲۱ اردیبهشت  ۱۳۷۵ در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلق‌آویز کرد.