تکرار توهم
نامه اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به مسعود پزشکیان رییس جمهور، پیرامونِ مذاکرات اخیر با ایالات متحده
بسماللهالرحمنالرحیم
آقای پزشکیان، ریاست محترم جمهور
سلام علیکم
مذاکره، مانند هر راهبرد و امکان دیگری در سیاست خارجی، همواره مورد رجوع و استفاده بوده است. لکن اگر مذاکره از اصول درست پیروی نکند و هدفمند نباشد، نهتنها شیوه درستی برای مواجهه با دشمن نیست، بلکه عامل اصلی برای تحت فشار قرار دادن کشور میشود.
متأسفانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در طی سالهای اخیر عموماً با فهمی غیرواقعی و کاریکاتوری از صحنه سیاسی، به سمت استراتژیهایی غیرواقعی و نادرست رفت که جز خسارت برای ایران چیزی به همراه نداشته است. عدم فهم نزاع ما با آمریکا در صورتبندی جنگ وجودی، نه تقلیل آن به سیاستهای هستهای و موشکی، شاید مهمترین عامل آن در این سالها بوده است؛ فهمی که بهواسطه آن رویکردی خوشبینانه و مبتنی بر اعتمادسازی افراطی بر دستفرمان مذاکرات حکمفرما شد. تداوم این صورتبندی، آن هم زمانی که دشمن به پشت مرزهای ما آمده و علناً ما را به حمله نظامی تهدید میکند و تلاش دارد تا با زور و ارعاب حرف خود را به کرسی بنشاند، نتیجهای جز ارائۀ یک تصویر تهدیدپذیر از ایران اسلامی، ضربۀ بیشتر به امنیت ملی و محور مقاومت را در پی نخواهد داشت.
آقای دکتر، متأسفانه تجربههای پیشین مذاکرات در دولتهای قبلی و دولت شما به ما نشان داده است مذاکرات نهتنها هدفمند نیست و سیاست درستی را دنبال نمیکند، بلکه مذاکره صرفاً برای مذاکره است.
اگر مذاکرهای که در حال رخ دادن است، قادر به پاسخ دادن مسائل جدی کشور است مانند: لغو تحریمهایی که مشکلات جدیای در معیشت مردم ایجاد کرده است و از بین رفتن خطر جدی جنگ بهصورت واقعی و بلندمدت، بدون عبور از خطوط قرمز و اصلی جمهوری اسلامی و عدم وابستگی ما به آمریکا، ما نیز از شما حمایت میکنیم.
اما با توجه به فضای سیاست خارجی و بینالملل و مذاکرات پیشین و نحوه مواجه ایالات متحده، این امکان را بسیار دور و غیرقابلدسترس میبینیم. زیرا تعریف نزاع ما با آمریکا نه در لایه منافع، بلکه در لایه موجودیت است.
اخباری از میدان مذاکرات به گوش میرسد حامل پیام و یا وضعیت متفاوتی در قیاس با تجربیات پیشین مذاکرات نیست. زیرا نظام سلطه همچنان همان نظام سلطه است؛ تغییری نیز در سبک ارادهورزی آن ایجاد نشده است. علاوه بر این مسئله، گمانهزنیهایی که پیرامون تلاش برای ایجاد وابستگیهای اقتصادی بین ایران و آمریکا نیز به گوش میرسد نیز ما را نگران کرده است. بیم آن وجود دارد تا این پافشاری بر گام نهادن در یک بن بست محض، نهتنها همان زیانهایی که مقام معظم رهبری در سخنان مهرماه بر آن تاکید داشتند را مترتب شود، بلکه دیگر ظرفیتهای بینالمللی برای ایجاد همکاریهای اقتصادی را از ما سلب کند.
از سویی دیگر دور زدن مصوبه مجلس شورای اسلامی با اجازه دادن به آژانس انرژی اتمی – که در مذاکرات پیشین عملا نشان داده است به عنوان جاسوس رژیم صهیونیستی فعالیت میکند – برای بازدید از سایتهای هسته ای آن هم در شرایطی که هیچ تغییری در رفتار آنها مشاهده نشده بدون شک در راستای منافع ملی نخواهد بود.
آقای دکتر، اکنون مسیری که میتواند چالشهای ما را برطرف کند، از دل باور به مقاومت بر علیه نظام سلطه به عنوان تنها راه رسیدن به ایران قوی میگذرد. اما در شرایط کنونی، برای امتداد مسیر پیشنیازهایی در مسیر حکمرانی وجود دارد که باید به آن توجه کرد.
توجه به معیشت و افزایش تابآوری اجتماعی
مهمترین خاستگاه مقاومت، جمهور و عامه مردم هستند. بدون توجه به تابآوری اجتماعی، عملاً امکان مقاومت نشدنی خواهد بود. برآیند سیاستهای دولت حضرتعالی در قبال مستضعفین که در جنگ دوازدهروزه حافظ جمهوری اسلامی بودهاند، باعث عمیقتر شدن شکاف فقر و غنا شده است. سیاستهای ارزی، آزادسازیهای افسارگسیختهای که بدون توجه به تبعات اجتماعی صورت میگیرد که نتیجۀ آن را در دی ماه شاهد بودیم، دستفرمان سالهای گذشته و امروز در قبال مسئلۀ حداقل مزد -که حدود ۴۰ میلیون از مردم ایران را درگیر خود کرده- و بسیاری دیگر از مثالها، نشان دهندۀ بیتوجهی دولت به این مسئله است.
تعیین تکلیف سیاست خارجی جمهوری اسلامی و تغییر در رویکرد مقابله با تحریم
متأسفانه در لایه کلان سیاست خارجی، گیجی استراتژیکی مشاهده میشود که نشان از عدم تصمیمگیری صریح در این حوزه است. عدم تعریف سیاست مناسب و صریح با غرب و کشورهای شرقی، همسایگان و کشورهای عربی و استفاده نکردن از ظرفیتهای آنها در لایههای اقتصادی و سیاسی را میتوان در ادامه این گیجی استراتژیک دید.
رویکرد اقتصادی در مواجهه با تحریمها بر دور زدن تحریم و ایجاد تراستیها متمرکز شده است؛ هرچند شاید بتوان گفت که در بدو مواجهه اقتصاد ایران با تحریمهای همه جانبه، خلق چنین ساختاری جهت تسویه مالی تصمیم کارآمدی بوده است؛ اما امتداد آن بهعنوان رویکرد اصلی منجر به تشکیل شبکهای از الیگارشهای اقتصادی-سیاسی گشته است که با سودجوییها و سوداگریهای خود تنها منافع ملی و معیشت محرومین را به خطر انداخته است. اکنون باید به سمت کاهش نفوذ تراستیها و خنثیسازی تحریم از طریق پیمانهای ارزی مشترک بین دولی حرکت کنیم.


