آذرماه و تولد دکتر شریعتی

مرجع تقلید دکتر شریعتی چه کسی بود؟

جالب اینکه بسیاری از شبه روشنفکران معاصر که شریعتی را به باد انتقاد جدی گرفته اند همچون اکبرگنجی معتقدند شریعتی پیش از آنکه سخنرانی انتظارمذهب اعتراض را انجام بدهد ولایت فقیه امام را خوانده و کاملا متاثر از او بوده است.

 

استاد رحیم پور ازغدی: “آن زمان که در رساله ها حتی جرات نمی‌کردند نام امام خمینی را بیاورند و به اختصار « خ » می‌نوشتند دکتر شریعتی اعلام کرد که مقلد امام خمینی است.[6]”

ردپای این ارادت مرحوم شریعتی به امام فقط منحصر به خاطره‌ها نیست. در بین آثار مرحوم شریعتی هم مصادیق جالبی را می‌توان یافت.

استاد شریعتی در کتاب «خودسازی انقلابی» از آن قِسم دوم و انحرافی تشیع آمریکایی نام می‌برد و به آن حمله می‌کند و از سکوت در برابر قتل عام فلسطینی‌ها و از غیر مسلمان خواندن مجاهدان و مبارزان فلسطینی گلایه می کند و از اشغال بیت المقدس توسط صهیونیزم می‌گوید. سپس از تخصیص ندادن سهم امام می‌گوید و از یک مرجع انقلابی تجلیل می‌کند:

«وقتی بیت المقدس را صهیونیزم اشغال می‌کند و برای آزادی آن چهره یک اسقف کاتولیک را در میان مبارزان می‌بینیم اما جز یک تن -یعنی به استثنای آیت‌الله خمینی که خود پیشتاز مبارزه ی ضد اسرائیلی است- هم‌دردی لفظی مراجع خویش را هم نمی‌شناسیم.»[۷]

ایشان در کتاب «تولد دوباره اسلام» هم وقتی از روحانیت اصیل تشیع می‌گوید و از روح حاکم بر حوزه انتقاد می‌کند چرا که از سیاست کناره‌گیری کرده است و از اسلام ناب که سیاستش آمیخته‌ی دیانت است جدا شده، چندین نفر از پیش‌گامان جهاد و مبارزه چون سید جمال‌ها و میرزای شیرازی‌ها را مستثنی می‌کند و در این بین از یک نفر با تجلیل بیشتری یاد می‌کند:

«آیت‌الله خمینی – که مرجع بزرگ عصر ما هستند- و نماینده ی روح حاکم بر حوزه نیستند.»[۸]

جالب اینکه بسیاری از شبه روشنفکران معاصر که شریعتی را به باد انتقاد جدی گرفته اند همچون اکبرگنجی معتقدند شریعتی پیش از آنکه سخنرانی انتظارمذهب اعتراض را انجام بدهد ولایت فقیه امام را خوانده و کاملا متاثر از او بوده است.

دکتر شریعتی هم‌چنین چندین دست‌نوشته یکی دو صفحه‌ای با نام های «ربا»، «عدل و قسط»، «پراکسیس» و… دارد که مختص به چند روایت و چند خط توضیح است، ظاهرا طرح کلی بحث‌هایی بوده که انجام شده یا می خواسته اند انجام بدهند و هم اکنون در انتهای جلد ۱۰ مجموعه آثار ایشان چاپ می‌شود.

جالب این‌که یکی از این دست‌نوشته ها به نام «حکومت، حکومت علما» است. در این دست‌نوشته استاد ۶ حدیث در تأیید ولایت فقیه نقل می‌کند که با شرحی که در مقابل هریک می‌نویسد ماخذ نقل عبارات مشخص می‌شود. استاد در برابر هر حدیث چندخطی نوشته که مثلا نظر روح الله در خصوص این حدیث چنین است. یک‌جا می‌گوید روح الله این را تایید کرده، یک‌جا می‌نویسد از نظر روح الله شاید صحیح نباشد، یک‌جا می نویسد به تصریح روح الله رجال همگی ثقه اند و… . جالب‌تر این‌که در آخرین حدیث حتی استاد شریعتی پاورقی می‌زند و آدرس حدیث را از کتاب ولایت فقیه امام خمینی صفحه فلان ذکر می کند.[۹]

6. سخنرانی اردیبهشت سال88
۷. مجموعه آثار، ج۲، ص۱۸۱
۸. همان، ج۲۷، ص۲۴۵
۹. همان، ج۱۰، صص ۱۸۶-۱۸۷
yon.ir/Wnat