جنبش دانشجویی مگر اینقدر ارتجاعی ممکن است؟
اراجیفِ کانالهای دنده دهنده به این لمپنیسم موجود در دانشگاه را میخواندم که به این جمله رسیدم. «دانشگاه تهران در تسخیر شیربچههای جنبش دانشجویی ایران». برایم سوال است که آیا ممکن بود که بتوان بیشتر از این مفهوم «جنبش دانشجویی ایران» را به لجن کشید؟
ارتجاعی و واپسگرایانهتر از اینکه امروز عدهای برای تفالههای باقیمانده از یک نظام ارباب رعیتی سر و دست میشکنند و خود را «جنبش دانشجویی ایران» مینامند؟
جنبش دانشجویی ایران از آغاز تاکنون خاصیت استکبارستیزانه و ضدسلطه داشته. جنبش دانشجویی یعنی ۱۶ آذر. آنچه اکنون میبینیم دیکتاتورمآبانهترین، سلطهپذیرانهترین، ضدگفتوگوترین و ضدرهاییترین سبک کنشورزی ممکن در عصر حاضر است.
جریانِ طالب حملهی نیروی خارجی که پرچم شیر و خورشید بلند میکند را چه به رهاییبخشی؟
سوزاندن پرچم ایران با شعار «مرگ بر دیکتاتور» و «پهلوی برمیگرده» یعنی تهی بودن از خودآگاهی تاریخی و تجلی وطنفروشی.
کدام جنبش؟ جنبش شعبان جعفریها؟ جنبش چاقوکشی و فحاشی و پرتاب سنگ یا جنبش دانشجویی؟ حمایت آشکار از بسط تروریسم در کشور به هرچه شبیه است الا جنبش دانشجویی. روز به روز هم دوز ارتجاعی بودنش بیشتر میشود. تا چند روز آینده اگر بلند شدن پرچم اسرائیل را هم دیدید تعجب نکنید. بالاخره اینها خواهان آمدن همان مردکی هستند که برای دیدار با ترامپ و نتانیاهو دریوزگی میکند.
جنبش دانشجویی اصیل و متعهدِ ضداستکباری که درد محرومین و مستضعفین را به همراه دارد نه عملهی دشمن خارجی برای به خاک و خون کشیدن مردم میشود و نه همدست مفسد داخلی در گم کردن مسائل اصلی.


