سازماندهی کارگران ضامن امنیت ملی است.
نامه اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی به وزیر کار، پیرامون ضرورت سازماندهی کارگران
جناب آقای احمد میدری
وزیر محترم امور تعاون، کار و رفاه اجتماعی
سلام علیکم
احتراما چنانچه مستحضرید یکی از اهداف رژیم صهیونیستی در تجاوز به کشور، تغییر نظام سیاسی بود. رهبر این رژیم و رسانههای وابسته به منافع غرب در پیش و حین جنگ ۱۲روزه، به صورت مداوم از فرماندهان نظامی گرفته تا کمپینهای ضدانقلاب و اقشار مختلف مردم دعوت به اقدام عملی علیه ایران میکردند. اما علیرغم پیروزینمایی رژیم صهیونیستی و آمریکا، هیچ کدام موفق به بازگشایی جبهه جدیدی از جنگ نشدند. یکی از گروههای اجتماعی بزرگی که نه تنها با درخواست اعتصاب ضدانقلاب همراهی نکرد بلکه به صورت فعالانه در جنگ اخیر حضور موثری از خود نشان داد کارگران بودند. در حالیکه که سیاستهای سرمایهدارانه و ضدرفاهی تمام دولتهای پس از جنگ، بیش از همه کارگران ایران را در یک نارضایتی عمومی قرار داده بود. با این جود کارگران با آگاهی از خطر حمله موشکی نه تنها خطوط تولید را رها نکردند بلکه با مشارکت اطلاعاتی، آگاهی نیروهای نظامی را برای خنثیسازی خرابکاریهای داخلی افزایش دادند. همچنین از سوی معدود تشکلهای کارگری سالم، درخواستهای متعددی برای حضور و مشارکت بیشتر در جنگ ۱۲ روزه دیده میشد. پیش از این نیز در دفاع مقدس، از مطالبات صنفی خود گذشتند و با حضور مستقیم و غیرمستقیم در جبهه، زمینه پیروزی انقلاب را فراهم آوردند.
در حالیکه بسیاری از کارفرمایان با شروع جنگ از کشور فرار کردند. در جنگ اخیر نیز چهرههای موثر و رسانهای منتسب به اتاق بازرگانی و کانون کارفرمایان کشور با مواضعی دوپهلو یا با نادیدهانگاری نقش آمریکا، نشان دادند که منافع اقتصادی و طبقاتی خود را به پای مفاهیم ارزشمندی چون مقاومت خرج نخواهند کرد.
اکنون در دوره پساجنگ ضروری است که دستور کار نهادهای اجتماعی از جمله وزارت کار، بازسازماندهی نیروهای اجتماعی برای تقویت بنیه مردمی نظام در صورت ادامه جنگ باشد. از این رو مسئولیت وزارت کار به عنوان متولی اصلی روابط کار حداقل ۱۴ میلیون کارگر، از هر نهاد دیگری ارزشمندتر است. پیشنهاد ما در این رابطه تسهیل سازوکارهای عمل به فصل هفتم قانون کار، یعنی سازماندهی کارگران در قالبهای تشکلهای کارگری است. از الطاف جنگ ۱۲ روزه بیاعتباری رویکرد امنیتی غالب بر فضای تشکلیابی کارگران بود. تا امروز تحلیل غالب در این زمینه، پیوند تشکلهای کارگری با جریانهای ضدانقلاب بود در حالیکه کارگران ایران در پراکندهترین شکل سازماندهی خود هم کانون سرمایهداری غرب و پیمانکار نظامیاش را ناکام گذاشتند. لذا از این پس انسجام کارگران دیگر نه تنها یک امر صنفی است بلکه خود متضمن حیات سیاسی نظام در مقابل بحرانهاست. لذا ادامه سرکوب فعالین و تشکلهای کارگری اقدامی ضدامنیتی در شرایط امنیتی این روزهای ایران است.
والسلام علی من اتبع الهدی

