صفحه اصلی > اخبار و مواضع : پراشتباه، نگران‌کننده و پرابهام نقدی بر سخنان وزیر امور خارجه، آقای عراقچی در نشست خبری با شبکه خبر

پراشتباه، نگران‌کننده و پرابهام نقدی بر سخنان وزیر امور خارجه، آقای عراقچی در نشست خبری با شبکه خبر

پراشتباه، نگران‌کننده و پرابهام
نقدی بر سخنان وزیر امور خارجه، آقای عراقچی در نشست خبری با شبکه خبر

آقای دکتر عراقچی، وزیر امور خارجه کشورمان، شامگاه ۲۳ خرداد پیرامون مذاکرات و توافق احتمالی با آمریکای متجاوز مصاحبه‌ای کردند. مصاحبه‌ای که مصادف با سالگرد روزهای حمله رژیم تروریست آمریکا به کشورمان در میانۀ مذاکرات آغاز جنگ دوازده‌روزه بود. آنطور که از گفته‌ها پیداست نیز بنا است تا یادداشت تفاهم 14 بندی در روز جمعه به امضای رسمی طرفین برسد. از این رو سخنان اخیر آقای عراقچی به عنوان یکی از معدود مواضع رسمی مسئولین ما، پیرامون توافق احتمالی واجد اهمیت بسیاری است. گرچه نکات در خصوص سخنان ایشان بسیار است؛ اما متن پیشِ رو سعی می‌کند به‌اختصار به‌نقد و بررسی بخش‌هایی از این مصاحبه بپردازد.
از نقض فاحش تا تهدید فاحش؛ همان عراقچی قبلی
آقای عراقچی در صحبت‌های خود اذعان داشتند که: «ما زیر سایه تهدید مذاکره نکردیم.» یاللعجب، به‌راستی این حد تفاوت نظر در تشخیص عمل تهدیدآمیز میان مردم و شما از کجا نشئت می‌گیرد؟از آغاز آتش‌بس تاکنون آمریکا و اسرائیل روزی را بدون تهدید و اقدام علیه ایران و متحدانش نگذرانده‌اند. محاصره دریایی، تهدید به ترور رهبر انقلاب اسلامی، حمله مداوم به مواضع محور مقاومت و ایران اسلامی، تهدیدهای مکرر ترامپ در خصوص عواقب عدم مذاکره و تهدید به اشغال خارک. حتی خبرهای قطعی‌شدن تفاهم‌نامه، آن هم درست پس از توییت ترامپ درباره حمله و استفاده از زور برای کشاندن ایران به میز مذاکره، هیچ‌کدام مذاکره زیر سایۀ تهدید به‌حساب نمی‌آیند؟ به یاد برجام و خاطرات گذشته افتادیم آقای عراقچی. نکند به نظرتان همچنان با تهدید فاحش فاصله داریم؟تا کی قرار است دستگاه سیاست خارجه در روابط سیاسی، با فهمی غیرواقعی و کاریکاتوری و با خوش‌بینی به دنیای تروریست‌های کراواتی، هزینه‌هایی مانند برجام و مذاکرات منتهی شده به جنگ را به کشورمان تحمیل کند؟ در صحبت‌های خود گفته‌اید چیزی که منجر به جنگ شد، نه مذاکره، بلکه مقاومت در برابر خواسته‌های آمریکا بوده است. البته خوب است به‌صورت شفاف به همه مردم ایران بگویید این مقاومت در مقابل کدام خواسته آمریکا بوده که منجر به جنگ شده است و آیا امروز در میز مذاکره آن خواسته‌ها تغییر کرده یا نه؟ آیا همچنان در حال مذاکره بر سر هسته‌ای هستیم یا نه؟اما مهم‌تر از این مسئله گفتار رهبر شهید انقلاب است. مذاکره با چنین دشمنی نشان‌دهنده تهدیدپذیری ایران اسلامی است. همین ارسال پالس ضعف و عقب‌نشینی است که دشمن متخاصم را تشجیع کرده و سایۀ جنگ را بر سر کشور خواهد آورد. همین دست‌فرمان است که دست‌اندازی جلوی پای مقاومت‌کردن شده است. باوجودآنکه به‌درستی دیپلماسی می‌تواند مکمل و هم‌راستا با میدان باشد، تجربیات اخیر در اغلب موارد خلاف این گزاره را در خصوص کشور ما نشان می‌دهند. حال پرسش اصلی اینجاست که بر فرض قطعی شدن توافق در روز جمعه، ما بناست تا چه واکنشی در قبال نقض‌های مکرر احتمالی در 60 روز آینده داشته باشیم؟ آیا همچنان قرار تا مطابق روند اشتباهی که از آتش‌بس تا کنون پی گرفتیم عمل کنیم؟ آیا در توافق احتمالی به صراحت در خصوص تبعات نقض پیمان سخن گفته شده است؟ آیا تضمین عینی وجود دارد؟
آمریکا وحدت را هدف قرار می‌دهد؛ البته همراه با شما
آمریکا پس از جنگ دوازده‌روزه، انسجام اجتماعی ملت ما را هدف قرارداد؛ اما ملت مبعوث شده و انقلابی ایران اسلامی در این مدت، با حضور خود در صحنه، نه‌تنها توطئه آمریکایی ـ صهیونیستی را خنثی کرد، بلکه کشور را نیز رهبری کرده است.اما کدام‌یک بیشتر وحدت را هدف قرار داده است؟ آمریکا که هر کاری کرد تا این ملت را از صحنه خارج کند و نتوانست، یا رویکرد غیرشفاف جناب عراقچی و همراهانشان؟ آن‌هم در زمانی که گمانه‌زنی‌ها و نگرانی‌ها درباره متن تفاهم‌نامه به بیشترین حد خود رسیده است. درست در همین نقطه ایشان با افتخار به دوربین نگاه می‌کنند و می‌گویند ما بعد از قطعی‌شدن و امضای توافق آن را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت. می‌گویند: «اگر این توافق را با مردم در میان بگذاریم، رژیم صهیونیستی می‌فهمد و جلوی آن را می‌گیرد.» این حرف نیز از عجایب امروز است. وزیر خارجه جمهوری اسلامی معتقد است که اسرائیل، نتانیاهو و موساد از بندهای توافق احتمالی مطلع نیستند و اگر ایشان بندها را با ملت ایران به اشتراک بگذارد نتانیاهو متوجه خواهد شد. هرکسی که با الفبای سیاست آشنا باشد نیز می‌داند توافق، با تمام جزئیات، نه‌تنها به رژیم صهیونیستی رسیده است، بلکه احتمالاً آن‌ها خود نیز در تدوین این توافق نقش داشته‌اند. این سخنان نیز برخاسته از یک باور قدیمی و خسارت‌بار در دستگاه سیاست خارجه است که می‌توان میان رژیم صهیونیستی و آمریکا فاصله‌گذاری انجام داد.پیش از آن که نگران باشید وحدت ملت ما توسط آمریکا شکسته شود، رویکرد غیرشفاف خود را در قبال
این ملت اصلاح کنید تا مبادا افعال شما بیش از این موجب انشقاق در میان ملت مبعوث شده شود. از امروز تا روز جمعه گرچه زمان بسیار کمی است، اما گفت‌وگوی شفاف با مردم در خصوص بندهای توافق و شنیدن نظرات نخبگان در خصوص آن قطعا ضروری است.
مغالطه‌ی پرتکرارِ زمان توافق
جناب وزیر گفتند توافق برای تثبیت دستاورد‌ها و امتیازهای اخذ شده در میدان نبرد است؛ و ازآنجاکه ما در 40 روز ابتدایی نبرد پیروز شدیم، حال قطعا وقت توافق کردن و تثبیت امتیازها است. زیرا ما دست بالاتر را داریم. این هم از آن مغالطاتی است که اگر آن را زیرسوال ببریم به سرعت متهم به زیرسوال بردن پیروزی کشور در 40 روز ابتدایی خواهیم شد. حال آنکه تعارض بین غلط دانستن مذاکره و پیروزی کشور وجود ندارد. ما قطعا در 40 روز ابتدایی به لطف خدا و نیروهای مسلح ما ـ که درود خداوند بر آنان باد ـ پیروز شدیم. به همان اندازه که این گزاره درست است، به همان اندازه نیز بدیهی است که سطح پیروزی و دستاوردهای میدانی ما، با امتیازهایی که می‌تواند حافظ امنیت ملی باشد تناسب ندارد؛ لذا نمی‌توان آنها را در میز مذاکره تثبیت کرد. فقط کافی است که توجه کنید که آنها همچنان از ما مذاکره بر سر مسئلۀ هسته‌ای را طلب می‌کنند. تجربه دور اول مذاکرات اسلام‌آباد به خوبی وهم‌آلود بودن این گزاره را نشان داد.
نظم آمریکایی منطقه؛
اما مهم‌تر آنکه اساس این شیوهٔ مذاکره، به این معنا که مبتنی بر پذیرش نظم آمریکایی منطقه باشد غلط است. فرامتنی که رهبر شهید با تاکید بر حذف پایگاه‌های آمریکایی در منطقه پی می‌گیرد، بر انداختن همین نظم بود؛ نظمی که در افغانستان و سوریه خود را نشان داد تا امکانی برای روی کار آمدن مناسباتی جدیدی در منطقه -مشخصاً میان مسلمین- را غیرممکن کند. فلذا هر نحوه کنش‌ورزی در منطقه چه نظامی و چه دیپلماتیک باید در همین صورت‌بندی بگنجد.اما نحوه کنش‌ورزی ما پس از توقف آتش، حاکی از فهمی دیگر است. بدین معنا که انگار ما مناسبات صورت‌بندی شده از جانب طرف آمریکایی_صهیونیستی را پذیرفته‌ایم. برای خارج شدن از این مناسبات به عنوان مثال باید چهره ارائه شده از پایان جنگ، متنوع می‌بود و لزوماً در مذاکره خلاصه نمی‌شد؛ یا حصر دریایی به عنوان مفادی در مذاکره وارد نمی‌شد. حتی وارد کردن ایدهٔ پول‌های بلوکه شده خود نیز در نظم آمریکایی فهم می‌شود. این صورت‌بندی و این مهم شاید مهم‌ترین اتفاقی بود که باید در فضای دیپلماسی رخ می‌داد.
تضمین؟ تقریبا هیچ
آقای دکتر، درست است که در میدان نبرد نظامی، پاسخی محکم و دندان‌شکن به دشمن دادیم؛ اما این پاسخ محکم می‌تواند برای ما تضمین‌کننده عدم حمله مجدد و نقض بندهای این تفاهم‌نامه باشد؟ در پاسخ به تضمین عدم تکرار این رفتارها از سوی آمریکا گفتید: «مطمئن باشید تا مدت‌ها کسی جرئت نخواهد کرد سربه‌سر ایران بگذارد». آیا این تضمین شما برای عمل طرف مقابل به بندها است؟ همین مسئله نشان‌دهنده این است که شما «نبرد وجودی» را درک نکرده‌اید. رفتار آمریکا در این مدت را به‌خاطر بیاورید. اگر پاسخ ما در این مرحله بازدارنده بود، نقض‌های مداوم آتش‌بس هیچ‌گاه اتفاق نمی‌افتاد و خاک کشورمان مورد تجاوز قرار نمی‌گرفت.«باید ببینیم در چه مرحله‌ای قرار داریم. اگر طرفین راضی باشند، تفاهم قابل‌تمدید است و یا ممکن است در این مدت ببینیم فایده‌ای ندارد؛ طبیعتاً توافق نهایی شکل نمی‌گیرد. نمی‌خواهم از الان قضاوتی کنم.»این صحبت آقای عراقچی درباره به ثمر نرسیدن توافق در ۶۰ روز آینده است. هرچند ایشان تمایلی به قضاوت ندارند، اما خوب است بدانید امتیازاتی مانند باز کردن تنگه هرمز و رفع فشار از آمریکا، امتیازاتی نقدی هستند که به آن‌ها می‌دهیم؛ اما اگر توافقی شکل نگیرد، با توضیحات شما هیچ تضمینی برای عایدی جدی و درخور وجود ندارد. تضمین این نیست که بگویید هر لحظه خواستیم می‌توانیم مذاکرات مرحلۀ دوم را انجام ندهیم.هرچند آن را در کلمات بیان نکنید، اما این رویکرد بوی خوش‌بینی بیش از حد به دشمن را می‌دهد.
عبور از ده شرط و تاکیدات رهبری، عبور از ملت مبعوث شده
اکنون، پس از مصاحبه آقای عراقچی با شبکه خبر و بررسی گمانه‌زنی‌ها و پیش‌نویس‌هایی که بعضاً تاکنون منتشر شده‌اند می‌توان به‌جرئت گفت که ده شرط اعلامی شورای‌عالی امنیت ملی و تأکیدات رهبر انقلاب در این تفاهم‌نامه به‌درستی لحاظ نشده است. سؤال اصلی آن است که اگر توافقی این ده شرط را نداشته باشد، آیا می‌تواند حتی ذره‌ای به امنیت ملی ما کمک کند؟ یا قرار است مانند برجام و دو مذاکره پیشین، راه را برای حمله و تضعیف امنیت ملی ما توسط آمریکا هموارتر از پیش کند؟فاجعه‌آمیزترین بخش این توافق نیز پذیرش صحبت‌کردن در خصوص مسئله هسته‌ای به‌عنوان گام نهایی است. آن هم زمانی که رهبر انقلاب آن را مساوی با مرزهای خاکی، هوایی و دریایی کشورمان قرار داده‌اند. پذیرش صحبت در خصوص چنین مسئله چه معنایی جز
یک شکست قاطع دیپلماتیک می‌تواند داشته باشد؟ البته جناب وزیر پا را فراتر گذاشتند و حتی در خصوص پذیرش رقیق‌سازی مواد در داخل کشور هم سخن گفتند. فریاد ملت مبعوث شده که دائماً به آن ارجاع می‌دادید، عقب‌نشینی و سازش در مقابل آمریکای جهان‌خوار و کودک‌کش نبوده و هیچ‌گاه نخواهد بود. چنین توافقی چه تفاوتی با وضعیت پیش از شهادت رهبر انقلاب دارد؟ آن زمان هم مذاکرات ما بر سر مسئلۀ هسته‌ای بود. بگذریم که همین توافق ضعیف هم در صورت تحقق پایدار نخواهد ماند و بی‌شک مورد نقض واقع خواهد شد. این ملت، در خیابان و به خون‌خواهی از امام شهیدش، بیش از صد روز است که در صحنه حضور داشته است و مطالبه آن نیز همواره و در هر شرایطی، حفظ و عمل به شروط ده‌گانه ولی‌فقیه بوده است. چنانچه از این ده شرط و تأکیدات صریح رهبر انقلاب عبور شود قطعا از جانب مردم بی‌پاسخ نخواهد ماند و عواقب آن تماما بر عهدۀ شما و هیئت مذاکره کننده است.
مقالات مرتبط

نامه اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی خطاب به دکتر پزشکیان پیرامون دست‌فرمان اقتصادی کشور

نامه اتحادیه جنبش عدالتخواه دانشجویی خطاب به دکتر پزشکیان پیرامون دست‌فرمان اقتصادی…

5 شهریور 1405

مجلس، صدای مستقیم ملت مبعوث در ساختار حکمرانی

مجلس، صدای مستقیم ملت مبعوث در ساختار حکمرانی نامه اتحادیه جنبش عدالتخواه…

5 شهریور 1405

دیدگاهتان را بنویسید

10 − یک =