کل اخبار 2735 اخبار امروز : 0
  • افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Sunday - 19 - September - 2021
  • ساعت :

    شعر

    لشکریان مأمون
    اسفند 7, 1391

    لشکریان مأمون

    تقدیم به امامی که در محاصره برج هاست یا ابالحسن! لشکریان مأمون به اشغال مشهدت هستند ابلیسک های بلندشان مناره های قدسی ات را در محاصره ای گنگ نشسته و هرم های شیطانی شان به گنبد طلایت با کینه چشم دوخته اند و با صدای دنس دجال قصد خاموشی نقاره خانه عرشی ات دارند و […]

    اسفند 2, 1391

    بنی آدم اعضای یکدیگرند

    معلم چو آمد به ناگه،کلاسچو شهری فرو خفته خاموش شد سخنهای ناگفته در مغزها به لب نارسیده فراموش شد * معلم ز کار مداوم مدام غضبناک و فرسوده و خسته بود جوان بود و در عنفوان شباب جوانی از او رخت بر بسته بود *سکوت کلاس غم آلود را صدای درشت معلم شکست بیا احمدک درس […]

    کودتای برج‌ها
    اسفند 2, 1391

    کودتای برج‌ها

    آهوان بی حریم ، گــــمشده میانشان | گرگ های خسته تر،منتظر به راهشان | بر علیه دیدگان،کــــــودتای برج هاست | درحریم کهکشان،گم شده نشــانشان | تا که خسته میشوند،از رسیدن به تـو | راه ذره میشود،در کشان کـــشانشان | در شکــــــــار نازکان،زحمتی نمی کشند | خسته آمده ز ره،هم پیاده هم سوارشان | هرکدام از این گذر،سهم خود طلب کنند | آن یکی ز اقتدار ، خــون کند به کامشان

    بهمن 20, 1391

    شعر :: یکشنبه های سیاه

    آه علی! مشت نمکی به نانت بریز و صد مشت به زخم هایت بپاش که همّت حاکمان بلادت از ستون میزهای قدرتشان حقیرتر است و پهنای فهمشان به وسع کرسی دولتشان نمی رسد! آه علی! سر در چاه غربت کن که مالکان نخعی ات راه خیمه معاویه را در چکاچک صفین قرن گم کرده اند […]

    بهمن 9, 1391

    شعر: خودزنی

    سعید بیابانکی شاعری با دبیر کنگره گفت : حال و روز مرا نمی دانی، بنده یک شاعر اولوالعزمم شهره در نطق و در سخن دانی داوران گر برنده ام نکنند خود زنی می کنم به آسانی خودکشی می کنم به طرز فجیع آن چنانی که افتد و دانی می روم ماهواره می گویم : مرگ […]

    فروردین 31, 1391

    شعر: سر نداریم و دردسر، آری…

    جواد شیخ الاسلامی-وبلاگ هنر در مدرسه عشق: بسم الله… بدون مقدمه به نادوستانم: سر نداریم و دردسر، آری درد از این بیشتر -بگو- داری؟ خواب رفتند صبح زود، مگر- شب ببینند خوابِ بیداری خواب؛ اما چه خواب؟ خوابی که: زیرِ سقفِ بدونِ دیواری… – الاَمان از برادران، یوسف! – الاَمان از برادران، آری…! دلِ ما […]

    اسفند 8, 1390

    راستی را اگر از نان و خورش نیست خبر//این گدایان ز چه از پادشهان چاق ترند؟

    حکایت* عاشقان از گوَن دشت عطش تاق­ترند ماهیانی که اصیل­اند در اعماق ترند دوره ی آینگی سر شده یا آینه نیست؟ مردم کوچه­ی آیینه بداخلاق ترند واعظا موعظه بگذار که وعّاظ عزیز به تقلاّی گناه از همه مشتاق ترند راستی را اگر از نان و خورش نیست خبر این گدایان ز چه از پادشهان چاق […]

    بهمن 26, 1390

    شعر: از عدالت می نویسند، از تخلّف می خورند

    کهنه صرّافان دنیا از تصرّف می خورند از عدالت می نویسند، از تخلّف می خورند می نویسم دوستان! معیار خوبی مرده است دوستان خوب من تنها تأسّف می خورند! این که طبع شاعران خشکیده باشد عیب کیست؟ ناقدان از سفرۀ چرب تعارف می خورند عاشقان هم گاه گاهی ناز عرفان می کشند عارفان هم دزدکی […]

    بهمن 1, 1390

    شعر علیرضا قزوه برای دانشمندان شهید: کشتند تو را به جرم بی جرمی

    شب رفتنی است و راه ما روشن آیینه ی مهر و ماه ما روشن تردید مکن که آفتاب این جاست عباس و شریعه و عطش با ماست از حرمله ها مترس                     آب این جاست ما روشن و راه آبها روشن   از سنگ هراس نیست گلها را از خاردلان  و سنگ اندازان با این همه […]

    بهمن 25, 1389

    مرد باشیم

    دوست دارند که سرگرم نگفتن باشیم تا بگویند نگفیم که ایمن باشیم آخرین حربه آتشزدگان فریاد است پس بیایید که یکپارچه شیون باشیم خیبری هست و علی نیست در این رخشستان ذوالفقاری به کف آریم و تهمتن باشیم پیش این شیشهنشینان زجاجی مذهب باید آیینهدلان! سنگ فلاخن باشیم بشکند چرخ فلکبافیتان، برخیزید تا که بر […]

    برو بالا