سلام علیکم؛نهاد پارلمان در قاموس جمهوری اسلامی، همواره به عنوان «رأس امور» و مرکز ثقلِ تعاملِ سازوکارهای جمهوریت با مدیریت کشور شناخته شده است. جایگاه مجلس، فراتر از یک نهاد اداری، تبلور اراده ملت و محلی برای مهارِ انحرافات و تضمینِ خرد جمعی در تصمیمگیریهاست. همانگونه که حضرت امام خمینی (ره) در اهمیت این جایگاه فرمودند: «مجلس در رأس همه امور است… مجلس مرکز است؛ یعنی کانون است، کانون همه چیز است.» (صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۱۶۳).با این حال، تداومِ طولانیمدت در بسته ماندن دربهای مجلس و عملاً به حاشیه رفتنِ سازوکارهای پارلمانی، نه تنها نگرانکننده، بلکه آسیبزا است. وقتی مجلس به عنوان اصلیترین تریبونِ مردم و نهادِ نظارتی و تقنینی از حیز انتفاع خارج شود، شکاف میان حاکمیت و بدنه جامعه عمیقتر شده و اعتمادِ عمومی که پشتوانه اصلی هر نظام سیاسی است، دچار فرسایش میشود.
علاوه بر این، عدم فعالیت مجلس میتواند به عدم تصویب قوانین ضروری و اصلاحات مورد نیاز در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منجر شود. این امر نه تنها به رشد و توسعه کشور آسیب میزند، بلکه میتواند به بروز بحرانهای جدی در آینده منجر شود. ادامه این وضعیت، راه را برای تصمیمگیریهای غیرشفاف و یکسویه هموار کرده و عملاً جمهوریت نظام را در سایه قرار میدهد. آسیبهای ناشی از فقدانِ حضور مجلس، تنها محدود به یک قوه نیست، بلکه پیکره کشور را در مواجهه با چالشهای ریز و درشت اقتصادی و اجتماعی بیدفاع میگذارد.
حال پرسش اینجاست که آیا این توقفِ طولانیمدت، با بهانهی اینکه آییننامه داخلی اجازه برگزاری جلسات را نمیدهد، منطقی و قابل قبول است؟ مگر نه این است که در دورانپرخطر و ابتدایی جنگ، مجلس خبرگان رهبری حتی در اوج درگیریها و شرایط امنیتی، با درکِ ضرورتِ تداوم نظام، جلسه تشکیل داد و سکان کشتی انقلاب را تعیین کرد؟ چگونه است که نهاد قانونگذاری کشور در طول این دو هفته نمیتوانست با برگزاری یک جلسه فوری و اضطراری، نسبت به اصلاح آییننامه برای امکان برگزاری جلسات مجازی یا از راه دور تصمیمگیری کند؟ آیا واقعاً برگزاری یک جلسه برای اصلاح آییننامه، پیچیدهتر از انتخاب رهبر انقلاب در شرایط بحرانی بود؟
اگر فرض کنیم این شرایط دشوار، خدای ناکرده، چند سال ادامه پیدا کند، آیا باید یکی از قوای اصلی کشور، یعنی قوه مقننه، بهکلی تعطیل شود؟ حکمرانی و مسائل کشور که نمیتوانند معلق بمانند و باید با جدیت پیگیری شوند. تداوم این وضعیت، شائبهی فروپاشیِ کارکردیِ یکی از قوای اصلی کشور را تقویت میکند و این امر با روح قانوناساسی و تأکیدات بنیانگذار جمهوری اسلامی مبنی بر «رأس امور» بودن مجلس، در تضاد آشکار است.
از آنجایی که مجلس شورای اسلامی، تکیهگاه اصلیِ مردم برای پیگیریِ مطالبات و نقطه امید برای حل مشکلات کشور است(رهبر شهید) و
صدای مستقیم ملت در سازوکار حکمرانیِ نظام مقدس جمهوری اسلامی، تجلیگاه «مردمسالاری دینی» و دیدهبانِ بیدارِ امت برای صیانت از اصول انقلاب محسوب میشود.، ضروری است که تدابیر لازم برای بازگشایی آن اتخاذ گردد و با بازگشتِ مجلس به کارکردِ اصلی خویش و احیای جایگاه والای آن به عنوان «رأس امور»، شاهدِ پویاییِ مجددِ سازوکارها و پاسخگو بودنِ مسئولان در برابر ملت باشیم.
این اقدام نه تنها به تقویت نهادها کمک میکند، بلکه به احیای اعتماد عمومی و افزایش مشارکت شهروندان در فرآیندهای سیاسی نیز منجر خواهد شد؛ چرا که هم اکنون کشور بیش از هر زمان دیگری نیازمندِ شنیده شدن صدای مردم از طریق نهادهای قانونی و اصلاح مسیرها بر مدار قانون و خرد جمعی است.
لذا از جنابعالی انتظار میرود با مجاهدت و تدبیر، ضمن احیای فوری فعالیتهای پارلمانی و اصلاح سازوکارهای قانونی برای شرایط اضطرار، اجازه ندهید صدای مردم در این برهه حساس خاموش بماند. احیای کارکرد مجلس، نه یک امر تشریفاتی، بلکه ضرورتی برای حفظ اعتماد عمومی، تقویت انسجام ملی و تضمینِ تداومِ مقتدرانه حکمرانی در پرتو اسلام و قانون است.
و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

