بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای دکتر سید عباس عراقچی
وزیر محترم امور خارجه جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
احتراماً، دستفرمان وزارت امور خارجه در جمهوری اسلامی، غالبا برخاسته از فهمی خوشبینانه از فضای منازعات قدرت و تحولات بینالملل بوده است. با چنین فهمی بارها دستفرمان سیاستهای خارجی کشور در طول تاریخ به سمت عادی سازی با غرب، خصوصاً ایالات متحده آمریکا، سوق یافته است. تجربههای بهدستآمده از این رویکرد همواره نشان داده است که اگرچه نقاب دیپلماسی بر چهرۀ کشورهای غربی قرار گرفته است، اما همچنان بنا بر سلطه و زورگویی در ایجاد روابط با جمهوری اسلامی ایران نهاده شده. از بارزترین این تجارب میتوان به «برجام» و مذاکرات غیرمستقیم اخیر با آمریکا اشاره کرد که حضرتعالی یکی از اعضای اصلی تیم مذاکرهکننده بودید. ماحصل این توافقات و رویافروشیها، عقبماندگی هشتساله کشور از لحاظ اقتصادی و سیاسی بوده است؛ مسیری که پایان آن دهه سوخته 90 و سالها هدر رفتن عمر کشور برای «تقریبا هیچ» بود. مذاکرات غیرمستقیم اخیر نیز نتیجهای جز تحمیل جنگ دوازدهروزه به ایران در بر نداشت.
میتوان مهمترین دلیل این شکستهای پیاپی را در نوع نگاه آمریکا نسبت به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی جستوجو کرد. همانگونه که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند، مسئله آمریکا با جمهوری اسلامی، مسئلهای هستهای یا موشکی نیست؛ بلکه دعوایی بر سر بنیانهای هویتی نظام جمهوری اسلامی است. به همین دلیل است که حرکت جمهوری اسلامی یا هر دولت و موجودیت استقلال طلب و عدالتخواهی دیگری، به سوی عادی سازی با ذات طاغوتی نظام سلطه در جهان غیر ممکن است. مذاکره با آمریکا در راستای حل اختلافات هیچگاه به نتیجه نرسیده است. اکنون نیز پس از اعلام مرگ رسمی برجام در نقطهای هستیم که «بنبست محض» مذاکره با آمریکا بیش از هر زمان دیگری بر همگان آشکار شده است.
اکنون کشور بیش از هر زمان دیگر، نیازمند تغییرات راهبردی کلان در عرصه سیاست خارجی است. جهان پیرامونی تنها شامل مو بورها و چشمآبیهای آمریکایی نیست. یکی از وظایف اصلی وزارت امور خارجه، دیدن تمامی فرصتهای جهانی و فعالسازی آنها از طریق دیپلماسی فعال و جهانشمول است. تجربه دیپلماسی فعال در دولت شهید آیتالله رئیسی، که توسط همتای شهیدتان دکتر حسین امیرعبداللهیان رهبری میشد، بهخوبی نشان داد که میتوان با دیدن فرصتهای جهانی و بهرهگیری از دیپلماسی فعالانه، هم روابط سیاسی قوی ایجاد کرد و هم به رشد اقتصادی داخلی دست یافت. آقای دکتر عراقچی، اکنون مهمترین نیازی در سیاست خارجی، تغییر راهبردی پارادایمهای این عرصه بر محور دیدن فرصتهای متنوع جهانی است. نیازی که نباید تحت الشعاع بازیهای رسانهای سیاسیونی تاریخ مصرف گذشته در فضای کشور قرار گیرد. در ادامه بخشی از فرصتها در شرایط امروز به اختصار تقدیم میشود:
1. توجه بر منافع مشترک با دیگر کشورها
واقعیت صحنه بینالملل نه بر اساس روابط دوستانه کشورها، بلکه بر مبنای منافع آنان شکل میگیرد. چین و روسیه، هر دو بهواسطه قدرت جهانی خود، منافع مشترک راهبردی بسیاری با ما دارند و بارها در عمل نشان دادهاند که شرکایی قابلاتکاتر از آمریکا هستند. باید تا راهبرد پیشین دستگاه سیاست خارجه که همواره به این ظرفیت به عنوان آلترناتیو دست چندم در نظر گرفته است و اولویت را به کشورهای غربی و اروپایی داده است تغییر کند. از طرفی ایجاد روابط سیاسی و اقتصادی صحیح با کشورهای همسایه میتواند گامی مؤثر در تأمین حجم واردات و صادرات و همچنین تولید امنیت ملی باشد. کشورهایی نظیر پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، کشورهای حاشیه خلیج فارس، عراق و ترکیه در این دسته قرار دارند. همچنین باید به سابقه حضور گسترده نظامات استعمارگر در کشورها و ظرفیت روحیهی ضد استکباری مردم و دولت ها استفاده کرد. چنین کشورهایی قابلیت تعریف منافع مشترک بسیاری را با خود به همراه دارند. کشورهایی مانند ونزوئلا، آفریقای جنوبی و الجزایر از جمله این کشورها هستند.
2. انزوای ژئواکونومیک کشور را جدی بگیرید
کریدورها پیش از آنکه ساختی اقتصادی داشته باشند، ساختی امنیتی دارند. کشورهایی که مسیر کریدورها از خاکشان عبور میکند، بهطور طبیعی دارای منافع مشترک اقتصادی، امنیتی، سیاسی و فرهنگی میشوند. متأسفانه در برهههای مختلف، بیتوجهی به موضوع کریدورها، ما را در معرض آسیبپذیریهای جدی قرار داده است. انفعال دستگاه سیاست خارجه کشور به هنگام تحولات مرتبط با کریدور زنگزور و تلاش برای بی اهمیت جلوه دادن آن توسط دولت بی شک از نقاط سیاه کارنامه این دوره بود. باید با دیدگاه فعالانه به ظرفیت های گوناگون در مقوله کریدور ها را دید و از کشور را از خطرات امنیتی و انزوای ژئواکونومیک مصون داشت.
3. پسا طوفان الاقصی و جبهه جهانی مستضعفین
بیتردید یکی از وظایف مهم وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران استفاده از ظرفیت و آرایش متفاوت صحنه در جهان پساطوفان الاقصی در جهت مواجهه با رژیمهای استکباری است. پرسش اینجاست که در موقفی نظام سلطه برای ایجاد اجماع با کشورهای منطقه پیمان ابراهیم را پیشنهاد میدهد، واکنش جمهوری اسلامی که داعیه دار جبهه جهانی مستضعفین است چیست؟ چنین نگاهی به مقوله مبارزه با اسرائیل و مقاومت امری شعاری نیست. متأسفانه در دولتهای پیشین، اهتمام جدی بر این امر مشاهده نمیشد و در دوره جنابعالی نیز این عینک تا حد زیادی کاهش یافته است؛ بهگونهای که حتی در شرایطی که مسئله مهم جهان، مسئله فلسطین است، معاونت عربی و آفریقایی وزارتخانه در دوره شما مشخص نگردیده است. اگر مطابق با ادعای خود عمیقا به همسویی میدان و دیپلماسی در مسیر تحقق اهداف انقلاب معتقد هستید، از ظرفیت دیپلماتیک کشور برای گسترش ارتباطات با کشورهای اسلامی و تقویت جبهه مقاومت استفاده کنید.
4. گسترش مبادی ورودی به کشور
یکی از مسئولیتهای مهم وزارت امور خارجه، تسهیل مبادلات اقتصادی از طریق سیاستگذاری خارجی صحیح است. در حال حاضر، کشورهای طرف تعاملات تجاری ما محدود هستند. انتظار میرود با گسترش مبادی ورودی و توزیع آن در ظرفیتهای مختلف، مانع وابستگی اقتصاد کشور به چند کشور خاص شوید. در این نوع نگاه نیاز است تا حجم مبادلات اقتصادی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران با کشورهایی مانند امارات، که رژیم صهیونیستی در آنها نفوذ علنی دارد، به حداقل ممکن کاهش یابد. مسئلهای که اگر علاج نشود میتواند به تهدید علیه امنیت ملی کشور تبدیل گردد.
5. استفاده از ظرفیت پیمانها و سازمانهای بین المللی
از تاثیرات گذار از نظم تک قطبی در جهان، گسترش امکان و ظرفیت همکاریهای اقتصادی و بین المللی است. یکی از مهمترین مسائل سیاست خارجی، اصلاح ساختار وابستگیهای سیاسی و اقتصادی به غرب است. حضور جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای و بریکس در دولت شهید رئیسی نیز در همین راستا صورت گرفت. اکنون انتظار میرود جنابعالی با دیدی راهبردی و مشارکت فعال در این سازمانها، یا حتی ایجاد بسترهای جدید همکاری، وابستگی کشور به غرب را به حداقل برسانید.
والسلام علی من اتبع الهدی

