"رسوایی" مخاطب خاص

مریم ماهانی – هنوز نیم ساعت به اکران فیلم “رسوایی” ساخته مسعود ده‌نمکی باقی مانده و تقریبا سالن همایش‌های برج میلاد پر شده است، به ذهنم می رسد که این بار به جای توجه کامل به فیلم، به تحلیل مخاطب این فیلم بپردازم و این سالن را مناسب می‌دانم چراکه از هرگرایشی با هر درجه […]

مریم ماهانی – هنوز نیم ساعت به اکران فیلم “رسوایی” ساخته مسعود ده‌نمکی باقی مانده و تقریبا سالن همایش‌های برج میلاد پر شده است، به ذهنم می رسد که این بار به جای توجه کامل به فیلم، به تحلیل مخاطب این فیلم بپردازم و این سالن را مناسب می‌دانم چراکه از هرگرایشی با هر درجه از مذهب و طبقات مختلف از بازیگران و تهیه کنندگان و اهالی رسانه و دانشجویان حضور دارند و مهم تر از اینکه کسانی هستند که در خیلی مسائل مخصوصا سینما و فیلم، خود را روشنفکر وفرهیخته در این حوزه می دانند.

از همین ابتدا عده ای که حداقل در اطراف من نشسته اند یا از کنارم می‌گذرند سعی می کنند صندلی های ردیف های کنار بنشینند تا در اثنای پخش فیلم از سالن بیرون روند؛ به این دلیل که فیلم را عامه‌پسند پیش‌بینی می‌کنند. چند مرد میان‌سال که از پوشش و ظاهر و صحبت هایشان پیداست خود را متفکرانی می دانند در این حوزه!  با اشاره به جمعیت داخل سالن در مکالمه‌ای با صدای بلند اعلام می کنند که ” فیلم ده نمکی است؟ ده نمکی مگر کارگردانه!”.

در ارتباطات اجتماعی و در مقام تحلیل مخاطبِ متوسط و خودبزرگ‌بین، نظریه‌ای وجود دارد که این عده هرچند طبقه پایین و عامه مردم را به دلیل لذت بردن از برنامه‌های (به‌زعم شبه‌روشنفکران) سطح پایین، تقبیح می‌کنند؛ ولی خود دقیقا از تماشای همان فیلم‌ها لذت می‌برند.

جالب است که هرچند داستان فیلم در همان ابتدا لو می‌رود و ساختی بد و خسته‌کننده دارد ولی همه مخاطبان را تا انتها و تیتراژ پایانی با خود همراه می‌کند و با کف و صوت اکران فیلم به پایان می‌رسد.

در راهرو خروجی سینما وقتی که گوش‌هایت را تیز کنی می‌شنوی که:

–          ” سرم درد گرفت”

–         “فیلم نبود که…”

–         “اصلا کارگردان نیست.”

–         “فیلم فارسی به تمام معنا…”

–         “داستان سطحی است و عوام خوششان می آید.”

–         “فیلم بود؟ داستان بود؟ مطبوعاتی بود.”

و این اظهار نظرها همچنان در لابی سالن میان جماعتی که در بالا ذکرشان رفت، شنیده می‌شود.

همه این دیالوگ‌ها که آوردیم همان نگاه نخست را تقویت می‌کند؛ این‌که کسانی که خود تا انتها به تماشای فیلم پرداخته‌اند، حال مردم را برای استقبال از فیلم تحقیر می‌کنند (پیش از این در اخراجی ها). چطوره عده‌ای که خود تا انتها با فیلم همراه می‌شوند، می‌خندند و کف می‌زنند، در اکران عمومی، استقبال از فیلم را به گردن عامه‌پسند بودن داستان و سلیقه نازل مخاطب می‌اندازند!!!

البته خیلی از ما هنوز ده نمکی را به عنوان یک کارگردان قبول نکرده‌ایم .  جدای  از نظر نگارنده که معتقد است ای‌کاش ده‌نمکی مستندسازی اجتماعی را ادامه می‌داد و از خیر سینمای داستانی می‌گذشت؛ ولی این سوال هم‌چنان در ذهن باقی می‌ماند که چرا فیلم‌های کارگردانی که همه منتقدینش آن‌ها را عامه‌پسند می‌دانند چه در کاخ جشنواره و چه در اکران عمومی چنین مورد استقبال قرار می‌گیرد؟