به بهانه صدور حکم برای چهار جوان عدالتخواه

جایگاه مدعی العموم در حمایت از آمران به معروف دقیقا کجاست؟

پرسش، انتقاد و نظارت عمومی و نهایتا امر به معروف نه تنها به عنوان یک حق بلکه به عنوان تکلیف دینی باید درپرتو قانون مورد حمایت قرارگیرد نه اینکه با آمران به معروف بگونه ای برخورد شود که دیگر کسی جرات ورود به این عرصه را به خود ندهد.

برخی مکرراً می‌گویند بعضی اصول قانون اساسی معطل مانده است، اما گویا آنها، اصل هشتم قانون اساسی را که مربوط به امر به‌معروف و نهی از منکر است، جزء اصول قانون اساسی نمی‌دانند و به این امر واجب توجه نمی‌کنند. حمایت از آمران به‌معروف، وظیفه قوه قضائیه است. (حضرت آقا در دیدار با مسئولین قوه قضاییه ۹۶/۴/۱۲)

جایگاه مدعی العموم در حمایت از آمران به معروف دقیقا کجاست؟! آیا مدعی العموم نباید در حمایت از آمران به معروف وارد عمل بشود یا دقیقا برعکس وقتی فردی در جهت امربه معروف به عنوان اصل دینی و قانونی وارد عمل می شود اتفاقا علیه او اعلام جرم می شود؟

پرسش، انتقاد و نظارت عمومی و نهایتا امر به معروف نه تنها به عنوان یک حق بلکه به عنوان تکلیف دینی باید درپرتو قانون مورد حمایت قرارگیرد نه اینکه با آمران به معروف بگونه ای برخورد شود که دیگر کسی جرات ورود به این عرصه را به خود ندهد.

چرا داستان برعکس شده است و مدعی العموم بجای حمایت از آمربه معروف حتی اگر لحن و ادبیاتی تند و گزنده داشته باشد با او برخورد می کند؟! چرا در موارد متعدد از طلبه سیرجانی تا سیدمیثم صفاییان و منصور نظری و اخیرا چهار جوان عدالتخواه شیرازی باید شاهد برخورد با این آمران به معروف باشیم بجای حمایت و صیانت از آنها؟

آن هم چهار جوان عدالتخواهی که از هرگروهی با هر سلیقه ای بر دلسوزی و صدق نیت آنها صحه می گذارند باید یکسال در راهروهای دادگاهها و دادسراها پاسخ بدهند و در آخر هم با حکم سه ماه حبس تعزیری(دوسال معلق) و پنج سال ممنوعیت هرگونه فعالیت سیاسی روبرو شوند.

بقول شهید آوینی در جمهوری اسلامی همه آزاند بجز حزب اللهی ها!

*علیرضا فقیهی راد