کدام لنکرانی؟!

بی تفاوتی دکتر در مقابل بسیاری از مفاسد و مظالم فارس، سوء‌ مدیریت یکی از روحانیون شهر ِ تا وابستگی به اردوگاه راست سنتی و هم آوایی با آنان، بدنه انقلابی را به این نتیجه رساند که گویی دکتر لنکرانی، چندان هم انقلابی نیست!

کدام لنکرانی؟

چندی پیش نامه ای موسوم به “313نفر” در رسانه ها منتشر شد. مضمون نامه حمایت جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران از آقایان سعید جلیلی و کامران باقری لنکرانی برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری بود. در این نامه این دو بزرگوار را به نام ادامه دهندگان راه گفتمان 3تیر معرفی کرده اند و برخی تشبیهات و توصیفات دیگر که به جهت جلوگیری از اطاله ی کلام از ذکر آن خودداری نموده، مخاطبان را به خواندن اصل نامه ارجاع می دهیم.

بی شک انتخابات پیش رو، همانند سایر انتخابات، تعیین کننده و حساس است. هم از جهت داخلی و هم از نظر بین المللی. از جهت داخلی دوستداران گفتمان انقلاب به هیچ وجه نمیتوانند دوباره به فضای روشنفکرمآبانه ی اصلاحات، یا تکنوکرات گونه ی کارگزاران بازگردند. و به هیچ وجه حاضر نیستند به دورانی برگردند که لازم باشد، از اول بر سر بدیهیات با برخی چانه بزنند. بیشترِ نیروهای انقلاب خواهان آمدن فردی هستند که ادامه دهنده ی گفتمان خدمت و عدالت باشد. از همین رو ما بر سر بدیهیات چانه نمیزنیم و نمیخواهیم درباره ی کسانی صحبت کنیم که دیروز، امروز و فردایی مشخص دارند، و به هیچ وجه در این قالب نمی گنجند، هرچند به اسم اصولگرا باشند، و به رسم چیزی دیگر.

جناب آقای لنکرانی از چهره های جوان و خوشنامی است که بی شک از رویش های انقلاب اسلامی است، و تا مدتها اگر بر این صراط مستقیم بماند، می تواند به کشور و انقلاب خدمتهای بزرگی کند. چهره ای مومن و متخصص که می توان از ایشان بهره ها برد. اما بحثی که اکنون می خواهیم به آن بپردازیم نمایی دیگر از ایشان است. نمایی که می تواند درآینده بسیار مشکل ساز باشد. و این انتقادها نفی کننده نقاط قوت ایشان نیست،‌ اما برای تصدی جایگاه ریاست جمهوری در طراز انقلاب اسلامی، غیر از خوب بودن و نمازخواندن و زکات دادن و متشرع بودن، ملاک های دیگری هم لازم است .(که در شماره های دیگر مفصل به آنها خواهیم پرداخت)

-از تهران تا شیراز

دکتر لنکرانی هم در فارس و هم در کشور چهره ی شناخته شده ای است، اما با دو نمای متفاوت. در کشور به عنوان یکی چهره ی حزب اللهی و از نزدیکان فکری و معنوی آیت ا… مصباح.

اما در فارس! در فارس، قصه گونه ای دیگر است! آن زمان که خبر بازگشت به شیرازِ وزیرِ معترض به تعلل رئیس جمهوردر اجرای حکم رهبری آمد، جوانان حزب اللهی شهر امیدوار به تاسیس پایگاهی انقلابی در شهر شدند، اما با گذشت زمان، بی تفاوتی دکتر در مقابل بسیاری از مفاسد و مظالم استان، سکوت در قبال سوء‌ مدیریت یکی از روحانیون شهر، ناتوانی در هدایت و مدیریت نیروهای جوان انقلابی ِشیراز تا وابستگی به اردوگاه راست سنتی و هم آوایی با آنان در عرصه های مختلف، بخش عظیمی از آن بدنه جوان و انقلابی را به این نتیجه رساند که گویی دکتر لنکرانی ِ فارس، همچون حال و هوای شیراز، چندان هم انقلابی نیست!

 -انتخابات مجلس در شیراز

در میان همه ی اتفاقات چند سال اخیر، انتخابات نهمین دوره مجلس، بیشترین تاثیر را در جدایی بدنه ی دانشجویان حزب اللهی با دکتر لنکرانی داشت. آن زمان که بر خلاف بدیهیات کار انقلابی، دکتر برای جلوگیری از رای آوری یک خاندان، متوسل به خاندانی دِگر شد. و ضمن دامن زدن به فضای خاندان سالارِ شیراز، عالم بزرگواری را سرلیست جبهه ی پایداری قرار داد، که خود نیز در دور دوم حاضر به حمایت از وی نشد! عالم بزرگواری که جوانان را به خاطر جلوگیری از تبلیغات BBC در فردای انتخابات، به رای دادن به او تشویق می کردند!! و این کار سیاسی ِ جبهه ای که مدعی کار گفتمانی است، شکاف عمیقی را میان بدنه ی جوان ِانقلاب، با جبهه ی پایداری انقلاب به وجود آورد.

-نگاه جبهه پایداری

نکته ی آخر اینکه امروز در ادبیات سیاسی جهان نظریات متفاوتی برای حکومت مطرح است. از جمله ی آنان حکومت برای حکومت است. اینکه ما بیاییم تا دیگری نیاید. واضح است که نظام اسلامی چنین تئوری ای را مطلقا قبول ندارد. در نظام ما حکومت برای انجام ماموریت است و البته که در راس تمام اهداف حکومت، اجرای عدالت است.

دکتر لنکرانی، در بحبوحه تبلیغات مجلس در پاسخ به سوالی پیرامون تفاوت جبهه پایداری با جبهه متحد گفت: “ما با جبهه متحد اصول‌گرایی تفاوت خیلی اساسی نداریم. نکته ای که باعث تمایز شده، این است که در جبهه پایداری تأکید بر این است که ما درصحنه انتخابات نمی‌توانیم چشم‎مان را بر عملکرد افراد ببندیم … نمی‌توانیم آزموده شده‎ها را دوباره بیازماییم. با دوستان با جبهه متحد هم گفت‌وگو داریم و امیدواریم لااقل در بعضی جاها بتوانیم به یک نتیجه مشترک دست پیدا کنیم. ولی تفاوت ما این‌قدر نیست که خدای نکرده بگوییم این دوستان اصول‌گرا و یا مثلاً همراه انقلاب نیستند. تفاوت بیشتر در این نگاه است که ما نمی‌توانیم آزموده ها را دوباره بیازماییم و دوباره به کسانی که در امتحان‌های اخیر، در دفاع از انقلاب و رهبری آن‌طور که باید و شاید حضور پیدا نکردند، اطمینان کنیم. “

و در برابر این نگاه (که متاسفانه بر جبهه پایداری حاکم است) سوالی که مطرح می شود این است که آیا مشکل شما با جبهه متحد فقط سکوت آقایان قالیباف و لاریجانی و باهنر و … است؟ یعنی اگر اینان در ایام فتنه سکوت نمی کردند شما با اینان مشکلی نداشتید؟ یعنی اگر ایران را به دست شما بسپارند، الگوی توسعه ی شما برای کشورهمان الگوی جناح راست است؟ یعنی الگوی شما برای تحقق عدالت همان الگوی بازار آزاد جبهه متحد است؟

عملکرد دکتر نشان داده وی حداقل در فارس سیاستمدار انقلابی ای نیست، او یک پزشک مسلمان ِمتعهد  است. همین! و همین عملکردهای ضعیف و مبهم است که این سوال را در ذهن بسیاری از شیرازی ها و فارسی ها باقی گذاشته، که در صورت کاندیداتوری ایشان کدام دکترلنکرانی را تجربه خواهند کرد؟ لذاست که وقتی میخواهیم کاندیداتوری کامران باقری لنکرانی را بررسی کنیم، ابتدا باید قبل از آن به این پرسش پاسخ دهیم که کدام لنکرانی؟ لنکرانی نزدیک به آیت ا… مصباح  یا لنکرانی راست گرا؟

 منبع: نشریه دانشجویی خروش- دانشگاههای شیراز