بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای سید عباس صالح شریعتی، وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی
سلام علیکم
امروزه ما شاهد آن هستیم که بخشی از تولیدکنندگان و فعالان سینما، از مفهوم «هنر» فاصله گرفته و به سمت یک مدل رفتاری کاملاً حسابشده و سودجویانه حرکت کردهاند. برخی گروهها، به جای تمرکز بر کیفیت روایت و ارتقای ذائقه مخاطب، به دنبال تولید «جنجال» به عنوان محصول اصلی خود هستند. این رویکرد، که میتوان آن را «تجارت با هنجارشکنی» نامید، در قالب یک چرخه تکراری، هوشمندانه و آسیبزا بروز میکند که مراحل آن به شرح زیر است:
نخست؛ هنجارشکنی به مثابه ابزار جذب:
در این مرحله، تولیدکننده با استفاده از محتوای نامناسب، تصاویر هنجارشکن و پرداختن به موضوعاتی که با ارزشهای دینی، فرهنگی و اخلاقی جامعه در تضاد است، تلاش میکند تا در اولین برخورد، شوک ایجاد کرده و مخاطب را (حتی از روی کنجکاوی یا اعتراض) به سمت اثر سوق دهد. در واقع، «کثافت و ابتذال» به جای آنکه مانع از تماشای اثر شود، به ابزاری برای جذب عامۀ مردم تبدیل شده است.
دوم؛ بهرهبرداری از فرآیند توقیف و ایجاد موج مظلومنمایش:
نکته تکاندهنده اینجاست که در این چرخه، «توقیف» دیگر برای تولیدکننده یک «جریمه» یا مانع نیست، بلکه به یک «استراتژی تبلیغاتی» تبدیل شده است. این گروه با پیشبینی فرآیند بازبینی و توقیف، از این اتفاق برای ایجاد موجهای رسانهای استفاده میکنند.
آنها با ایجاد فضای «مظلومنمایی» و ادعای محدود شدن آزادیهای هنری، افکار عمومی را به سمت خود متمایل کرده و از جنجالهای سیاسی و اجتماعی برای بالا بردن ارزش معنوی و رسانهای اثر خود بهره میبرند.
سوم؛ رسیدن به فروش حداکثری در پی جنجالهای ایجاد شده:
مرحله نهایی این چرخه، بهرهبرداری از جو رسانهای است که در مراحل قبل ساخته شده است. پس از گذشت زمان و فروکش کردن جنجالهای اولیه، یا در صورت لغو توقیف، این آثار با پشتوانه همان حواشی و جنجالها، به اکران میرسند و با فروشی بسیار بالا و گاه نجومی، به سودهای کلان دست مییابند. این یعنی تولیدکننده در واقع از «شکستن قوانین و ارزشها» درآمدزایی میکند.
این وضعیت نشاندهنده یک عادت رفتاری و یک استراتژی آگاهانه برای دور زدن ارزشهای جامعه و سوءاستفاده از خلأهای نظارتی است. وقتی توقیف به یک «تبلیغ» تبدیل شود، یعنی ابزار نظارتی خود دچار ناکارآمدی شده است.
امروز یکی از صدهای نمونۀ اثری که همین چرخه برای بیشتر دیده شدن استفاده کردند فیلم سینمایی «تهران کنارت» بوده است که در کمال تعجب همچنان نیز برروی پرده در حال اکران است؛ مصداقی بارزی از ارائۀ کلکسیونی از هنجارشکنیهای فرهنگی-اجتماعی-سیاسی برای رونق بخشیدن به کمپین تبلیغاتی. از رقص علنی کاراکترهای زن، شرب خمر، عادیسازی روابط آزاد خارج از ازدواج و غیره، تا پخش قطعۀ غیرمجاز خوانندۀ زنِ سلطنتطلبی که حامی تهاجم نظامی به کشور عزیزمان بوده است؛ آن هم دقیقا اندکی پس از تهاجم به خاک ایران عزیزمان در حین جنگ رمضان.
با وجود سالها توقیف و اصلاحات، اثر مذکور همچنان آنقدر حاوی محتوای غیراخلاقی است که بیشک اکران آن در سینمای جمهوری اسلامی لکۀ ننگی بر دامان وزارت ارشاد آن خواهد بود؛ و این تنها یک مورد از دهها مورد اثر تولیدی زننده و غیراخلاقی است که در سینما و سرویسهای VOD با رعایت همین چرخه تولید میشود.
لذا درخواست ما از این وزارتخانه علاوه بر برخورد قاطع با فروش ابتذال به جای هنر، فراتر رفتن از برخورد صرف با «نتیجه» (یعنی خودِ فیلم یا صحنه معین) و تمرکز جدی بر «ریشه» این آسیب است. ما خواستار اصلاح ساختار تولید و ایجاد سازوکارهایی هستیم که مانع از تبدیل شدن فرآیند نظارت به ابزاری برای بازاریابیِ هنجارشکنی شود.سینما نباید به کارخانه تولید جنجال برای فروش بیشتر تبدیل شود.
موضوعی که اگر امروز با نگاهی تحلیلی و ساختاری به آن نگریسته نشود، میتواند به زوال تدریجی ارزشهای فرهنگی و اخلاقی جامعه و از دست رفتن اعتبار سینمای ملی منجر گردد.
لازم است این چرخه تکراری شکسته شود تا سینما از فضای کثیف جنجالسازی و تجارت با ابتذال پاک شده و دوباره به مسیر تولید آثار اصیل و ارزشمحور بازگردد.

