نقدی بر فیلم «روز روشن»

از نقدهای وارده به فیلم همین است که با هر دلیلی ولو نجات جان یک انسان نمی‌توان ارتکاب هر نوع گناهی را مجاز شمارد، کاری که فیلم به راحتی تنها با یک زیرگوشی آن را جبران می‌کند!

مریم ماهانی- “حسین شهابی” در “روز روشن” سعی کرده یکی از معضلات اخلاقی جامعه را با روایتی ساده به نمایش گذارد.

ماجرای فیلم در همان دقایق ابتدایی مشخص می‌شود؛ این‌که یک زن (روشن) به تنهایی در یک روز باید دو شاهد برای رفع اتهام قتل پیدا کند؛ هرچند فیلم خیلی خوش ساخت نیست و از حد متوسط فراتر نمی‌رود و بازی بعضی از شخصیت‌ها به فیلم ضربه می‌زند اما آن‌چه مخاطب را با فیلم همراه می‌کند یافتن پاسخی برای این بی‌مسئولیتی اخلاقی و بی توجهی افراد و دوستان در قبال متهم به قتل است.

خانم “روشن” به همراه یک راننده آژانس که فرد خانواده دار و اخلاق‌مداری است؛ تنها چند ساعت فرصت دارند که از میان تعداد زیادی شاهد فقط دو نفر را راضی کنند که از منافع خود گذشته و با قبول ضررهایی از یک اعدام اشتباه جلوگیری کنند.

“روشن” به دلیل علاقه شخصی به “پویان” (متهم به قتل) و هم‌چنین یک حس انسان دوستی برای پیدا کردن این شاهدان خود را به آب و آتش می‌زند و حتی در این میان مجبور به تن‌فروشی می‌شود، هرچند که این کار او در نهایت گره‌ای نمی‌گشاید و او را پشیمان می‌کند ولی در نهایت با رهایی “پویان” از زحمات متحمل شده در این مسیر احساس رضایت می‌کند. از نقدهای وارده به فیلم همین است که با هر دلیلی ولو نجات جان یک انسان نمی‌توان ارتکاب هر نوع گناهی را مجاز شمارد، کاری که فیلم به راحتی تنها با یک زیرگوشی آن را جبران می‌کند!!!

فیلم با توجه دادن مخاطب به مسئولیت اجتماعی و اخلاقی افراد جامعه در قبال یکدیگر،  دلایل و کلاه شرعی‌های افراد مختلف جامعه از سرایه دار و پست‌چی گرفته تا کارمندان بلند رتبه و مهندس شرکت برای خالی کردن بار مسئولیت را با روایتی روشن و روان به خوبی نشان می‌دهد و سعی می‌کند مخاطب را به پوچ بودن و بی‌منطقی این دلایل آگاه کند. همه کارمندان شرکت از ترس از دست دادن منافع خود و مشکلاتی که ممکن است طرف دعوی برایشان ایجاد کند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی می‌کنند.

یکی دلیل آن را امکان خطای دید و یکی ندانست قصد متهم و یکی احترام به مقتول و… می‌داند و فیلم در پی رد همه این دلایل به دنبال بیدار کردن وجدان جمعی برای رهایی یک انسان می کوشد. در این میان تنها راننده آژانس است که با وجدانی بیدار و بدون هیچ‌گونه آشنایی، تمام سعی خود را در احقاق حق یک انسان می‌کند و تنها شخصیت بیدار و الگو است در این میان.

در فیلم شخصیت خانواده مقتول و حتی قاتل به روشنی پرداخت نشده است و از آن‌ها تنها در چند سکانس، رفتارهای کاریکاتوری که در فیلم جا نمی‌گیرد، می‌بینیم؛ خصوصیاتی که تنها کارمندان درباره آن‌ها می‌گویند و شخصیت‌ قاتل و خانواده مقتول معرفی نمی‌شود. دلیل آن را شاید بتوان خواست عامدانه کارگردان در محدود نکردن ماجرا به یک گروه دانست، این‌که می‌تواند هر کس، به هر دلیلی در مقابل هر ظالم با هر قدرتی، مورد ظلم قرار گرفته باشد و تنها رفتار و تصمیم‌گیری ما به عنوان تماشاگران ماجراست که اهمیت دارد.

فیلم در تقبیح قصاص و انتقال حس همراهی تک تک افراد جامعه برای حمایت از حق و قرار گرفتن در مقابل ظالم، به نسبت خوب عمل کرده است.